وسعت رزق در اطاعت پدر و مادر


- 249 بازدید

در عیون اخبارالرضا از بزنطى نقل مى کند که گفت از حضرت رضا (علیه السلام ) شنیدم فرمود مردى از بنى اسرائیل یکى از بستگان خود را کشت و کشته او را بر سر راه مردى از بهترین بازماندگان یعقوب (اسباط بنى اسرائیل ) گذاشت ، بعد مطالبه خون او را کرد. حضرت موسى (علیه السلام ) گفت گاوى بیاورید تا کشف حقیقت کنم . حضرت موسى (علیه السلام ) هر نوع گاوى مى آوردند کافى در اطاعت و پیروى امر بود ولى سخت گرفتند چون توضیح خواستند خداوند هم بر آنها سخت گرفت . پرسیدند چگونه گاوى باشد؟ گفت : فیها بقره لافارض و لابکر عوان بین ذلک نه کوچک و نه بزرگ بلکه مابین این دو باشد. باز پرسیدند چه رنگ داشته باشد؟
حضرت موسى گفت : صفراء فاقع لونها تسر الناظرین زرد رنگ نه مایل به سفیدى و نه پررنگ مایل به سیاهى . باز بر خود دشوار گرفتند خداوند هم بر آنها سخت گرفت . گفتند اى موسى گاو بر ما مشتبه شده واضح تر از اى توصیف کن . موسى گفت لا ذلول تثیر الارض و لا تسقى الحرث مسلمه لاشبه گاوى که به شخم زدن آرام و نرم نشده و براى زراعت آبکشى نکرده باشد بدون عیب و غیر از رنگ اصلیش رنگ دیگرى در آن وجود نداشته باشد. بالاخره آن گاو منحصر شد به یکى و آن هم در نزد جوانى از بنى اسرائیل بود. وقتى که براى خرید به او مراجعه کردند گفت نمى فروشم مگر اینکه پوست این گاو را پر از طلا نمائید!
به حضرت موسى اطلاع دادند گفت چاره اى نیست باید بخرید. به همان قیمت خریدند و آن را کشتند.
دم گاو را بر مرد مقتول زدند زنده شد و گفت یا رسول الله پسر عمویم مرا کشته نه آن کسى که بر او دعا مى کنند؛ بدین وسیله بنى اسرائیل قاتل را شناختند.
یکى از پیروان و اصحاب موسى گفت یا نبى الله این گاو را قصه شیرینى است . حضرت موسى فرمود آن قصه چیست ؟
مرد گفت جوانى که صاحب این گاو بود خیلى نسبت به پدر خویش ‍ مهربانى مى کرد. روزى آن جوان جنسى خرید و براى پرداختن پول پیش ‍ پدر آمد، او را در خواب یافت و کلیدها را در زیر سرش دید چون نخواست پدر را از خواب شیرین بیدار کند لذا از معامله صرف نظر کرد. هنگامى که پدرش بیدار شد جریان را به او عرض کرد. پدر گفت نیکو کارى کردى این گاو را به جاى سود آن معامله به تو بخشیدم . حضرت موسى گفت نگاه کنید نیکى به پدر و مادر چه فوائدى دارد.(۱)

منابع:
۱- شانزدهم بحار، ص ۲۱٫
برگرفته از یامجیر.

یک نفر این پست رو پسندیده!
Print Friendly

درباره بیدل

بیدلی در همه احوال، خدا با او بود، او نمیدیدش و از دور «خدایا» میکرد
این نوشته در داستان, مذهبی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به وسعت رزق در اطاعت پدر و مادر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green