خنده بازار ۲۰ خرداد ۹۴


- 391 بازدید

آهای دهه شصتیای مجرد:
.
.
.
در مصرف آب صرفه جویی نکنید،
در مصرف برقم صرفه جویی نکنید ،
اصن تو مصرف هیچی صرفه جویی نکنید
،تا می تونید مصرف کنید بذارید ذخایر تموم شه ،
مگه این هفتادیا و هشتادیا تو مصرف شوهر صرفه جویی کردن ؟
که شما تو مصرف برقو آب صرفه جویی کنید؟!!
بذارید خودشون واسه نسلی که در حال تولیدشن صرفه جویی کنن!!
والا شما مجردا که دیگه نسلی ندارید!!
*
*
*
*
*
*
*
پسرم اون چهارتا سیم که آویزونه رو میبینی
+آره
-خب دوتاشو بردار
+برداشتم
-چیزی حس نمیکنی
+نه
-حالت خوبه
+آره
-خب پس به اون دوتای دیگه اصلا دس نزن برق داره!
(منو بابام موقع تعمیر برق خونه)
بهزیستی از کدوم طرفه؟
*
*
*
*
*
*
*
سلامتی مرد زندگیم آقامونو میگم:
وقتی من صداش میکنم نمیگه ها یا بله،
داد میزنه میگه بگو خانووومم جووونم عشقم
وقتی باهاش قهر میکنم اون قهر نمیکنه،
میاد لپمو میکشه میگه حق بامنه ها نیم وجبی اما آشتی نفسمممم عمررررمممم!!!
.
.
.
یه صلوات ختم کنید تا بقیه خوابم رو براتون بگم
*
*
*
*
*
*
*
*
دختره ۱۱ سالشه پست گذاشته :

سال ها با تــــــــــــــــــــــــو خاطره داشتم

ولی افسوس که زمونه از هم جدامون کرد ..!!

.

.

.

.

فکر کنم منظورش با مای بیبی بوده….!!!
*
*
*
*
*
*
*
*
دختره پست گذاشته :

هر پسری وارد زندگیم میشه اونی نیست که میخوام

.

.

پسره کامنت گذاشته :

باز درد تو خوبه

من هر دختری رو تو خیابون میبینم لامصب همونیه که میخوام
*
*
*
*
*
*
*
حسود نیستم ولی وقتی دیدم برای رفیقم اس اومد:

کجایی عشقم؟؟

.

.

گوشیشو یواشکی ورداشتم نوشتم:

به تو ربطی نداره میمون!!
*
*
*
*
*
*
*
*
این پسرایی که میگن با سربازی رفتن دو سال عمرمونو تلف میکنیم

.

.

.

انگار تا قبل سربازی در کتابخانه کنگره آمریکا مشغول پژوهش بودن !
*
*
*
*
*
*
*
مراحل زندگی شکسپیر

شکس نوزاد

شکس نونهال

شکس نوجوان

شکس جوان

شکس میانسال

شکس پیر

خب دیگه اگه کاری ندارید من برم شریف سمینار دارم
*
*
*
*
*
*
*
میگم حیف شد با اینکه

امریکای شمالی و جنوبی داریم

.

.

.

امریکای رضوی نداریم!

همیشه حق مشهدیا رو میخورن
*
*
*
*
*
*
*
*
دیشب سرسفره بابام میگه همتون شناسنامه هاتونو بیارین،

ماهم باخوشحالی شناسنامه هامونو آوردیم

فکر کردیم میخواد مال ومنالی به ناممون بزنه،

یه دفعه گفت ازفردا طرح زوج و فرد توی خونه اجرا میشه،

گفتیم یعنی چه؟

گفت اونایی که دورقم اول شناسنامشون زوجه روز زوج

بقیه هم روزای فرد میتونن بیان سر سفره غذا بخورن
*
روزای جمعه رو هم یوم الشک اعلام میکنم و همه با هم روزه میگی*ریم
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
وقتی کسی درس نمره کم میگرفت

معلم به من میگفت :ببرش دفتر بگو که درس نخونده…

.

.

اون لحظه حس پلیس بین مللو داشتم
*
*
*
*
*
*
*
*
به سلامتیه مادری که…

.

.

.

از آرایشگاه برگشت دید ابروهای پسرش قشنگ تر از ابروهای خودشه

بغض کرد ولی چیزی نگفت
*
*
*
*
*
*
*
*
ببین بچه جون , خوب گوش کن

به ارواح حدم نیستی در جدم :

نه نه

به جداح ارحم نیستی در حدم

لامصبا هولم نکنید بلدم

به ارواح جدت نیستم در حدت

غلط کردم آقا خیلی سخته

کمرم رگ به رگ شد

ولی من شاخم

گفته باشم ..
*
*
*
*
*
*
*
مرد : زن تو بازم رفتی سه دست لباس با هم خریدی

آخه نمیگی من این همه پول رو از کجا بیارم ؟!!

.

.

.

زن : نه … مگه من فضولم !
*
*
*
*
*
*
*
*
آب دوغ خیار چیست؟

فست فود مخصوص ایرانیا در فصل تابستان

که از نظر خاصیت با خاویار برابری میکند

و اغلب هر سه روز یکبار آنرا تهیه و صرف میکنند

و اهل منزل پس از خوردن آن با گفتن جمله (ای خدا ترکیدیم ) از خدا تشکر میکنند.
*
*
*
*
*
*
*
*
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد

نگاهم کرد درنگاهش هزاران عشق خواندم

نگاهم کرد دل به اوبستم ،

باز هم نگاهم کرد…

تازه فهمیدم یارو خله ! فقط نگاه میکنه!
*
*
*
*
*
*
*
دیروز برام خواستگار اومده بود بابام گفت درس میخونی یا شوهرت بدیم !!

منم گفتم هرچی میخونم یاد نمیگیرم!!،

.

.

بنظر شما مفهوم خوب رسوندم!!؟
*
*
*
*
*
*
*
*
دیروز داشتم میرفتم کلاس یه پسره یدفعه داد زد خانوم افتاد افتاد

بأ تعجب زمینو نیگا کردم گفتم چی؟؟

.

.

.

برگشته میگه مهرت به دلم

ینی مونده بودم چی بگما^_^

مزاحمه خلاقه من دارم؟؟
*
*
*
*
*
*
*
یکی از معلم ها تعریف میکرد:

سالها پیش معلم یه روستا بودم

یکبار که به بچه ها گفتم برای روز معلم انشا بنویسین یکیشون نوشته بود :

درآن سرمایی که سگ از خانه ی خود بیرون نمی آید معلم ما به مدرسه می آید!!!!!
*
*
*
*
*
*
*
حالا فکر کنین واسه دوس دخترتون شارژ خریدین خسیسا،

ابرو مارو بردین..

اه !!

.

.

.

.

( رئیس بانک ملی)
*
*
*
*
*
*
*
مغز جالبترین عضو بدنه

.

.

از زمان تولد تا موقع مرگ کار میکنه به جز سر امتحان و خطبه عقد
*
*
*
*
*
*
*
راز خود را به یک زن لال بگویید

تا به اذن پروردگار شفا پیدا کند!
*
*
*
*
*
*
برادرم

ابـــرو برداشتنتو تحمل کردم….

ناخـــن بلند کردنتو تحمل کردم….

ماتیــــــک زدنتو تحمل کردم….

سلام عجقم چطول مطولی گفتنتو تحمل کردم ….

اما میخای بری بیرون نمیدونی چی بپوشیو نمیتونم تحمل کنم

خدا شاهده نمیتونم
*
*
*
*
*
*
*
ترجیح میدم تنها باشم و افسوس بخورم …

تا این اینکه افسوس باشم و تنها بخورم

.

.

.

.

اِع اشتباه شد!

صبر کنید ^_^

ترجیح میدم تنهایی افسوس بخورم تا این که افسوسو تنهایی بخورم؟!؟

فک کنم بازم نشد

خلاصه بدونین یه ترجیحی میدم!!

بهم اعتماد کنید!..
*
*
*
*
*
*
*
*
تا درودی دیگر, بدرود.

۲ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly
سعید پناهی

درباره سعید پناهی

با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. با هزاران زور و زحمت, دیپلممو امسال گرفتم. زیاد اهل درس خوندن نیستم. بیشتر تو نتم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و وایبر و لاین و تانگو و IMO و بیتاک هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلفن تماس, سرفن برای کارهای ضروری: 09388154937 همین دیگه.
این نوشته در طنز ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 پاسخ به خنده بازار ۲۰ خرداد ۹۴

  1. امیر رضا رمضانی می‌گوید:

    سلام
    تو اینترنت نداشته باشی که هیچ, کامپیوتر و موبایلم زیر دستت نباشه, میای این پست و تنظارو میزاری!
    خخخخ
    دمت گر

  2. مرسی که به فکر سایت هستی و هوای سایت رو داری داداش.

  3. جابر جعفری جابر جعفری می‌گوید:

    سلااااااااااااام سعید بعد علی تو مردی خندیدیم بسی بسیار خخخخخخخخخخخخخ.خانوم ها حتما میلایکن خخخخخخخخخخخخخ.

  4. kianoosh shakeri می‌گوید:

    سلام! سعید جان اون مشهدیا رُ راست گفتی! خخخخخخخخخخخخخخخخخخ! عاره والا! همه جا شمال جونوب داره، اما رزوی نداره! خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ!
    خلاصه که خیلی حال کردم.
    link thank you
    بای بای

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green