ی سری چرا از دوستان بازدید کننده


- 2,315 بازدید

درود.

یک سوال ازتون داشتم:

چرا فکر میکنین سایت شب روشن رسمی هستش.

واقعا چرا؟

دیروز داشتم اتفاقی با یکی از دوستانم صحبت میکردم.

بهش گفتم چرا تو سایت شب روشن فعالیت نمیکنی.

چرا مطالب را میخوانی ولی نظر نمیدهی و چرا خودت پست نمیگذاری.

ایشون برگشت گفت:

میدونی سعید جان محیط سایت شب روشن رسمی هستش.

از این حرفش جا خوردم!

گفتم چطور مگه؟

گفت والا ما که همیشه میاییم یا شما پست روانشناسی, نرم افزاری و … میزاری.

احساس میکنم صمیمیت تو اینجا ی خورده کمتر از سایتهای مشابه هستش.

گفتم: چرا این فکرو میکنی؟

گفت: ببین سعید جان سایتهای دیگه مثلا جک میزارن یا پستهای خنده دار یا داستانکهای طنز کلا به هم تیکه میندازن و میگن و میخندن و کسی هم دلگیر نمیشود.

گفتم: خب چرا شما کاری نمیکنی که دوستان باهم صمیمیتر بشن؟

گفت: خب وقتی خودتون بخایین که سایت رسمی باشه کاری از دست من بر نمیاد.

گفتم: اصلا هم اینجوری نیست.

من همیشه دوست داشتم و دارم در کنار آموزش و پستهای دیگه خنده و طنز و همچی دیگه باشه.

اما خب استقبال دوستان کمه.

مثلا: من ی پست جملک میزاشتم,

این پست ۱۰۰ تا بازدید میگرفت اما همش ۵ یا ۶ تا نظر داشت.

خب منم دیدم همکاری نمیشه ادامه ندادم.

یا مثلا جمعه ی ایرانی میزاشتم اما چه فایده یکی میگفت حجمش زیاده,

یکی میگفت بعدن دانلود میکنم,

ی سریها هم دانلود نکرده و گوش نکرده میگفتن عالیه.

البته این آخری بیشتر تو سایتهای نابینایی موج میزنه.

مثلا تو پست آموزش

Audacity

بهنام نصیری عزیز آموزش را دانلود نکرده و گوش نداده میگفتن عالیه.

اما در صورتی که بهنام نصیری تو آموزشش ی سوال یا نظر سنجی از دوستان کرده بود و کسی هم جوابشو نداده بود.

خب با این وضع یعنی کسی گوش نداده بوده.

البته یک سری از دوستان هم گوش میدادن و هم واقعا نظراتشون جای تقدیر داره.

یک دسته دیگر هم آموزش را دانلود میکردن و از طریق اسکایپ و یا راه های دیگر به بهنام میگفتن که آموزش بعدی کی میاد.

در صورتی که ی نظر دادن ۵ دقیقه هم وقت آدمو نمیگیره.

از این که بگذریم میرسیم به صمیمی نبودن سایت!

بنظر شما مگه سایت شب روشن چی از سایتهای دیگه

کم داره که دوستان اطرافی بمن میگن که شب روشن سایت رسمی هستش و نمیشه مثلا جک گذاشت یا تو کامنتا با کسی شوخی کرد؟؟؟

بنظر من که اصلا سایت اینجوری نیست و آیا چی کار کنیم که اون دوستان دیگر هم باور کنن که سایت شب روشن واقعا رسمی نیست؟

یک سری از دوستانم میگن ما میاییم مطالب را میخوانیم و نظر نمیدهیم؟

حالا یک سوال از این دوستان؟

آیا خوب هست که شما خانه ی کسی بروین ولی با او حرف نزنین و فقط به حرفاش گوش بدین.

گاهی وقتها همین نظرات شما به نویسنده اونقد دل گرمی داده که ی پستیو کلی ادامه بده.

و بعظی وقت ها هم استقبال نکردن موجب میشه یک دوست به سایتهای مشابه بره و فعالیتشو دوستان اونجا شروع کنه.

بنظر شما چرا باید اینجوری باشه؟

دوست عزیز که داری این مطلبو میخونی شاید برات سخته که اسمت تو بین شب روشنیا باشه چون برای این که میگی من تو فلان سایت فعالیت میکنم پس تبعن زشته که اینجا با اسم خودم کامنت بدم.

چون که من جزو گروه فلان سایت هستم:

بله با شما هستم.

چرا سایتهای نابینایی هر کدوم ی گروه شدن و آیا شما نمیخوای که اتحاد بین دوستان نابینا باشه.

وقتی شما نظر نمیدی اینجوریه.

بنظر من هرکی نظر نمیده حق خودش زایه میشه.

چون شما هر کدوم میتونین ی نظر بدین و خوب یا بد بودن ی مطلبی را بیان کنین.

مثلا تو ی پست که ۶۰ تا بازدید داشته چرا فقط باید ۱۰ تا کامنت باشه.

خب اگر شما دوست عزیزی که به اسمت حساسی خب با اسم مستعار فعالیت کن.

اینجا نیازی نیست که حتما تا آدرس خونتم بنویسی که.

اصلا چمیدونم اسمت حسینه بزن مجید کی چی کار داره شما کی هستی.

همین که یک گام برای نابینایان برداری از نظر من کافیه.

حالا تو کامنتا بیشتر باهم حرف میزنیم آخه حرفدونیم داره خاموش میشه چون شارژ نداره.

پس تا خاموش نشده باهاتون خدافظی کنم.

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام.
    بنده سعید پناهی هستم.
    متولد 9 اسفند سال 1375.
    از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم.
    کلا با همه چی حال میکنم.
    رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم.
    زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم.
    در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم.
    عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم.
    پیگیر اخبار علم و فناوری هستم.
    به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم.
    خخخ.
    کلا مسنجر بازم.
    فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده.
    اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم.
    و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم.
    بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم.
    بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم,
    باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم.
    با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم.
    میدونین چرا؟
    چون اون وقتها نت نمیرفتم.
    بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم.
    عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم.
    کمو بیش چت هم دوست دارم.
    بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم,
    اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد.
    بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس.
    بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم.
    روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم.
    اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد.
    بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن.
    و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن.
    اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن.
    اما خودم قبول ندارم.
    ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت.
    بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه.
    من تقریبن 10 درصد بینایی دارم.
    و از خط بریل استفاده میکنم.
    فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم.
    بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم.
    راستی یادم داشت میرفت,
    جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین.
    ایمیل:
    saeedpanahi2200@gmail.com
    اسکایپ:
    saeed-panahi
    تلگرام:
    https://telegram.me/sp1000
    اینستاگرام:
    https://www.instagram.com/saeed10055/
    خوشباشید.

    این نوشته در حرفای خودمونی, درد دل, گفت و گو, مسائل مربوط به نابینایان عزیز ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    45 پاسخ به ی سری چرا از دوستان بازدید کننده

    1. سلام سعید جان واقعا همه حرفهات لایک. اگه ما بتونیم قدمی برای همنوعمون برداریم هم خدا رو خوشنود کردیم هم خودمون رو. در مورد رسمی بودن سایت اصلا سایت رسمی نیست. چرا که اینجا همه با هم دوستیم و به هم تیکه میاندازیم. اون دوستانی که اینطور برداشت کردند کاش همه پستها رو میخوندند اونوقت میفهمیدند که این سایت رسمی نیست.
      سعید جان من قبل از اینکه با این سایت آشنا بشم تو سایتهای دیگه هم میرفتم. به خداوندی خدا اگه اینجا صمیمیتش از سایتهای دیگه بیشتر نباشه که هست کمتر هم نیست. من تو این سایت دوستان زیادی پیدا کردم که اگه بخوام نام ببرم ممکنه نامی از قلم بیفته. ولی اینرو بگم که این سایت رسمی نیست و دوستان عزیز که این نظر رو دارند کافیه بگردند و همه پستها رو بخونند. ببخشید که زیاد پرحرفی کردم. به امید فردایی بهتر برای همه عزیزان

    2. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      آموزش سر جای خودش اما منم با تفریح و شادی و خندیدن مخالف نیستم.
      اما نمیدونم چرا دوستان فکر میکنن چارچوب اینجا فقط مذهب هستش.
      مذهب درست اما شادی و خنده هم هست.
      اما قبول نمیکنن.
      راجب آموزش هم بله دقیقن درسته.

    3. زهرا قاسمی می‌گوید:

      سلام آقای پناهی. همه ی حرفاتون لااااااایییییک. منم میخام اگه کسی بهم برچسب نزنه توی این سایت هم فعالیت کنم. دلم میخاد هر چی که حتی اگه کوچیک و باشه و به چشم نیاد رو به همنوعان خودم یاد بدم. فرقی نمیکنه که توی کدوم سایت باشه هم اینجا هم سایتهای دیگه. امیدوارم که کمتر گروهکهای نابینایی به وجود بیاد و بشیم یه گروه بزرگ نابینایی.

    4. gentleman می‌گوید:

      درود من هم فکر میکنم اینجا اونقدری که میگن رسمی نیست تقریبا همه چیز به میزان لازم اینجا هست
      سپاس

      • مهدي عزيززاده مهدي عزيززاده می‌گوید:

        سلام سعید جان. یارو اصلاً نمیخواسته اینجا فعالیتی کنه خواست یه توجیهی برای در رفتن از سؤالت داشته باشه. یعنی چی؟ من که چنین حسی ندارم. ولی یه چیزی رو بگم؟ من مطمئنم اگه رو داش ممل از لحاظ طنز سرمایه گذاری کنید میتونه حرفهای خندهداری تحولیلمون بده تا ذائقه مون شیرین بشه. من کامنت های ایشونو حتماً میخونم خیلی از حرفهای طنزگونه شون خوشم میآید. شاید یه چیزی بگم بنظرت خندهدار بیاد. من اول که اصلاً تلفنی و دوستانه با داش ممل حرف نزده بودم وقتی تو آموزشها صداشو شنیدم تصور کردم ممل ۵۰-۶۰ سالشه. اصلاً ناراحت نشو. بابا یه چیزی گفت تا جوابی بهت داده باشه. نمیتونست بگه که دوست ندارم تو سایت شب روشن فعالیت کنه که

    5. امیر رضا رمضانی می‌گوید:

      سلام
      خوب سعید یه سری نکته رو نگفت که من بگم
      یه سریا فکر میکنن که قانون اینجا مشکل داره
      خوب!, آقا یا خانومی که این فکرو میکنی!, اگه یکی خدایی نکرده بیاد به صورت غیر مستقیم یه تیکه بندازه خانواده محترمتو ببره زیر سؤال!, چی کار میکنی؟
      بازم میگی رسمیه؟
      تو پستت جنجال بشه که خودت نتونی جم کنی میگی رسمیه؟
      ببین!, یه کشورو فکر کن قانون نداشته باشه!, به نظرت روزی چند نفر خلاف میکنن!
      همه ی آدما اینجا خوبن!, فرضا, آقای x از بیرون میاد به هم میریزه وقتی قانون نباشه
      ولی وقتی هست برخورد میشه مسلما!
      نبود قانون موجب ظلم به من میشه یا خودت!
      خوب در مورد آموزش:
      بلفرض من میام آموزش x رو میزارم
      خوب خدارو خوش میاد دانلود کنی!, گوش کنی!, نظر ندی؟
      خوب من که x رو بلدم که آموزششو میدم!,
      یعنی حد اقلش برا خودت کامنت نمیدی که انتقادی, پیشنهادی چیزی بدی؟
      اگه سازنده باشه چرا نباید اجرایی بشه آخه؟
      خوب شما میای تو آموزش همون x کامنت میدی مثلا که خیلی سریع شما صحبت میکنی, اون فرد آرومتر حرف میزنه تو آموزش بعدیش

    6. بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

      سلام
      مم اولا از سعید ممنونم
      بعدش اینکه ما هزاران هزار بار تو پادکستاموم میگیم که اگه سایت ایرادی داره بیاین بگین، و هیچ کی هیچ چی نمیگه
      این دو تا حالت داره:
      یا اصلا دانلود نمیشه
      یا هم چراغ خاموش میان و میرن و انتقاد نمیکنن.
      خوب پس چرا تو اون جاها نمیگید سایت رسمیه؟

    7. ثنا می‌گوید:

      سلام از اینکه توی اهمیت دادن به خیلی از مطالب با ارزش از جمله مطالب پر زحمت شما کوتاهی میشه واقعً حرفی نیست متاسفانه و همین طور با بعضی برچسب زدنها هم به قول خانم قاسمی موافقم ولی اونی که نظر نمیده یا حسشو نداره یا توی مثلن اسکایپ نظرشو اعلام میکنه یا نمیخواد اهمیتی بده و حالا به دلایل دیگه برا بعضیها اینجا یه محیط گرفته و ناآشناست فکر میکنن صمیمیت یعنی همش بگن بخندن و مسخره بازی در بیارن و حتی یه خانوم و آقا تا حد نا به جایی هم باهم شوخی کنن که خوب من خیلی از محیط قانون مند محترمانه و البته صمیمانه اینجا خوشم میاد و بخاطر حرمت نگه داشتن بزرگواراش با آرامش فعالیتم رو میکنم ولی همین طور که گفته شد صمیمی نبودنش برمیگرده به کوتاهی باز دید کننده ها که اهمیتی چندان حتی به پستای شاد نمیدن من خودمم خیلی دوست دارم از این جور پستا بذارم ولی دیگه بیخیالش شدم چون اکثرً این جور مطالب تکراری هستندو مهارت میخواد بری کارهای متفاوتی رو گزینش کنی اما اگه همش مطابق قانون باشه استقبال هم میکنم ولی وقتی ببینم توی کامنتها بحثی دربارشون نمیشه خودمو هم داخل ماجرا نمیکنم همه یا به راحتی از بعضی پستای ارزشی حالا از همه نظر که باشه میگذرن یا مینویسن عالی بود این بد نیست دست همه شونم درد نکنه ولی گاهی بعضی مطالب باید کمی هم تا حد بانمکی به چالش کشیده بشن جوری که خود نویسنده هم لذتشو ببره و اهمیت دادن بچه ها رو احساس کنه مثلاً توی داستان دوستی آقای سعیدیفر من یه نظری دادم که یکی دوتا اومدن راجع به موضوع بحث کردیم و این خیلی جذاب بود و محیط رو از حالت رکود خارج میکرد و نویسنده رو هم خوشحالتر انشا الله برای ماه ربیع تدابیری اندیشیده بشه جوکهای بامزه و اینهام زیاد گذاشته بشه با نظرات جالب تر البته ولی خوب این جملکها بعضیاش یه جوری بود برا همین من احساس خوبی نداشتم که نظر بدم بازم مرسی از زحمات و لطف تون

    8. ملیسا می‌گوید:

      سلام خوب ببینید بچهها،،نه اینجا اونقدرا هم که فکر میکنید رسمی نیست،،اما اینکه باید یکمی مراقب حرف زدن و کامنت گذاشتنت باشی تا شاید یه نو خاله ای پیدا نشه و پست و کامنتاتو به چالش بکشونه،،ببین سعید جان من فکر میکنم که دخالتای بیجای بعضی از اطرافیانتون باعث شده که یکسریها از جمله … …. …،… همیشه اینجا باشن اما کامنت خععععلی کم بدن که کسی پیدا نشه و تو امورش دخالت کنه،،پس باید اون یکسریها رو دخالتشون رو از سایت و بازدید کنندههای سایت کوتاه کنید تا همه وکسی نیاد بهتون بگه که سایت رسمی هست و از این حرفاااا،،،ههه کلا هرکی فهمید من چی میگم خخخخ،،خوب من دیگه برم خدافسی

      • سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

        سلام ملیسا خانوم.
        ی سوال؟
        مثلا یکی میاد خونه ی شما!
        شما از اون فرد زیاد خوشت نمیاد.
        حالا میتونی تو روش مستقیم نگاه کنی و بگی تو نیا.
        پس میبینین که نمیشه که سر ی سری حرفها یا حدیثها بکسی بی احترامی کرد.
        اما خب اگر اون فرد هم از چارچوبهای این سایت بیرون بره و قوانینش را زیر پا بگذاره اون وقت میشه با اون فرد برخورد کرد.
        خودمم نفهمیدم چی نوشتم.
        خخخ.

    9. ملیسا می‌گوید:

      آها اینو یادم رفت بنویسم،،
      بعدش اون یکسریها میان و با زبون چرب و نرمشون نظر خودشون رو به شما جلب میکنن که حالا با التماس شده یا خلاصه کار ندارم به هر دری میزنن تا رضایت خوشنودی رو فراهم میکنن که مثلا سعید جااان داداش،بهنام جان داداش،امیر جان داداش،بعدشم که از اینور و اونور آتیش میسوزونن،،این میشه که اون بنده خدا یا شاید خیلی های دیگه میان اینجا رو میخونن اما کامنت نمیدن،،پست هم یا کم میزارن یا اصلا بیخیال پست گذاشتن میشن،،همین،،حالا دیگه خدافسی

    10. عطا می‌گوید:

      با درود به همگی دوستان عزیز
      از اینکه نظر ما با شما متفاوت میباشد از محضرتان عذرخواهی میکنیم.

      و اما بعد.
      آقا سعید ما با اجازه نظر دوست شما که انتقاد کرده را البته نه صد در صد, لایک میکنیم.
      راست است که سایت شما سایت مذهبیست
      یا حد اقل گرایش غالب که این طور است.
      به خدا که ما با مذهب مشکلی نداریم فقط خواستیم که نظرمان را بیان کنیم.
      و فکر میکنیم که صمیمیت فقط در بین چند نفر از دوستان میباشد نه همه.
      ما هم به شخصه هر وقت که بخواهیم حال کنیم به پست و کامنتهای آقا ممل مراجعه میکنیم.

      اما با این صحبت که اگر کسی در سایت الف پست یا کامنت قرار میدهد, پس نمیتواند در سایت ج نظرش را دهد یا باید با نام مستعار حضور داشته باشد نیز مخالف و متعجبیم.
      زیرا ما همه این برخوردها را مغایر با آزادی و استقلال میدانیم.
      کما اینکه در حال حاضر هستند کسانی از جمله خود ما هم اینجا هستیم و هم در سایت جناب خادمی عزیز.
      ولی در حال حاضر به این سبب برایمان مشکلی پیش آمد نکرده و بعید میدانیم در آینده نیز قضیه مشکل آفرین شود.

      در خصوص انتقاد نیز باید گفت که
      اتمسفر حاکم بر بعضی پایگاههای نابینایان اصولا اجازه نقد نمیدهد, شاید مدیران به ظاهر خود را مدافع ناقد معرفی کنند اما این فقط ظاهر داستان است ولی در بطن قضیه, موضوع متاسفانه کاملا متفاوت میباشد.
      انسان وقتی میخواهد نقدی از سر دوستی و برای پیشرفت به کسی کند که هم او را و هم سایتش را دوست دارد ولی به خدا که جرات نمیکند و در بسیاری از موارد جانب مصلحت پیش گرفته نقد را فرو میخورد.
      در همین شب روشن که علاقه ما به آن به گواهی دوستان ثابت شده است ما به خیلی موارد انتقاد داریم و آنها را با استدلال عقلی رد میکنیم ولی تصدیق فرمایید بیان بعضی واقعیتها حساسیت بر انگیز است, و چه بهتر از کنارشان عبور کرده و حرف دل و عقل را نزنیم.

      ما خود را در سایت شما میهمان میدانیم و بر میهمان هم واجب که حرمت صاحب خانه نگاه دارد.
      ولی
      چرا عطا خود محور است. چرا نظر مخالف باعث آزارش میشود.
      چرا آزاد است که توهین کند ولی آزادی نمیدهد تا به او اعتراض شود.
      چرا آقا مدیر کامنتهای عطا که سرشار از توهین و صحبتهای ناروا است را منتشر میکند.
      چرا عطا آزاد است و از این آزادی سو استفاده میکند ولی ما از حد اقل آزادی برخوردار نیستیم.
      چرا آقایان در محیط خصوصی به او تذکر نمیدهند که دست از توهین بردارد.
      آیا ما از بچه مذهبیها انتظار بیجا داریم که میگوییم اگر نظرتان خالی از توهین ناروا باشد بهتر است.
      این همه را در لفافه بیان کردیم تا عاقل را اشاره کفایت آید
      و البته به معنای این نیست که ما تحمل نداشته و ظرفیت کافی برای شنیدن صدای توهین نداریم,.
      خیر به هیچ وجه.
      ما از طرف عطا قول شرف میدهیم که هیچ بد رفتاری او را عصبانی نکند.
      اما وجود این کامنتها در دراز مدت به ضرر شب روشن خواهد بود.

      شکلک بقیه انتقادها را به روز نامهها میدهیم.
      شکلک عطا این روزها بد جور مد عوض کرده
      فکر میکنیم که قرصهایش را نشسته خورده.

      سپاس.

      • بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

        سلام عطا جان
        آقا من با یه بخشی از کامنتت همچین راه نیومدم.
        داشته باش:

        در خصوص انتقاد نیز باید گفت که
        اتمسفر حاکم بر بعضی پایگاههای نابینایان اصولا اجازه نقد نمیدهد, شاید مدیران به ظاهر خود را مدافع ناقد معرفی کنند اما این فقط ظاهر داستان است ولی در بطن قضیه, موضوع متاسفانه کاملا متفاوت میباشد.

        پاسخ من: عطا جان، این یه کم غیر قابل تحمل و غیر قابل باوره. ببین داداش! اگه منظورت ما نیستیم، که من بد برداشت کردم و عذر میخوام. اما اگه برداشت من درسته، عطا جان، تا حالا دیدید که کسی از ما، انتقاد با پایه و اساس و مستدل و حسابی کنه و ما بهش توهین کنیم؟ یا بد جوابشو بدیم؟ اگه بنا باشه انتقاد نپذیریم، میآییم میگیم: سایتمون شخصیه و هر جور دلمون بخواد عمل میکنیم. عطا جان، به هر حال، اگه تا الان انتقادی نسبت به ما شده و ما بدون استدلال، فقط توهین کردیم یا بد جواب دادیم، موردشو بیارید تا به ما هم اثبات بشه.
        ادامه ی کامنتت: انسان وقتی میخواهد نقدی از سر دوستی و برای پیشرفت به کسی کند که هم او را و هم سایتش را دوست دارد ولی به خدا که جرات نمیکند و در بسیاری از موارد جانب مصلحت پیش گرفته نقد را فرو میخورد. در همین شب روشن که علاقه ما به آن به گواهی دوستان ثابت شده است ما به خیلی موارد انتقاد داریم و آنها را با استدلال عقلی رد میکنیم ولی تصدیق فرمایید بیان بعضی واقعیتها حساسیت بر انگیز است, و چه بهتر از کنارشان عبور کرده و حرف دل و عقل را نزنیم.
        پاسخ من: آیا ما از شما خواستیم که حرف دل و عقل خود را نزنید؟ آیا ما خواستیم که مصلحت اندیشی کنید؟ خوب میتوانید این انتقادات را عمومی نکنید و به خود ما در اسکایپ یا هر جای دیگر بگویید. دلیل اینکه انتقاد دوست سعید نسبت به سایت عمومی شد، غیر مستدل بودن آن است.
        ادامه کامنتت: ما خود را در سایت شما میهمان میدانیم و بر میهمان هم واجب که حرمت صاحب خانه نگاه دارد.
        ولی
        چرا عطا خود محور است. چرا نظر مخالف باعث آزارش میشود.
        چرا آزاد است که توهین کند ولی آزادی نمیدهد تا به او اعتراض شود.
        چرا آقا مدیر کامنتهای عطا که سرشار از توهین و صحبتهای ناروا است را منتشر میکند.
        چرا عطا آزاد است و از این آزادی سو استفاده میکند ولی ما از حد اقل آزادی برخوردار نیستیم.
        چرا آقایان در محیط خصوصی به او تذکر نمیدهند که دست از توهین بردارد.
        آیا ما از بچه مذهبیها انتظار بیجا داریم که میگوییم اگر نظرتان خالی از توهین ناروا باشد بهتر است.
        این همه را در لفافه بیان کردیم تا عاقل را اشاره کفایت آید
        و البته به معنای این نیست که ما تحمل نداشته و ظرفیت کافی برای شنیدن صدای توهین نداریم,.
        خیر به هیچ وجه.
        ما از طرف عطا قول شرف میدهیم که هیچ بد رفتاری او را عصبانی نکند.
        اما وجود این کامنتها در دراز مدت به ضرر شب روشن خواهد بود.
        پاسخ من: عطا جان! آیا شما مطمئنی که ما به این فرد تذکر ندادیم؟ خوب مشکل ما نیست که با تذکر چیزی حل نمیشود. آیا امکان دارد برای ما که به او بگوییم که دیگر به سایت ما نیاید؟ اصلا بازدید مهم نیست! مهم، شکستن دل است. ما نمیتوانیم برای اینکه دل چند نفر را به دست بیاوریم، دل یک نفر را بشکنیم. برعکس آن هم ممکن نیست و انجام هم ندادیم. چون در صورتی شکاندن دل جمع از طرف ما محقق میشد که ما به آن فرد تذکر ندهیم و کارهای او را تایید کنیم.

        عطا جان! و جمیع دلهای در انتظار شکستن! راهنمایی لطفا! چه کار کنیم؟

    11. فاطمه.م می‌گوید:

      ۴+۱=۵
      سلام
      خب یعنی میگید من که اسمم فاطمه است، مثلا اگه با نام مجید یا حمیدرضا یا …….. کامنت بذارم اشکالی نداره؟ خب کی چی میدونه من کیم. خخخخخخخخ. شکلک شوخی.
      اما خارج از شوخی کم کامنت گذاشتن یا کامنت نگذاشتن دلایل مختلفی میتونه داشته باشه. به نظر من این حق هر بازدید کننده و یا هر کاربره که بدونه مخاطبش کیه. اسم واقعی مهم نیست، ولی این مهمه که من نوعی بدونم مخاطب من خانمه یا آقا؟ نکته دیگه اینکه پست های ارزشمندی هستند که شاید یه کامنت هم زیرش نره، ولی به نظر من تعداد کامنت نشان دهنده ارزش یه پست نیست.
      موارد فراوانی هست که مطلب خاصی به نظرمون نمیرسه که بخواییم نظر بدیم، البته شاید همون یه کامنت یه خطی هم میتونه باعث دلگرمی بشه، ولی خودتون میدونید همین ها هم اگه زیاد بشند ممکنه خسته کننده بشه.
      به نظر من کمی کامنتا شما را دلسرد نکنه و اگه حد اقل هر کدوم از پست ها به کار یه نفر بازدید کننده بیاد و مشکلی را حل کنه شما به هدفتون که کمک به همنوعان هست رسیدید.
      موفق باشید.

    12. میلاد نصرتی میلاد نصرتی می‌گوید:

      سلام بر سعید گل. ببین داداش, من هم نظر تو رو دارم. مثلا اگه سایت رسمی بود که من نمیتونستم غلطهای املایی تو رو به رخت بکشم. شوخی هم یه حدی داره و تو این سایت رعایت شده. اصلا دلیل این که من تو این سایت فعالیت میکنم یکیش اینه که با من شوخی میکنند ولی نه تا اون حد که بهم بیحرمتی بشه. یکی دیگه این که مدیرای این سایت تواضع دارن و مثل داداشای من میمونن و مثلا به خاطر دانسته ها و تواناییشون غرور ندارن. ولی قبول کن یه کامنت سازنده بهتر از اینه که کامنت دونی به چت روم تبدیل بشه. مثلا من یه کامنت بدم تو پست تو و دوست من اسم منو ببینه و بگه میلاد چطوری. بعد من بگم خوبم راستی دیروز فلان کارو کردی چی شد و این داستان ادامه داشته باشه تا صد تا کامنت. اما اگه همه بگن فلانی فلان کارو تو آموزشت انجام بده مسلما اون طرف میدونه دفعه ی بعد چیکار کنه

    13. درود و۹۹۹ها درود! قدیما حرفها شیرین چون عسل بود دیریم دیریریم دارام دارام… میون مردم این ضرب المثل بود دلنگ دلنگ دلللنگ… کار هر بز نیست خرمن کوفتن… گاو نر میخواهدو مرد کهن…!

    14. عطا می‌گوید:

      درود آقا بهنام عزیز.
      از اینکه کامنت ما را با دقت بررسی کردید بسیار ممنون.
      از شما عزیز خواهش میکنیم که مطالب زیر را نیز با دقت بیشتری از نظر بگذرانید.

      و اما بعد.
      ما از مدیران شب روشن توهینی ندیده تا ناراحتی به بار آید.
      شما در لزوم بیان انتقاد در کامنت بالا فرمایشی داشتید و مطالب در خصوص انتقاد و برخورد مدیران با انتقاد در پاسخ به آن کامنت بود.
      ایراد گرفته شده از سوی ما جنبه عمومی داشته که شب روشن را نیز در بر میگیرد.

      حال استدلال جهت اثبات موضوع مطروحه.
      موضوع چیست.
      برخورد نا مناسب با انتقاد کاربران از سوی مدیران.

      قبل از آنکه استدلال را تبیین کنیم بهتر دانسته نکته مهمی را گوش زد نماییم
      آن هم یادمان نرفته که چند پست پیش از این انتقادی نسبت به آقا سعید وارد دانستیم که ایشان با کمال جوان مردی آن نقد را وارد تشخیص داده و برخوردی آزادمنشی نشان داد.

      اما استدلال.
      ببینید ما نسبت به کامنتهای شخص معلومی نقد جدی داریم
      چرا
      زیرا اگر فقط توهین ساده بود که بی ظرفیتیست ما به خود گرفته و ناراحت شویم
      پس چه بوده
      توهین به خانواده و ورود به خطوط بشدت قرمز
      ما از توهین به شخصیت و شعور و موارد دیگر چشم پوشی میکنیم.
      بله آقا بهنام درست خواندید.
      شما هم نه ویرایش کردید نه پاکش کردید الآن هم میفرمایید نمیتوانید دلش را بشکنید.
      ما نیز راضی به شکستن دل آن شخص نیستیم در هر حال شما مختارید.
      ما نسبت به این امور ناقد و شما را نسبت به این امور خطاب قرار دادیم و داد از عدم شنوا بودن شما مدیرها زدیم.
      جالب اینجاست که فقط من از وی ناراحت نیستم بلکه دیگران از من حتی ناراحتتر میباشند.
      تو را به خدا مبادا به او تذکر دهید شاید دوستتان ناراحت شود.
      بگذریم.
      آقا بهنام سایت آن شماست و این شما تصمیم میگیرید که عمومی باشد یا خصوصی
      کسی هم برای عطا و امثالهم کارت دعوت نفرستاده تا الآن به وقت شنیدن توهین و مظلوم واقع شدن انتظار داشته باشیم که دعوت کننده شخص خاطی را حتی تذکر دهد که مبادا دلش به واسطه توهین نا روا خدای ناکرده بشکند.
      ولی ای کاش کسانی که اخلاق را به هیچ گرفته اند از مذهب دم نمیزدند زیرا من نوعی وقتی رفتار بچه مذهبیها را ببینم چه بخواهید و چه نخواهید در دیدگاهم نسبت به خیلی چیزها تزلزل رخ خواهد داد.
      اما عطا خیلی وقت است حساب مذهب را از این بچه مذهبیها جدا کرده

      در رابطه با خط آخر فرمایشاتتان باید عرض شود که.
      دل ما به این سادگی که نمیشکند
      راهنمایی خواستید.
      ببین عزیزم خود شما بهتر از ما میدانید که نمیتوان همه طرفها را راضی نگه داشت بنا بر این به همین روش خوبی که در پیش گرفته اید ادامه دهید.
      سپاس

    15. عطا می‌گوید:

      درود بهنام خان.
      اگر در اینجا به آن مطلب اشاره شود برای سایتتان حاشیه به وجود میآید یعنی آن شخص برای دفاع حاضر شده ما نیز مجبور به دفاع میباشیم پس در اسکایپ برایتان مینویسیم تا حساب دستتان آید
      ولی برای ما جای تعجب است اگر شما به عنوان مدیر به آن کامنت دقت نکرده باشید.
      سپاس

    16. عطا می‌گوید:

      درود آقا بهنام در اسکایپ گفتیم

    17. abas می‌گوید:

      سلام. درباره سایت . سایت متعادل است هرجائی قانونی داره و قانون سایت شما هم اینه خوبه. البته بی نقص نیست که اونم با مرور زمان و پردازش بیشتر درست می شه. اتفاقا در سایت به تمام سلایق توجه شده و احساس می شه که راحت می شه در این سایت نوشت و فعالیت کرد.

    18. امیر فتوحی می‌گوید:

      سلام دوستان. وقت به خیر.
      بچه ها همه ی ما میدونیم که جنجال از این جور مسائل شروع میشه.
      خواهش میکنم زیاد قضیه رو طولش ندید.
      تعریف این سایت رو تو خیلی جاها کردم
      البته منت نمیذارم ولی این رو گفتم که چون این سایت هیش کی به کار هیش کی دخالت نمیکنه.
      نه این که کامنت کم میدن.
      پستی یا کامنتی پیدا نمیشه که جنجال به پا کنه.
      دیگه شما با طول دادن به این قضیه خرابش نکنید.
      مذهبم جای خودش جک و خنده هم جای خودش.
      هیچ کدوم از اینا هم جدا از هم نیستن. البته اونایی که این دو تا رو از هم جدا میدونن من با این دسته مخالفم.
      الآن من روزای عید به هیأت نمیرم. چون آخر هیأت یه جرقه ای میزنن و یه روضه یا ذکر مصیبت میخونن خود آدم دلش میسوزه گریه میکنه.
      خوب. تو روزی که روز شادی اهل بیته من چرا بیام برعکس گریه کنم؟
      یا مثلاً خداوند متعال توفیق زیارت خونه ی خودشو نصیب ما عطا فرمودن و ما رفتیم و خدا رو شکر سالم هم برگشتیم.
      یکی از دوستان برگشت بهم گفت که دیگه مکه اینا رفتی ترانه و آهنگ ماهنگ تعطیل. گفتم چرا بایستی تعطیل کنم؟
      فقط من دیگه اون ترانه های شاد و بزن و بکوب و اونایی که استخونای آدم میرقصه رو گذاشتم کنار.
      دیگه جایز نیست بیام به این جور ترانه ها گوش بدم.
      چون از سفر معمولی برنگشتم.
      وضع روحیمم اون قد خوب نیست که با یه آهنگ آروم مست بشم و از حال برم.
      خدا به حرمت شهدای این دو ماه، به همه ی عزیزانی که ندیدن قسمت کنه.
      همه ی دوستان رو گفتم چون برن اوج ظلم وهابیت و مظلومی و غریبی اهل بیت رو تو شهر خودشون مدینه از نزدیک مشاهده بفرماین.
      واقعیتش من اون قد حالم تو مدینه گرفته شد که اعمال حج به دلم نچسبید.
      به کربلا هم مشرف شدم ولی غریبی کربلا کجا و غریبی مدینه کجا.
      اگه بیشتر بنویسم خودمم دلم میگیره نمیتونم بنویسم هم شما رو هم…
      ولی خوب. مدیران زحمتکش جناب آقا سعید، آقا بهنام، آقا مهدی، آقا امیر رضا، آقا حامد، فکر کنم همه رو شمردم.
      البته اگه آلزایمر نگرفته باشم.
      ببینید دوستان، تو این سایت گنجایش هر شخص رعایت میشه واقعاً برای خودش یه امتیازه. باور کنید تقریباً یه ساعت و نیم میشه به پدرم توضیح میدادم. که همه ی لیوانها گنجایششون عین هم نیست. انسانها هم همینطورَن.
      به هر شخص بایستی اندازه ی گنجایشش بایستی عصبی شد، شوخی کرد و نصیحت کرد. تا به اون شخص شوخی یا نصیحت یا حتی عصبی شدن شما برنخوره.
      چون دیدی یه عکس العمل یا واکنشی از خودش نشون داد که شرمنده شدی. عین سکه ی پول شدی.
      دوستان بیایید این واقعیت رو هم قبول کنیم.
      وضع و اوضاع جامعه با روحیات ماها سازگار نیست.
      مثلاً یکی مثل بنده درد عشق و عاشقی رو پیش میکشه.
      اون یکی به فکر اینه که چه طوری نون در بیارم بخورم، نمیرم.
      دیگه افکار روزمره اون قد زیاد شده که دیگه خنده به لبامون نمیاد.
      اگه بیاییم به زور هم که شده بخندیم، تابلو میشه.
      مردم هم تو این اوضاع و شرایط به آهنگها و ترانه های غمگین رو میارن.
      شما فکر میکنید چرا مرحوم مرتضی پاشایی از محبوبیت بیشتری برخوردار بود؟
      مردم ندیده و نشناخته عاشق صداش نشده بودن که.
      این همه محبوبیت به خاطر شعر و ترانه هایی بود که دم از عشق و عاشقی و این جور چیزا میزد و همراه با صدای خوش ایشون خونده میشد مردم این همه شیفتش شده بودن.
      بذارید واقعیتو بگیم بنده یادم نمیاد مرحوم واسه ماه محرم مثل خوننده های دیگه سرود و ترانه خونده باشه.
      خودشم تو این وضع ملتهب و بدون تفریح جامعه بیاییم نصیحت بکنیم که آقا حرمت ماه سفر رو نگه دار و ترانه و آهنگ نذار، به نظر بنده صحیح نیست.
      با این که تو این ماهها هیچ چی به اندازه ی نوحه و سرود در مورد اهل بیت حتی گوش دادن به تلاوت قرآن دل رو آروم نمیکنه ولی.
      ولی این رو هم بایستی در نظر بگیریم که اگه بهش بگم و نصیحتش کنم طرف از کوره در بره و به خود اهل بیت توهین و جسارت کنه، باعث اصلی و مقصر اصلی خود ماییم.
      یه پیشنهاد.
      آقا سعید، شما آموزش لاین رو ردیف کن،
      دوستان و برادران سیمبینی هم یواش یواش پول جمع کنن و به جمع اندرویدیها بپیوندن،
      اونجا یه گروهی با نام شب روشن بسازیم و اون جملک که میفرمایید اون جا قرار بدیم.
      چه طوره؟
      خوب. فعلاً

    19. مدیر کامنت دونی می‌گوید:

      با سلام مدیر کامنت دونی هستم
      از کسانی که اومدند و کامنت دادند تشکر میکنم
      و خدمت اونایی که میخاهند پست رو به حاشیه ببرند عرض میکنم
      که اگه بازم کامنتی که موجب حاشیه ساختن شود حذف خواهد شد
      با تشکر

    20. زهره خواجه می‌گوید:

      سلام میدونید به نظر من شب روشن هم در نوع خودش بینظیره. مشکل اینجاست که پستها به شکلی نیستند که خیلی بشه روش بحث کرد. مثلا اگه پستی باشه که نیازی به بحث داشته باشه خب همه میان شرکت میکنن. ولی وقتی یک نرمافزار گذاشته میشه خب میایم دانلود میکنیم و میریم استفاده میکنیم و فوق فوقش مینویسیم: ممنون خیلی عالی بود. به نظر من جای پستهای بحث بر انگیز توی شب روشن خیلی خالیه. منم میخواستم عضو بشم و ایمیلم رو وارد کردم ولی ایمیل برام ارسال نشد و حالا دیگه ایمیلم رو قبول نمیکنه و میگه این ایمیل قبلا استفاده شده. بازم مرسی از تلاشتون.

    21. محمدعلی می‌گوید:

      سلام به همگی خصوصا مدیران سایت.
      ببین سعید جان همونجور که هم تو و هم باقی دوستان میدونید من یکی از کسایی بودم که همیشه اینجا پلاس بودم.
      خودم پست میزاشتم و برای باقی پستها هم کامنت میذاشتم.
      اما الان کمتر میام وقتایی هم که میام معمولا کامنت نمیذارم.
      برای این کارمم دلایل زیادی دارم.
      مهمترینش همینایی هست که دوستان گفتن و تکرار مکررات هست.
      شنیدم از من ناراحت شده بودی و گفتی که چرا توی گروهها مطلب میزارم اما اینجا نمیام.
      ببین سعید جان من اگر مطلبی رو مثلا توی گروه ایستگاه سرگرمی منتشر میکنم دیگه نگرانی ندارم که وای الان واکنش آقای x یا خانم y چی ممکنه باشه.
      یه وقتایی هم ممکنه حتی فلان مطلب من در گروه منتشر نشه.
      اما وقتی دلیلش رو جویا میشم میبینم کاملا منطقی بوده.
      حد عغلش اینه که تصمیمی که آقای درفشیان به عنوان مدیر گروه گرفتن تصمیم خودشون بوده و نه نوفوز دیگران.
      واقعیت اینه که من اینجا و بچه هاشو دوست دارم خصوصا مدیرا که دوستای خودمن.
      اما وقتی مثلا یه پست گذاشته میشه و توسط یه شخصی به هاشیه میره و شما به جای تذکر به اون فرد فرتی میزنید پست رو حذف میکنید
      برای من نوعی چاره ای نمیمونه بجز این که کلا بیخیال اینجا بشم.
      البته من راجعب این موضوع قبلا هم با بهنام جان صحبت کردم.
      راستش بچه ها من یه چندتا سایت و وبلاگ پیدا کردم که مال بیناهاست.
      تو اون جمعها ما با هم شوخی میکنیم؛ میگیم و میخندیم؛ همدیگه رو لایک میکنیم؛ یا اصلا از هم انتقاد میکنیم.
      اما دوستیمون سر جاش میمونه و هیچ مشکلی هم پیش نمیاد.
      امیدوارم روزی بیاد که اینجا هم همینجوری بشه.
      خب بجز اینا دلایل دیگه ای هم هست.
      مثلا این که به قول خانم خاجه: مطالب بحث برانگیز نیستن.
      من یا هر کس دیگه ای ممکنه بیاد مطلب رو بخونه و بره و هیچ حرفی هم نداشته باشه که بگه.
      ببخشید که زیاد شد. یا علی

      • سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

        محمد جان: سلام.
        خب داداشم اینارو زودتر بهم میگفتی.
        از این پس کسی که جنجال بسازه چه من, چه امیر و یا چه بهنام کامنتش حضف میشه.
        حد عقل امروز دیگه این تصمیم را گرفتم.
        و در صورتی که فرد آتی ۳ بار پستیو به هاشیه ببره کامنتای اون فرد بصورت دستی تایید میشه.
        محمد جان فعالیتت را شروع کن.
        منم دارم جلوی ویروسها را میگیرم.
        نگران نباش.
        مشکلی بود من در خدمتم.
        چااااکرت.

    22. محمدعلی می‌گوید:

      ممنونم سعید جان. چشم من برگشتم به اصل خود! شنیدی میگن هیچ جا خونه خود آدم نمیشه! آخییش! امیر و بهنام کمک کنید وسایلو از ماشین پیاده کنیم! شهاب جان شما هم لطف کن چندتا آهنگ جدید و توپ آماده کن! ممل تو هم نیتو بیار! منم رفتم غلیون چاق کنم الان میام!

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green