شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، حتما بخوانید


- 1,054 بازدید

من تقریباً تو دستشویی نشسته بودم که از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت؛

سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی مردانه هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم

به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت

آوری دادم؛

– حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید؛

– خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم برا ی همین گفتم؛

– اُه منم مثل خودت فقط داشتم از اینجا می گذشتم..

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور میشه،

به هر ترفند بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم؛

– منم می تونم بیام طرفت؟

آره سؤال یکمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ

احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم؛

– نه الآن یکم سرم شلوغه!!!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت :

– ببین. من بعداً باهات تماس می گیرم.
یهاحمقی داخل دستشویی

بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب میده

۱۰ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلگرام: https://telegram.me/sp1000 اینستاگرام: https://www.instagram.com/saeed10055/ خوشباشید.
    این نوشته در داستان, طنز ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    28 پاسخ به شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، حتما بخوانید

    1. مهدی ترخانه می‌گوید:

      سلام. واقعا غیر منتظره بود. هواسم به یه همچین پایانی نبود.خیلی خندیدم ممنون ازت

    2. امیر رضا رمضانی می‌گوید:

      سلام
      اینو شنیده بودمش, ولی بازم خندیدم

    3. میلاد نصرتی میلاد نصرتی می‌گوید:

      سعید جون خدا خیرت بده دلمان باز شد.‏ هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها

    4. شهاب می‌گوید:

      سلام سعید خخخخ
      مرسی از این داستانهای زیبات و داستانهایی که که اصلا حواسمون به پایانش نیست ههه

    5. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      سلام.
      از کجا میدونی شاید اونجا وایفای داشته با اسکایپ بوده.
      اما خب حتما هواسش بوده نیفته دیگه.

    6. عطا می‌گوید:

      سلام آقا سعید عزیز.
      اول داستان ما بسیار نگرانت شدیم شدید آره شدید.
      ولی به خیر گذشت.
      وای چرا از دست ما عصبانی هستید نگو من که گناهی ندارم خودش شد.
      خخخ
      ی سری به سد لتیان یا امیرکبیر بزن جواب میده.
      خخخ
      ولی غرق نشی هاااا اااا ااا .
      جوجه سوخته قیافش دیدن داره.
      روی ماهش حالا بوسیدن داره.
      خخخ
      ببین سعید جان من اصلا دوست ندارم به کسی بدهکار بمونم هااااا ااا.
      شدیم ۱ ۱٫ مساوی.
      هاهاهخخهههخاخخخخههااااا.

    7. پریسا می‌گوید:

      سلام.
      یاد گرفتم اگر از چیزی استفاده کردم حتما عوضش رو بپردازم. عوض استفاده از مطالب۱سایت به نظرم کامنت دادنه. هر زمان جایی رفتم و از پستی استفاده ای بهم رسید۱ممنون هم شده باید بگم مگر اینکه نه فایلی برداشته باشم نه استفاده ای برده باشم.
      پست شما بهم۱خنده حسابی داد. استفاده خوبی بود. به نظرم۳روزی میشد درست و حسابی خندیدن رو فراموش کرده بودم.
      ممنونم.
      ایام به کام.

    8. عطا می‌گوید:

      درود مجدد به آقا سعید بلاک شده.
      ی درخواست
      لطف کن از طریق اسکایپ برای من آموزش وایبر رو بفرست.
      هاهاهاهخخههههخخههررهههاااامکاااااااااااهرهرهرهرهرهره.

    9. مهدیه می‌گوید:

      سلام خداییش خیلی خنده دار بود برای خود من بارها اتفاق افتاده که کسی با من بوده من فکر کردم با کس دیگه ای بوده یا برعکس با کس دیگه ای بوده و من فکر کرده ام که با من بوده و تند تند جوابش رو دادم. نابینایی و هزار درد اما خدا رو شکر تا حالا تو دستشویی برام اتفاق نیفتاده

    10. عطا می‌گوید:

      اولا چیزی که عوض داره گله نداره.
      وای وای.
      ولی یک سوال.
      اگر ریموو بشید بلاک میکنید خب.
      اما اگر بلاک بشید آن وقت چه میکنید.
      هاهاهاهاهاههههخخخههههخخخهههههرررررر.

    11. سلام سعید یه سؤال
      جواب پاره شدن روده های من بر اثر خندیدن پستهای طنز تو رو کی میخواد بده؟
      ضمنا شبکه تلویزیونی نسیم نیرو بکار میگیره برو استخدام شو به نفعته

    12. hossein azari می‌گوید:

      سلام سعید وقتی با بهنام تو اسکایپ بودیم با هم این پست رو خوندیم.
      خودت می دونی چه تغییری کرد این پست که پیشنهاد من بود
      آورین. خوب بود.
      من هم لبخندی بر لبانم نشست.

    13. hossein azari می‌گوید:

      بهله آقا سعید ما اینیم دیگه

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green