جدی چقد ما مردم سطحینگر هستیم و خودمونو خوب عالم میدونیم. غافل از این که خدا خودش حواسش به همه چی هست. خودتون بخونین به حرف من میرسین.


- 357 بازدید

خدایا! درکدام گوشه اى از جهنم این خبیث را جاى مى دهى ؟
غزالى در ((احیاء العلوم ))آورده است :
در اطراف بصره مردى از دنیا رفت هیچ کس بر جنازه او حاضر نشد ،براى آنکه او پیوسته مست شراب و غرق در جنایت بود ،همسرش وقتى که دید مردم جنازه او را بر نمى دارند به ناچار چند نفر باربر اجیر کرد وبه آنها پول داد که جنازه را بردارند ،وقتى که به ((مصلى ))بردند ،هیچ کس حاضر نشد که بر او نماز بخواند ،چاره اى جز این ندیدند که او را به صحرا ببرند وبدون نماز دفن کنند در آن نزدیکى کوهى بود که زاهدى در آنجا سکونت داشت وقتى که جنازه را دید ،از بلندى فرود آمد که بر جنازه نماز بخواند ،مردم با خبر شدند و در نماز شرکت کردند و به آن زاهد اقتدا کردند پس از نماز از زاهد پرسیدند ،عجب است که شما بر این جنازه نماز خواندید! گفت : بلى دیشب در خواب مى دیدم که به من مى گویند از این کوه پایین برو ،در آنجا جنازه اى خواهى دید که کسى به همراهش نیست مگر زن او،براو نماز بخوان زیرا او آمرزیده شده است .
تعجب مردم زیادتر شد زاهد از همسر وى پرسید و گفت از سیره و روش و اخلاق او در زندگى هر چه مى دانى بگو همسرش گفت : او دائما در میخانه بود و همیشه در شب شراب مى نوشید زاهد گفت از کارهاى خیر او چیزى امى دانى ؟ همسرش گفت : بلى ،اوبا تمام پلیدیهایى که داشت ،سه کار خوب انجام مى داد
۱- نیمه هاى شب وقتى که از مستى به هوش مى آمد ،در تاریکى و تنهایى قرار مى گرفت ،گریه مى کرد و مى گفت : خدایا! در کدام گوشه از زوایاى جهنم مى خواهى این خبیث (اشاره به خودش )را جاى دهى ؟
۲-وقتى که از مستى به هوش مى آمد ،هنگام صبح لباس خود را عوض ‍ مى کرد ،وضو مى گرفت و به عنوان نماز جماعت به مسجد مى رفت وسپس به میخانه برمى گشت .
۳-هرگز خانه او خالى از یک یتیم یا دویتیم نبود .
زاهد علت آمرزش او را دانست و به کوه برگشت

یا رب اگر نگذری از جرم و گناهم چه کنم،
ندهی گر به در خویش پناهم چه کنم؟
گر برانی و نخوانی و کنی نا امیدم،
به که روی آرم و حاجت ز که خواهم؟ چه کنم؟
گر ببخشی گنهم، شرم مرا آب کند،
ورنه نبخشی تو بدین روی سیاهم چه کنم؟
نتوانم کنم انکار گنهم یک ز هزار،
که تو بودی در همه حال گواهم، چه کنم؟
بار الها! کرمی، مرحمتی، امدادی،
کاروان رفته و من مانده به راهم، چه کنم؟!

۷ نفر این پست رو پسندیدن!
Print Friendly

درباره بیدل

بیدلی در همه احوال، خدا با او بود، او نمیدیدش و از دور «خدایا» میکرد
این نوشته در داستان, مذهبی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 پاسخ به جدی چقد ما مردم سطحینگر هستیم و خودمونو خوب عالم میدونیم. غافل از این که خدا خودش حواسش به همه چی هست. خودتون بخونین به حرف من میرسین.

  1. سلام مرسی جالب بود انشا الله خداوند از گناهان همه ما بگذره

  2. شهاب می‌گوید:

    سلام .
    خدایا در این روز آدینه , به حق امام زمان گناهان مارو بیامرز و از ما بگذر .
    مرسی از شما عالی بود .

  3. عطا می‌گوید:

    درود بر شما
    مطلب مفیدی منتشر کردید
    حظ بردیم, مرسی

  4. سلام.
    خدا انشا الله از گناهان ما بگذره و ما رو بی آمرزه.

  5. لیلا سعیدیفر می‌گوید:

    سلاااام سلااااام.
    قبل از این که دعا کنم خدا از گناهان خودمون بگذره باید بگم اول خودمون باید از اشتباهات و گناهان خودمون بگذریم تا بتونیم نسبت به دیگران هم گذشت داشته باشیم و از خطاهای دیگران بگذریم.
    چرا که خدای مهربون بنده هایی رو مورد عفو خودش قرار میده بیشتر که نسبت به دیگران بخشنده باشند.
    باید از همسر اون مرد درس بگیریم که گذشته از پلیدی های اون مرد شراب خوار خوبی هاش رو هم میدید و به خاطرش تا آخر راه اومد. به این میگن گذشت و دیدن نیمه ی پر لیوان.
    من و ۵ نفر این پست رو پسندیدیم.
    گذشتتون بیش از پیش.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green