پیش از اینها


- 739 بازدید

پیش از اینها فکر میکردم خدا،
خانه ای دارد میان ابر ها.
مثل قصرِ پادشاهِ قصه ها،
خشتی از الماس و خشتی از طلا.
پایه های بُرجش از عاج و بلور،
بر سرِ تختی نشسته با غرور.
ماه، برقِ کوچکی از تاج او،
هر ستاره، پولکی از تاج او.
رعد و برق شب، طنین خنده اش،
سیل و طوفان، نعره ی توفنده اش.
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست.
آن خدا بی رحم بود و خشمگین،
خانه اش در آسمان، دور از زمین.
بود، اما در میان ما نبود،
مهربان و ساده و زیبا نبود.
در دل او دوستی جایی نداشت،
مهربانی هیچ معنایی نداشت.
هر چه می پرسیدم از خود از خدا،
از زمین از آسمان از ابر ها.
زود میگفتند: (این، کار خداست،
پرس و جو از کار او کاری خطاست).
نیت من در نماز و در دعا،
ترس بود و وحشت از خشم خدا.
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود،
از خدا در ذهنم این تصویر بود.
تا که یک شب، دست در دست پدر،
راه افتادم به قصد یک سفر.
در میان راه، در یک روستا،
خانه ای دیدم، خوب و آشنا.
زود پرسیدم پدر، اینجا کجاست؟،
گفت: اینجا خانه ی خوبِ خداست.
گفت: (اینجا میشود یک لحظه ماند،
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند.
با وضویی دست و رویی تازه کرد،
با دل خود گفت و گویی تازه کرد).
گفتم: پس آن خدای خشمگین،
خانه اش اینجاست؟ اینجا در زمین؟.
گفت: (آری خانه ی او بی ریاست،
فرشهایش از گلیم و بوریاست.
مهربان و ساده و بی کینه است،
مثل نوری در دل آیینه است.
عادت او نیست خشم و دشمنی،
نام او نور و نشانش روشنی).
تازه فهمیدم: خدایم این خداست،
این خدای مهربان و آشناست.
دوستی از من به من نزدیکتر،
از رگ گردن به من نزدیکتر.
میتوانم بعد از این، با این خدا،
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا.

۲ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره ابوالفضل سعيديفر

    ِی کریمی که بخشنده ی عطایی، و ِی حکیمی که پوشنده ی خطایی، و ِی صمدی که از ادراکِ خلق جدایی، و ِی احَدی که در ذاتُ صفات، بی همتایی، و ِی خالقی که راهنمایی، و ِی قادری که خدایی را سزایی؛ جانِ ما را خود دِه، و دلِ ما را هوای خود دِه، و چشمِ ما را ضیای خود دِه، و ما را آن دِه که آن بِه، و مَگُذار ما را به کِهُ مِه. به نامه خدا. ابوالفضله سعیدیفر، متولده ساله 1380 هستم. در شهرستانه ساوه، واقع شده در استانه مرکزی زندگی میکنم. هم اکنون، مشغول به تحصیل در پایه ی دهم هستم. علایقه من، خدمت به همنوعان، آموختنه زبانه انگلیسی، خواندنه اشعاره زیبا، رمان و فیلمهای جذاب، یادگیریه بیشتره کامپیوتر و موبایل و تا حدودی بازیهای کامپیوتری هستند. از اینکه در کناره شما هستم، خرسندم و آرزوی پیروزی، موفقیت، شادکامی، سربلندی، سر افرازی و عاقبت بخیری برایه همه ی شما، دوستانه محترم دارم. راههای ارتباطی، تنها در صورته نیاز: ایمیل: abolfazl.saeedifar80@gmail.com اسکایپ: abolfaz122l . خدانگهدار.
    این نوشته در دسته‌بندی نشده, عاشقانه, مذهبی ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    9 پاسخ به پیش از اینها

    1. سلام ابوالفض جان شعر بسیار زیبایی بود مرسی

    2. عرفان می‌گوید:

      درود
      زیبا بود اگه اشتباه نکنم
      این شعرو قیصر امینپور گفته
      سپاس

    3. سلام داداش
      مرسی از گفتنت.
      مرسی از لایک و کامنت.

    4. سلام آقا ارفان.
      مرسی از کامنتتون.
      بله درسته.
      این شعر از قیصر امینپوره.
      مرسی که هستید.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green