الا ای محرم! تو یادآور عشق و خون و حماسه …


- 662 بازدید

محرمی دیگر از راه رسیده است و دیگر بار که چندین قرن از غروب غریبانه عاشورا و کربلای ۶۱ هجری می‌گذرد، یاد رشادت، پایداری، عدالتخواهی، شهامت و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، ابوالفضل العباس(ع) و هفتادو دو پایمرد صحرای کربلا دوباره در دل‌ها جان گرفته است. چراکه حماسه کربلا و واقعه ی عاشورا مهم‌ترین رخدادی بوده که مظلومیت امام حسین(ع) و ددمنشی دشمنان اهل بیت را روایت می کند که شاید نظیر چنین حادثه ای در هیچ جای تاریخ اتفاق نیفتاده است.

نام حسین(ع) با محرم پیوند خورده و جانفشانی او و یاران باوفایش به محرم، روح و حیات دمیده است. ماه محرم برای شیعیان و عاشقان حسین(ع) از آن سالهای دور تا به حال، ماه حزن و اندوه بوده است. آنان همه ساله به عشق امام حسین(ع) گرد هم می آیند، بر مظلومیتش اشک ماتم می ریزند و از چشمه زلال عنایتش سیراب می شوند …

الا… ای محرم! تو آن مظهر اثبات مظلومیت در زمانی هستی که بر زاده زهرای اطهر، آن نوه ی پاک پیامبر، جگر پاره نبوت، حضرت امام حسین (ع) سالار شهیدان رحم نکردند و آن جنایت را بوجود آوردند که تاریخ هرگز آنرا فراموش نخواهد کرد و تا آزادگی در جهان باقی است نام امام حسین (ع) بر سر زبانهاست که برای آزادگی سر مبارکش از بدن جدا شد تا تاریخ شهادت دهد که او برای آزادگی و مقاومت در مقابل ظلم تا پای جان هستی خود را فدای دین جدش حضرت محمد (ص) نمود.
الا… ای محرم! تو آن خشم خونین خلق خدایی که از حنجر سرخ و پاک شهیدان برون زد. تو بغض گلوی تمام ستمدیدگانی که در کربلا، نیمروزی به یکباره ترکید. تو خون دل و دیده روزگاری که با خنجر کینه توز ستم، بر زمین ریخت. تو خون خدایی که با خاک آمیخت. تو شبرنگ سرخی، که در سال های سیاهی درخشید.
الا… ای محرم! تو خشم گره خورده سالیانی، تو آتشفشانی، تو بر ظلم دشمن گواهی. تو بر شور ایمان پاکان نشانی. تو هفتاد آیه، تو هفتاد سوره، تو هفتاد رمز حیاتی، تو پیغام فریاد سرخ زمانی. تو موجی ز دریای عصیان و خشمی که افتان و خیزان رسیده است بر ساحل روزگاران.
الا… ای محرم! تو فجری، تو نصری، تویی “لیله القدر مردم، تو رعدی، تو برقی، تو طوفان طفی، تویی غرش تندر کوهساران!
الا… ای محرم! تو یادآور عشق و خون و حماسه. تو دانشگه بی نظیر جهاد و شهادت. تویی مظهر “ثار” و “ایثار” یاران.
الا… ای محرم! به هنگام و هنگامه ی هجرت کاروان شهیدان. تو آن راهبان روانبخش و مهمان نوازی که در پای ره پوی آزادگان لاله ارغوان می فشانی.
الا… ای محرم! به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بیداد، قامت کشیدند و در صفحه سرخ تاریخ، زیباترین نقش جاوید را آفریدند. تو آن آشنای کهن یاد و دشمن ستیزی که همواره در یادشانی.
الا… ای محرم! تو آن کیمیای دگرگونه سازی که مرگ حیات آفرین را، به نام “شهادت” به اکسیر عشقی که در التهاب سرانگشت سحر آفرینت نهفته است، چو شهدی مصفا و شیرین به کام پذیرندگان می چشانی!
عالم همه قطره اند و دریــاست حسین

مردم همه بنده اند و مــولاست حسین

ترسم که شفـاعت کند از قــاتل خویش

از بس که محبت دارد و آقاست حسین
نهضت کربلا آیینه‌ای است زلال که دست روزگاران هرگز نتوانسته غبار فراموشی و تحریف بر سیمای آن بنشاند و از شهادت سبط رسول اکرم (ص) در دل‌های مومنان شعله‌ای فروزان است که هرگز خاموش نخواهد شد. سینه‌های عاشقان این فرهنگ مشعلی است که این آتش را در مسیر خود روشن نگاه داشته و در این راه گوی سبقت را از آفتاب سوزان ربوده‌اند. بانگ عزای حسینی برای همیشه از حنجره‌هایی که با منبع جوشان عاشورا الفتی داشته بیرون تراویده و طنین آن هم‌اکنون در همه آفاق و انفس پیچیده است.

اینک محرم است و هر سال برای ما جلوه ای تازه دارد اشکها جاری است، ضجه ها پرده گوشها را می نوازد و همه سیاه پوش و محزون گشته اند.

پرچم سیاه بر درخانه ها و حسینیه ها و مساجد بر افراشته شده اند! چرا؟

پاسی از شب را در تکایا بسر میبریم، وعاظ و خطبا و سخنوران از مردی (که مروت و آزادگی او نه زبانزد مسلمانان بلکه عامه مردم است) سخن میگویند. همه ی آزاد مردان جهان او را می ستایند و همه شیفتگان عالم در عظمت او متحیرند.

راستی خدایش چقدر عزیزش میدارد؟ دوست داشتن او را، محبت به او را، گریه کردن به او را، الگو قرار دادن او را در زندگی؟!

او کیست؟ چگونه زیست؟ چگونه سخن گفت؟ چگونه جانش را در راه معشوق نثار کرد؟

او فقط رضای خدا را جست و جان خویش و اهل بیت خویش و اصحاب خویش را با خداوند معامله نمود. تحمل تشنگی و رنجهای عاشورا و اسارت اهل بیت او برای رضای رب العالمین بود تا مکتب و دینش زنده بماند تا جامعه گرفتار در ظلم آزاد گردد.

او خواست مسلمانانی که پیامبر و علی و فاطمه را فراموش کرده بودند دوباره برگرداند، او میخواست مردم اسیر و برده دنیا و خواهشهای نفسانی خویش نشوند، او یاد و خاطره معاد را زنده گردانید، او میخواست مکتب توحیدی لا الله الا الله باقی بماند، او میخواست بیت المال مسلمانان که در دست جنایتکاران افتاده بود و همه حیف و میل میشد به مسلمین بازگرداند، او میخواست دوباره قرآن همراه با فهم حقایق تلاوت گردد، او میخواست به انسانهای جهان بفهماند که دیندار واقعی باشند و هیچگاه در مقابل ظلم ستمگران سکوت نکنند و تنها در سایه ی آگاهی از دنیا و همنوعان خود بندگی خداوند را شایسته خویش بدانند.

و اینک محبت حسین(ع) ما را برآن داشت که در عزایش جامه سیاه بپوشیم و با قلبی محزون بر سر و سینه بزنیم. برای همین محرم را آرزو می کردیم و خدا را شاکریم که زنده ایم و تاسوعا و عاشورای دیگری را درک میکنیم اینقدر اشک میریزیم که اگر مقدور باشد، بجای اشک خون بگرییم! تا دوستیمان و شیعه بودنمان را ابراز کنیم تا شاید قابلیت پیدا کنیم که با سیره و خلق وخوی او زندگیمان را رنگ الهی ببخشیم. باشد که چگونه زیستن، چگونه مردن، و آزادگی را از او بیاموزیم. چرا که شناخت هدف و سرلوحه قرار دادن آرمان های امام حسین(ع) سرآغاز درک آزادی و آزاد اندیشی است …
درس آزادی بدنیا داد رفتار حسین

بذر همت در جهان افشاند افکار حسین

جان خود را در ره صدق و صفا از دست داد

زین سبب تا حشر باشد گرم بازار حسین

با قیام خویش بر اهل جهان معلوم کرد

تابع اهل ستم گشتن بود عار حسین

زندگی ناچیز باشد در ره اندیشه ها

باشد این گفتار شیرین و گهر بار حسین

مرگ با عزت زعیش در مذلت بهتر است

نغمه ای می باشد از لعل گهر بار حسین

محرم؛ ماه سوگ شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بر آزادگان عالم تسلیت باد

۲ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. با هزاران زور و زحمت, دیپلممو امسال گرفتم. زیاد اهل درس خوندن نیستم. بیشتر تو نتم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و وایبر و لاین و تانگو و IMO و بیتاک هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلفن تماس, سرفن برای کارهای ضروری: 09388154937 همین دیگه.
    این نوشته در حرفای خودمونی, دسته‌بندی نشده, مذهبی, مطالب تاریخی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    4 پاسخ به الا ای محرم! تو یادآور عشق و خون و حماسه …

    1. سلام سعید جان ممنون از بابت مطلب زیبایی که گذاشتی

    2. YAGHOOB SARCHAMI می‌گوید:

      سلام سعید جان واقعا این جوری هستش که شما میفرمایید بفرموده ی رهبر انقلاب این ماه محرم و صفر هستش که اسلام را زنده نگاه میدارد با تشکر از شما اجرتون با امام حسین داداشم التماس دعا .

    3. علی فرج پور می‌گوید:

      درود به همه ی بازدیدکنندگان و همچنین مدیر گرامی. با تشکر از شما به خاطر نوشتن این مطلب، یادآوری نکاتی چند در خصوص آن لازم مینماید: ۱- شما مینویسید: «ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش، از بس که محبت دارد و آقاست حسین.» پاسخ من: امام حسین هیچگاه از قاتل خویش شفاعت نمیکند چراکه قاتلان وی، نه تنها قاتلان او که قاتلان صد و چهل و چهار تن دیگر نیز بوده اند. از بی وزنی چهارم مصراع این سروده بگذریم که از بحث ما خارج است. ۲- شما مینویسید: «راستی خدایش چه قدر عزیزش میدارد. دوست داشتن او را، محبت به او را، گریه کردن به او را، الگو قرار دادن او را در زندگی!» پاسخ من: بر اساس عقل ناقص من، دوست داشتن و محبت هردو یک مفهوم دارد. ۳- شما مینویسید: «اینقدر اشک میریزیم که اگر مقدور باشد، به جای اشک، خون بگرییم! تا دوستیمان و شیعه بودنمان را ابراز کنیم تا شاید قابلیت پیدا کنیم که با سیره و خلق وخوی او زندگیمان را رنگ الهی ببخشیم.». پاسخ من: «آنچه که عقل ناقص من درمییابد، آن است که قابلیت الهی کردن زندگی با سیره و خلق و خوی حسین، نمیتواند نتیجه ی ابراز کردن دوست و شیعه ی حسین (ع) بودن باشد اما اگر مراد نویسنده (خواه شما و خواه شخصی دیگر) این است که الهی کردن زندگی به وسیله ی سیره و خلق و خوی حسین (ع) نتیجه ی اشک ریختن فراوان و یا خون گریستن است، باید عرض کنم که این سخن، سخنی بس بیهوده است چراکه الهی کردن زندگی با سیره و خلق و خوی امام حسین، به اشک ریختن و خون گریستن برای وی بستگی ندارد مگر اینکه بگوییم که این خصلت (اشک ریختن فراوان برای امام حسین) خصلت خود ایشان بوده است و ایشان فراوان برای خود اشک میریخته اند. از شما به خاطر تطویلی که این نوشته پیدا کرد، معذرت میخواهم. با آرزوی فرداهایی روشن و روشنتر برای همگان. bye

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green