گفت و گو با رکورد دار ختم قرآن در ایران


- 600 بازدید

سلام

داشتم تو فضای مجازی قدم میزدم که یهو، عنوان همین پست، نظرم رو جلب کرد.
خوب من خیلی کم پیش میاد پست کپی بذارم! اما این یکی، به قدری منو تکون داد که حیفم اومد اینجا نذارمش.

 

ماه رمضان را بهار قرآن گویند و از معصوم است که هرکس یک آیه دراین ماه تلاوت کند معادل ختم قرآن در دیگر ماه ها است و به همین دلیل بسیاری از مسلمانان سعی
می کنند هر روز قرآن را ختم کنند و یا حداقل روزی یک جزء از کلام الله مجید را ترتیل خوانی نمایند.

اما آقای علیداد حیدری فرد در سن ۷۸ سالگی هر ۴روز یک بار قرآن رابا معنی ختم می کند. او چند سالی است که دیگر گوش هایش خوب نمی شنود. این جوان دل در گفتگویی
از قرآن برای جوانان امروز می گوید.

حیدری با اشاره به اینکه قرآن در آخرت هم شفاعت می کند و هم شکایت، می گوید: شفاعت می کند اگر با دقت بخوانیم و به دستوراتش عمل کنیم. شکایت می کند اگر گوش به
دستوراتش نکنیم و به دستوراتش عمل نکنیم و بیان داشت خدا به انسان ستم نمی کند. این مردم هستند که به خودشان ستم می کنند.

حیدری درباره اینکه قرآن را از که آموخته است اظهار می دارد: از مرحوم ملا نورالله حسین خوانی در مکتب خانه گنجان قرآن خواندن را یاد گرفتم و اول سوره حمد و
کوثر. حجیمی یاد می دادند و تا حجیمی نمی خواندید یاد نمی گرفتید ولی الان شما نمی توانید حجیمی بخوانید.

او ادامه می دهد: وقتی که ختم قرآن را تمام کردیم، کتاب مشکل گشا وبعد کتاب حافظ را ختم کردیم و تعداد بچه های مکتبی زیاد بودند و درمسجد هر نفری یک صفحه از
قرآن را می خواند و یک نفر هم غلط های خوانده شده را تصحیح می کرد. یک بار در مکتب خانه سی جزء قرآن را ختم کردیم و ملا آقای نورالله حسین خوانی گفت وقتی قرآن
را ختم کردید دوباره از راست شروع کنید و قرآن را دوباره ختم کنید تا دیگر اشتباه نداشته باشید. ما ۳بار قرآن را ختم کردیم تا توانستیم قرآن را صحیح و بدون اشتباه
ختم کنیم.

می گوید پدرش کریم ( معروف به چهرین ) که از عشایر بوده است مشوق اصلی او بوده است. و پدرش او را در مکتب خانه ثبت نام کرد. اما خودش چوپان بوده است و یک خانواده
زحمت کش و عشایری داشتند و دارای چهار فرزند است. یک دختر و سه پسر. از وقتی همسرش را از دست داده، در خانه فرزندانش زندگی میکند.

علیداد حیدری برادر شهید مراد حیدری است. مراد حیدری در سال ۱۳۶۳ شهید شد. او برادر شهیدش را اینگونه توصیف می کند:برادر شهیدم همیشه نماز شب می خواند و اولین
کسی بود که در خواندن نماز اول وقت پیش قدم بود و از همه بچه های مکتب خانه باهوش تر بود.

برادرم ۲۹ سال داشت که در اهواز شهید شد. من همین جا بودم باحاجی مهدی حیدری وحاجی رسول و حاجی حسین. برادر حاج قاسم سلیمانی گفت: امشب مراد را در خواب دیدم با
یک جمعیت زیادی که مراد یک دست لباس تمیزی برش کرده و سرش را شانه کرده و مرتب بود، ایستاده بود جلوی جمعیت دعا می کرد.

آقای علیداد حیدری ادامه می دهد: از وقتی برادرم شهید شده از بنیاد شهید چیزی نگرفته ایم.زندگی خودش را با درآمد شخصی می گذراند و هم اکنون درکنار خانواده فرزندش
که مستاجر هستند زندگی می کند وتنها یک بار به زیارت مشهد مقدس رفته است .
قاری قرآن ما، تنها یک آرزو دارد و آن هم عاقبت بخیری و آخرت خوب است./بوتیا

منبع:

باشگاه خبرنگاران جوان

 

من ختم قرآن میکنم، اون آقا هم ختم قرآن میکنه!

اما، این کجا و، آن کجا!

دلتون سفید

یک نفر این پست رو پسندیده!
Print Friendly
بهنام نصیری

درباره بهنام نصیری

سلام من بهنام نصيري متولد 16/5/1371 از قزوين. دوران كودكي قبل از مدرسه رو مثل بيشتر ما نابيناها، با گريه و غم و نا اميدي اطرافيانم ميگذروندم كه ديگه ازش نگم بهتره. خيلي بد بود. پيش دبستاني (يا همون آمادگي خودمون) رو توي مدرسه استثنايي انديشه توي شهر صنعتي البرز (كه اصلا مخصوص نابيناها نبود و براي تمام معلوليتها غير از بينايي طراحي شده بود) گذروندم و كم كم پيشرفت كردم. ديگه همه باورم كرده بودن و دوستم داشتن. چون تو دوران بچگي، به بچه فوق العاده باهوش، شيرين و تو دل برو بودم. مثل بچگي همه شماها. زندگيمو خيلي راحت ادامه دادم. تا كلاس پنجم ابتدايي، تو مدرسه ناشنوايان باغچه بان قزوين، كه نابيناها هم همونجا درس مي خوندن، درس خوندم.سال پنجم و سه سال راهنمايي رو تو مدرسه نابينايان بياضيان و سال اول دبيرستان رو تو مدرسه شاهد پيامبر اعظم شهر خودمون (محمديه) ادامه دادم. سال دوم وارد شهيد محبي شدم و به خاطر افت معدل، سال سوم به قزوين برگشتم و تا آخر دوره پيش دانشگاهي، تو دبيرستان نمونه دولتي علامه جعفري مشغول به تحصيل شدم. سال 90 تو كنكور، با رتبه 1195 توي دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين، رشته فقه و حقوق قبول شدم و الان كه واستون مينويسم، کارشناس رشته فقه و حقوق اسلامی از دانشگاه هستم و معدل کارشناسیم هم 16.88 شد و کارشناسیمو تابستون 94 گرفتم. خوب از تحصيل كه بگذريم، بگم براتون كه من تو دوران مختلف زندگيم، به موسيقي و قرآن خيلي علاقه نشون مي دادم و توي هر دوش مقام زياد كسب كردم. فك نكنيد بيكارمو دنبال كار ميگردم! من از سال 90 تو هنرستان و دبيرستان كتاب مبين تو شهر قزوين، مشغول تدريس درس قرآن به بچه هاي هنرستاني و دبيرستاني (دوره اول) هستم. اونم به بچه هاي عادي! اگه ميخوايد يه كمم درباره شخصيتم بدونين، همين بس كه ميتونم با هر جور آدم كنار بيام، جوري كه از با من بودن معذب نباشه. تا دلتون بخواد شوخم. واسه همه شما آرزوی موفقیت می کنم. gmail: b.nasiri71@gmail.com skype: behnamnasiri.1371
این نوشته در حرفای خودمونی, درد دل, گفت و گو, مذهبی ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

8 پاسخ به گفت و گو با رکورد دار ختم قرآن در ایران

  1. سلام بهنام جان.
    نمیدونم چی بگم.
    خیلی آموزنده بود.
    اونا اینجوری قرآن ختم میکردند، ما اینجوری. همینجوری برای اینکه ختم کرده باشیم میخونیم میره. بدون اینکه به معنیش توجه کنیم. بدون اینکه ببینیم قرآن چی میگه. چه دستوراتی داده. ما رو به جه کارهایی دعوت میکنه.
    تازه به خیلیهاشون هم که اصلا عمل نمیکنیم.
    امیدوارم از این بزرگان بتونیم ی خورده هم که شده، الگو بگیریم.

  2. شهاب می‌گوید:

    سلام نمیدونم چی بگم .
    فقط ای کاش خدا هم ما رو مورد لطف و آمرزشش قرار بده و یکم از این سعادتی که به این مرد داده به ما هم عطا کنه انشا الله .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green