شعر دیر و دور از فاضل نظری


- 561 بازدید

سلام شب روشنیهای عزیز
حالتون چطوره؟
امیدوارم که بر خلاف این روزها حالتون بهاری بهاری باشه.
من دوباره اومدم با یه شعر دیگه از فاضل نظری

امیدوارم که خوشتون بیاد.

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند
گل نمی‌روید، چه غم گر شاخساری بشکند
باید این آیینه را برق نگاهی می‌شکست
پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند
گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه‌ام
صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند
شانه‌هایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگی زیر پای آبشاری بشکند
کاروان غنچه‌های سرخ، روزی می‌رسد
قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند

با آرزوی بهترینها!

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره مینا

    من مینا ملکی هستم بیست سالمه و در رشته علوم تربیتی در دانشگاه علامه طباطبایی مشغول به تحصیل هستم امیدوارم بتونم مفید باشم
    این نوشته در سرگرمی, شعر ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    4 پاسخ به شعر دیر و دور از فاضل نظری

    1. سایه می‌گوید:

      سلام مینا جون شعر قشنگی بود مرسی

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green