نگاهی به شوخی و شادی در کلام بزرگان دین


- 382 بازدید

شوخی و مزاح یکی از نیازهای روحی انسان است؛ چرا که روح مانند جسم، به واسطۀ فعالیتهای روزمره و ناملایمات و فشارها خسته می شود و برای

زدودن کسالت و ملالت و به دست آوردن نشاط روحی، شوخی و مزاح لازم است.

در این زمینه کتابهای جالب و خواندنی نیز وجود دارد که چندی رو معرفی میکنم:مسلن کتاب لطیفه های اسلامی و غم و شادی در سیره معصومین که بخشهای مفیدی دارند البته نویسنده یکی از اینها برام مشخص نشد ممنون میشم در صورت لزوم دوستانی که در این زمینه ها اطلاعات بیشتری دارند راهنمایی کنند باعث افتخار و خوش حالیه

اکنون اشاره ای به برخی موارد در این مبحث

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

«مؤمن شوخ و زنده دل است و منافق سخت و غضبناک».

خندیدن و خنداندن به دور از رفتارها و الفاظ زشت سودمند است

پیامبر اکرم(ص) فرمود: من هم نماز می خوانم و هم می خوابم؛ هم روزه می گیرم و هم غذا می خورم؛ هم می خندم و هم گریه می کنم؛ پس کسی که از راه و روش من روی گرداند،از من نیست.در سیره آن حضرت آمده است که وقتی یکی از اصحاب خود را غمگین میدید، او را به شوخی کردن شاد میکرد و میفرمود: خداوند نفرت دارد از ترشرویی فرد در چهره برادرش

حضرت علی علیه السلام مردی بذله گو نبود، اما همواره لبخند بر لبان مبارکش بود و در برخورد با کوچک و بزرگ ،

شاد و دارای چهره‌ای شاداب و خندان بود.

به چند نمونه عملی از این رفتارها توجه کنید:

رسول گرامی اسلام در فرصتهای مناسب اصحاب و یاران خود را می‌خنداند و

آنان را شاداب و سرحال نگه می‌داشت.

پیشوای مالکی ها می گوید: امام صادق علیه السلام بسیار شوخ طبع و خندان بود.

روزی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با امام علی عَلَیهِسّلام در مجلسی خرما تناول می‌فرمود و هسته‌های خرما را مقابل علی (ع) می‌گذاشت، بگونه‌ای که اگر کسی وارد می‌شد فکر می‌کرد همه خرماها را علی علیه السلام خورده و آن حضرت چیزی تناول نفرموده است. پیامبر خطاب

به حضرت علی فرمود: « شما زیاد خرما خورده‌اید؟» حضرت علی جواب داد: « آن کس زیادتر خورده که خرما را با هسته آن تناول کرده است.» و لبخند بر لبان پیامبر نقش بست.

روزی ابوبکر و عمر ، دو طرف حضرت علی علیه السلام راه می‌رفتند چون قد آن دو نفر کمی بلندتر از آن حضرت بود، عمر جملاتی را به شوخی و طنز مطرح کرد و خطاب به حضرت گفت:

اَنت فی بَینِنَا کَنُونِ « لَنا».

علی! تو در میان ما، مثل حرف ” نون” در ” لنا” هستی. حضرت علی علیه السلام بلافاصله پاسخ داد

که : اِن لَم اَکُن اَنا اَنتُم « لا». یعنی اگر من نباشم، شما چیزی نیستید چون

“لا” یعنی “هیچ”.

امام صادق عَلَیهِسّلام میفرمایند:، خداوند شوخ و مزاح کننده و بذله گو در میان جمع را دوست می دارد،

اگر به گناه کشیده نشود.

روزی یکی از دوستان امام علی علیه السلام حلوایی تهیه کرد و از آن حضرت خواست تا تناول فرماید. امام فرمود:

مناسبت آن چیست؟ جواب داد: امروز نوروز است (روز عید است). حضرت از آن حلوا میل

فرمود، خندید و چنین شوخی کرد که اگر می‌توانی همه روز را نوروز قرار ده.

فضل بن ابی قرّه می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:مؤمنی نیست مگر اینکه دعابه دارد،

راوی می گوید: به حضرت عرض کردم: دعابه چیست؟ حضرت فرمود: مقصود، مزاح و شوخی است

امام علی(ع) می فرماید:شادی، روح را باز می کند و نشاط را برمی انگیزد

امام صادق علیه السلام به یونس شیبانی که از اصحاب و یاران او بود فرمود: شوخی شما اصحاب با یکدیگر چه مقدار است عرض کرد کم است حضرت فرمود:اینگونه نباشید.به درستی که شوخ طبعی از حسن خلق است و همانا شما بدین وسیله برادر خود را شاد می کنید، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله

اهل شوخی و مزاح بودند تا سرور و شادی را در قلب اصحاب ایجاد کنند

در سیرۀ آن حضرت آمده است:اگر یکی از اصحابش را غمگین مییافت او رابا شوخی شادمان میساخت و متقابلاً اگر پیامبر

صلی الله علیه و آله محزون بود دیگران او را شاد می کردند.

نقل شده است روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به شدت ناراحت بود

ناگهان عربی از راه رسید که می خواست سؤالی از حضرت بپرسد اصحاب گفتند: رسول اکرم

(ص)امروز به شدت ناراحت است مرد عرب گفت به خدا قسم تا او تبسّم نکند رهایش نمیکنم

نزد حضرت آمد و گفت شنیده ام که دجال هنگام ظهور مقداری آبگوشت برای

مردم می آورد و مردم از گرسنگی در معرض هلاکت هستند. آیا اگر او را می دیدم از آن

غذا نخورم تا بمیرم یا آنقدر بخورم که سیر شوم بعد به خدا ایمان آورم و از دجّال

بیزاری جویم.پیامبر صلی الله علیه و آله چندان خندید که دندانهایش نمایان شد و فرمود: خداوند مؤمنین را از دجّال بی نیاز میکند

حضرت امام صادق فرمودند: شوخی مکن تا بر تو دلیر شوند.منظور اینکه اگر شوخی از حد اعتدال خارج شود روی مردم بتو باز می شود و نسبت

به تو بی پروا میشوند. پس اگر زیاد شوخی کنی گویی به ملت رو دادی

مضمون بسیاری از این احادیث مطرح شده در کلام دیگر معصومین نیز هست

حضرت امام کاظم (ع) فرمودند: یحیی بن زکریا اینگونه بود که گریه می کرد و نمی خندید و عیسی بن مریم اینگونه بود که هم می خندید

و هم گریه می کرد و آنچه عیسی ع می کرد بهتر بود از آنچه یحیی می کرد

امام صادق فرمودند:خنده مومن تبسم است . خنده بسیار دل را بمیراند و همچنین فرمودند: بسیار خندیدن دین را آب کند چنانچه

آب نمک را

پیامبر اکرم فرمودند:شوخی بیش از اندازه و بسیار، آبرو را می برد و خنده زیاد، ایمان را محو می کند.

همچنین فرمودند: خنده دو قسم است: خنده ای که خدا آن را دوست دارد و خنده ای که خدا آن را دشمن دارد . اما خنده ای که خدا آن را دوست دارد : لبخندی است که مرد در اثر شوق دیدار به روی برادرش می زند و اما خنده ای که خدای تعالی آن را دشمن دارد : این که مرد برای خندیدن یا خنداندن دیگران سخن ناروا و باطلی بگوید که به سبب  آن هفتاد پاییز در جهنم سرنگون است. (نهج الفصاحه

امام رضا(ع) به ریان بن شبیب فرمود: «اگر دوست داری در درجات عالی بهشت با ما باشی، به حزن ما محزون و به شادی ما شاد باش

امام باقر(ع) نیز فرمود: «در نزد خدا عبادتی محبوبتر از شاد کردن مؤمنان نیست»

پیرزنی نزد حضرت محمد (ص) آمد. او دلش می خواست که بعد از مرگش به بهشت برود.

حضرت محمد (ص) به او گفتند : پیرزن به بهشت نمی رود پیر زن با ناراحتی از پیش حضرت رفت.

همین موقع بلال حبشی ، غمگین وارد شد. گفت پیر زن را دیده است که ناراحت بیرون می رفته.

حضرت فرمودند : تو هم به بهشت نمی روی بلال هم غصه دارشد و رفت کنار پیرزن نشست.

عباس عموی پیامبر، بلال و پیرزن را ناراحت دید. پرسید چرا ناراحتند !

آن ها هم ماجرا را تعریف کردند عباس این موضوع را برای پیامبر تعریف کرد.

حضرت محمد(ص) به عموی پیرشان گفتند : «پیرمرد هم به بهشت نمی رود»

عباس هم ناراحت شد سپس پیامبر از هر سه نفر خواستند تا پیششان بیایند.

ایشان با خنده فرمودند: خداوند اهالی بهشت را با چهره هایی جوان و نورانی و درحالی که تاجی به سر دارند ، وارد بهشت می کند ؛ نه با صورتی پیر و غمگین

حضرت عیسی(ع) فرمود: کسی که حزن و اندوه او زیاد باشد، بدنش مریض است

امام علی(ع) فرموده است: حزن و اندوه نصف پیری و درهم شکستگی است

غصه و اندوه، بدن را آب می کند

نیز سخن از پیامبر اعظم است که من مزاح می کنم، ولی جز حق نمیگویم.

حضرت آیت الله بهجت گاهی در ضمن لطایفی، نکات خیلی ظریف و دوست‌داشتنی را که متناسب با حال طرف بود بیان می‌کردند. یک روزی، شخصی در صحن مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) به آقا برخورد کرده بود. به ایشان گفته بود که حضرت آقا من خودم را گم کرده‌ام؛ می‌خواهم خودم را پیدا کنم، چکار کنم؟ آیت الله بهجت(رحمهالله علیه) فرموده بودند که برو در آن صحن یک اتاق و دفتری است به نام دفتر گمشدگان. بگو: من خودم را گم کرده ام، تا که در بلندگو شما را صدا کنند، ببینید آیا پیدا می‌شوید یا نه!

 

منبع این روایت: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بهجت(رحمهالله علیه)

۳ نفر این پست رو پسندیدن!
Print Friendly

درباره بیدل

بیدلی در همه احوال، خدا با او بود، او نمیدیدش و از دور «خدایا» میکرد
این نوشته در داستان, مذهبی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 پاسخ به نگاهی به شوخی و شادی در کلام بزرگان دین

  1. سلام
    مرسی از پست
    بله بزرگان دین به حد تعادل شوخی کرده و دیگران را میخنداندند.
    ولی متأسفانه شوخیهای ما گاهی از حد هم میگذرند.

  2. شهاب می‌گوید:

    سلام بر شما .
    خیلی زیبا و مفید بود .
    انشا الله خدا بهمون انقدر قدرت بده که بتونیم همیشه شاد و خندان باشیم .
    ممنون .

  3. تنها می‌گوید:

    سلام.
    مقاله ی جالبی بود.
    تشکر.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green