امام دوم (حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام)، خداوند را چگونه میدید


- 867 بازدید

پیشوایان پاک دین، به دلیل بهره‌مندی از ویژگی عصمت و دوری از عصیان و اشتباه، برترین مربیان اخلاق  و زندگی برای انسان، به ویژه برای دوستداران و پیروان خود
به شمار می‌روند. ایشان، بهترین الگوی اخلاقی به دور از هر گونه کژی برای انسان ‌اند. نوشتار حاضر، رهاوردی است از بررسی ویژگی های امام مجتبی علیه السلام که
در این مجال اندک به آن می پردازیم.

 سفره کریمانه دانش
یکی از بهترین شواهد و دلایل شخصیت والای امام حسن مجتبی علیه السلام این است که وی از همان آغاز جوانی، بلکه کودکی، آنچه را که از زبان پیامبر صلی الله علیه
و آله گرفته بود، سخاوتمندانه در اختیار دیگران قرار می داد. ابن الصباغ مالکی درباره این کلاس پر خیر و برکت می نویسد: «درباره حسن بن علی – که درود بر او
باد – نقل شده است که در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله می نشست و تشنگان معارف اسلامی گرداگردش می نشستند. او به گونه ای سخن می گفت که تشنگان علم و معرفت
را سیراب نموده و ادله و براهین دشمنان را باطل کند…»

امام حسن مجتبی علیه السلام از دوران کودکی سفره علمی خود را پهن کرده و با نقل آیات شریفه و سپس نقل حدیث از پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله خدمت
بزرگی به تشنگان علم و معرفت نمود، بویژه در ۱۰ سال آخر که حوادث دردناکی به مسلمانان، خاصه پیروان اهل بیت علیهم السلام روی آورده بود، امام با حلم، بردباری،
صبر و حوصله ای که از خود نشان می دادند، خویشتن را برای هر نوع پاسخگویی آماده ساخته بودند.

برخی از بزرگان شیعه همانند شیخ طوسی در رجال خود، نام برخی از این شخصیتها را به عنوان اصحاب امام آورده است که تعداد آنها از چهل و یک نفر نمی گذرد.

اگر چه جای این سوال هست که چگونه یاران امام حسن علیه السلام از چهل و یک نفر تجاوز نمی کردند، در حالی که امام نزدیک پنجاه سال در بین امت اسلامی زندگی می
کردند؟ و چرا یک مرتبه تعداد ۴۵۰ یار که برای امیرمۆمنان علیه السلام ثبت شده، به چهل و یک نفر می رسد؟ و چرا این عدد نسبت به امام حسین علیه السلام هم به دو
برابر، بلکه بیشتر می رسد و چرا با مقایسه با یاران امام زین العابدین علیه السلام یاران او یک چهارم می باشد؟! علت چیست و چرا چنین شده است؟

احتمال دارد شیخ طوسی فقط نام راویان از اصحاب امام حسن علیه السلام را آورده باشد؛ به دلیل اینکه در بخش آخر کتاب خود به نام عده ای اشاره کرده است که از معصومین
علیهم السلام روایت نکرده اند.

و احتمال دارد امام در زمانی می زیسته که بیشتر اصحاب پیامبر صلی علیه و آله بودند، و آنها به هر دلیلی از حضور در پای درس امام حسن علیه السلام و یا نقل روایت
از او، خودداری می کردند. و نیز محتمل است که تبلیغات سوء معاویه بن ابی سفیان تاثیر خود را گذارده باشد.
 
عابدترین مردم زمان
امام صادق علیه السلام در بیان حال معنوی ایشان می‌فرمود:

امام مجتبی علیه السلام عابدترین مردم زمان خود بود. بسیار حج به صورت پیاده و گاه با پای برهنه به جای می‌آورد. همیشه او را در حال گفتن ذکر می‌دیدند و هر
گاه آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُو» را می‌شنید، پاسخ می‌ گفت: «لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْک» (خداوند! گوش به فرمان توام)[۱]
امام مجتبی

آن امام همواره در قنوت نمازش، بسیار دعا می ‌کرد و خدا را این‌گونه می‌ خواند:

«ای پناهگاه درماندگان! فهمها در درک تو حیران و دانشها در برابر تو ناتوان و نارساست. تو پروردگار زنده و قیّومی که جاودانه است. تو خود می ‌بینی آنچه را که
می‌ دانی و در آن کار، دانا و بردبار هستى. تو بر آشکار ساختن هر پنهان، قدرت داری و می ‌توانی از انجام هر کاری جلوگیری کنى؛ بدون آنکه در تنگنا واقع شوى.
بازگشت همه چیز به سوی توست؛ همان سان که آغاز آن از خواست تو سرچشمه می گیرد. تو آگاهی از آنچه در سینه ‌ها پنهان می ‌دارند. آنچه را خواسته ‌ای اجرا شده است.
آنچه را در خزانه غیب خودت بوده بر عقلها واداشته ‌ای تا هر که نابود شود، از روی دلیل آن کار نابود شود و هر که زنده شود، از روی دلیل زنده شود. به راستی که
تو شنوا و دانایی و یکتا و بینایى.

بارخدایا! تو خود می‌دانی که من از تلاش خود فروگذار نکرده‌ام تا هنگامی که برش تیغم از میان رفت و تنها شدم. در آن وقت از گذشتگان خودم پیروی کردم (و صبر نمودم)
تا جلوی این دشمن سرکش و ریختن خون شیعیان را بگیرم. تا اینکه حفظ کردم آنچه را اولیای من حفظ کردند. خشم خود را فرو بردم و به خواسته آنها تن در دادم. به راهی
رفتم که می‌ خواستند و هیچ نگفتم تا یاری تو فرا برسد که تو تنها یاور حق و بهترین پشتیبان آن هستى؛ گرچه این یاری تأخیر افتد و نابود شدن دشمن اندکی به درازا
کشد.»[۲]

در پیشگاه حق
هرگاه امام مجتبی علیه السلام وضو می گرفت، تمام بدنش از ترس خدا می ‌لرزید و رنگ چهره‌ اش زرد می‌ شد. وقتی از او در این باره می ‌پرسیدند، می ‌فرمود: «بنده
خدا باید وقتی برای بندگی به درگاه او، آماده می‌ شود، از ترس او رنگش تغییر کند و اعضایش بلرزد.»[۳]

هرگاه برای نماز به مسجد می ‌رفت، کنار در می ‌ایستاد و این گونه زمزمه می‌ کرد: «إِلَهِی ضَیْفُکَ بِبَابِکَ یَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاکَ الْمُسِیءُ فَتَجَاوَزْ
عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدِی بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکَ یَا کَرِیم؛[۴] خدایا! مهمانت به درگاهت آمده است. ای نیکوکردار! بدکار به نزد تو آمده است. پس از زشتی و گناهی
که نزد من است به زیبایی آنچه نزد توست، درگذر؛ ای بخشاینده!»

امام صادق علیه السلام فرمود: «کَانَ إِذَا ذَکَرَ الْمَوْتَ بَکَى وَ إِذَا ذَکَرَ الْقَبْرَ بَکَى وَ إِذَا ذَکَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَکَى وَ إِذَا
ذَکَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَکَى وَ إِذَا ذَکَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ شَهَقَ شَهْقَهً یُغْشَى عَلَیْهِ مِنْهَا وَ کَانَ إِذَا
قَامَ فِی صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَیْنَ یَدَیْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ کَانَ إِذَا ذَکَرَ الْجَنَّهَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِیمِ
وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّهَ وَ تَعَوَّذَ بِهِ مِنَ النَّار؛[۵]

وقتی (امام حسن علیه السلام) به یاد مرگ می ‌افتاد می‌ گریست. هرگاه به یاد قبر می ‌افتاد، گریه می‌ کرد. وقتی به یاد قیامت می‌افتاد، ناله می‌کرد، هرگاه به
یاد گذشتن از [پل] صراط می‌ افتاد، می ‌گریست. هرگاه به یاد عرضه اعمال بر خداوند می‌ افتاد، ناله ‌ای می ‌کرد و از هوش می ‌رفت. وقتی به نماز می‌ ایستاد، بدنش
در مقابل پروردگارش می ‌لرزید. هرگاه بهشت و دوزخ را به یاد می ‌آورد، مانند مارگزیده، مضطرب می‌ شد و از خدا بهشت را می ‌خواست و از آتش جهنم به او پناه می
‌برد.»

هنگامی که آثار مرگ در چهره‌اش آشکار شد، او را دیدند که می ‌گرید.

پرسیدند: «چرا می‌گریید؛ در حالی که مقام والایی نزد خدا و رسولش دارید و پیامبر صلی الله علیه و آله آن سخنان والاگهر را درباره شما فرموده است؛ شما که بیست
مرتبه پیاده، حج به جای آورده و سه بار همه داراییهای خود را در راه خدا تقسیم کرده‌اید؟»

در پاسخ می ‌فرمود: «إِنَّمَا أَبْکِی لِخَصْلَتَیْنِ: لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الْأَحِبَّه؛[۶]

به دو دلیل می‌گریم: از ترس روز قیامت و از دوری دوستانم.»

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره ابوالفضل سعيديفر

    ِی کریمی که بخشنده ی عطایی، و ِی حکیمی که پوشنده ی خطایی، و ِی صمدی که از ادراکِ خلق جدایی، و ِی احَدی که در ذاتُ صفات، بی همتایی، و ِی خالقی که راهنمایی، و ِی قادری که خدایی را سزایی؛ جانِ ما را خود دِه، و دلِ ما را هوای خود دِه، و چشمِ ما را ضیای خود دِه، و ما را آن دِه که آن بِه، و مَگُذار ما را به کِهُ مِه. به نامه خدا. ابوالفضله سعیدیفر، متولده ساله 1380 هستم. در شهرستانه ساوه، واقع شده در استانه مرکزی زندگی میکنم. هم اکنون، مشغول به تحصیل در پایه ی دهم هستم. علایقه من، خدمت به همنوعان، آموختنه زبانه انگلیسی، خواندنه اشعاره زیبا، رمان و فیلمهای جذاب، یادگیریه بیشتره کامپیوتر و موبایل و تا حدودی بازیهای کامپیوتری هستند. از اینکه در کناره شما هستم، خرسندم و آرزوی پیروزی، موفقیت، شادکامی، سربلندی، سر افرازی و عاقبت بخیری برایه همه ی شما، دوستانه محترم دارم. راههای ارتباطی، تنها در صورته نیاز: ایمیل: abolfazl.saeedifar80@gmail.com اسکایپ: abolfaz122l . خدانگهدار.
    این نوشته در دسته‌بندی نشده, مذهبی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    6 پاسخ به امام دوم (حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام)، خداوند را چگونه میدید

    1. سلام ابوالفضل جان فقط میتونم بگم دستت درد نکنه امشب سایت رو نورانی کردی باز هم مرسی

    2. بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

      سلام داداش
      خیلی ممنونم ازت
      پست عالی داشتی
      خدا خیرت بده
      اجرت با صاحب این روزها

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green