خنده بازار جمعه, ۱۶ مرداد ۹۴


- 447 بازدید

سلااام سلام سلااااااااااامممممممممم.
من اومدم با یکی دیگر از قسمتهای خنده بازار.
بخونین شاید خندیدین.
البته شاید.

پسر خاله م سال دیگه میره کلاس اول دبستان، اومده بود خونمون بهم گفت دایی یعنی من دکترم بیا معاینه ات کنم. از فشار خون و ضربان قلب و نبض بگیر، تا چربی و قند خون سوال می پرسید ازم. اونوقت تمام اطلاعات پزشکی من بعد از ربع قرن زندگی توی آمپول و اون چوب بستنی که می کردن تو حلقم خلاصه میشه.

****

زمان مدرسه هم اینایی که اتود نوک هفت دهم داشتن
همیشه توی ذهنم تو یه دسته‌بندی جدا قرار می‌گرفتن .
اینایی که به ما نمی‌خورن !

******

فقط یه مرد ایرانیه که بعد از چپ کردن ماشین
و قطع چند تا درخت و تیر چراغ برق
و کندن چندین متر گاردریل
با اعتماد به نفس از ماشین پیاده میشه و میگه :
جمع نکرررررده بودم مرده بودیماا

****

افتخار نکن که به اندازه تار موهات رفیق داری. وقتی محتاجشون میشی می فهمی که کچلی.

*******

یه سوال فنی…به بچه ی جوجه تیغی چی میگن؟
جوجه جوجه تیغی؟
توله جوجه تیغی؟
جوجه تیغاله(گوساله،بزغاله…) !

******

چندین سال پیش، کل خانواده مو که شامل پدرم و مادرم، برادرم همراه با خانمش که تازه عروسی کرده بودن و همچنین پدر بزرگ و مادربزرگمو به زور جمع کردم تا ازشون عکس بگیرم، همگی بعد از ۱۰ دقیقه لباس عوض کردن شیک وایسادن، منم اصرار داشتم که به همدیگه بچسبین تا عکس قشنگ بشه، چون ته تغاری و یکی یدونه بودم همه هر کاری می گفتم انجام می دادن. خلاصه گفتم ۳…۲…۱ و یه دفعه پارچ آب یخی رو که کنارم گذاشته بودم با تمام توان ریختم روشون، بیچاره ها ۳۰ ثانیه ای طول کشید تا از شوک دربیان. بیچاره پدربزرگم که تو مرکز قرار داشت چون فیگور خنده گرفته بود نیم لیتر آب خورد!

****

تو فصل بهار همش خوابمون میاد، تو فصل تابستون گرمازده می شیم همش زیر باد کولر ولوییم و می خوابیم. تو فصل پاییز سه ماهشو سرما خوردیم حال نداریم، می خوابیم. تو فصل زمستون هم که سرده دیگه کلا باید رفت زیر پتو خوابید.

*****

یه روز یه مامانه داره واسه بچش لالایی میخونده
که یهو بچه میگه مامان خفه شو میخوام بخوابم
بچه های این دوره زمونه رو باش …

*****

اگه مامانم نصف راهکارهایی که موقع دیدن سریال
به هنرپیشه اول سریال نشون میده ، به من گفته بود
الان کل مشکلات زندگیم حل شده بود !
به جون خودم

***

یعنی یجوری شده که
قبل اینکه بخوای از مشکلاتت با یکی حرف بزنی
باس بهش بگی :
میدونم تو بدبخت تری
یه دقیقه خفه شو من حرفمو بزنم
بعد تو شروع کن

*****

تو مترو انقلاب دختره گوشیش زنگ زد و جواب داد: الو من الان مترو میردامادم تا پنج دقیقه دیگه می رسم. یه وقت نری رضا!
پیرمرده داد زد: دروغ میگه رضا، مترو انقلابه رضا، برو واینسا.

*****

اغلب آدم ها دست کم یک بار عینک آفتابی شون رو گم کرده اند اما اغلب آدم ها تا آخر عمر حتی یک دونه عینک آفتابی هم پیدا نمی کنند، پس، جایی در این دنیا، آدم هایی هستند با چندین و چند هزار عینک آفتابی.

*****

من تعجب میکنم قضیه ای که با دعوا حل میشه،
چرا اینقد در موردش حرف میزنن ؟؟

*****

چرا از همون ماده ای که تو شامپو بچه ها استفاده میکنن
که چشمو نمیسوزنه، تو شامپوی ماها استفاده نمیکنن ؟؟؟
مگه چش ما چشه؟ هان ؟؟؟
یعنی چش اونا عزیزتره!

*****

دوستم تعریف می کرد رفته بوده خواستگاری، توی صحبت دو نفره دختره بهش گفته: راستش من قصد ازدواج ندارم! دوستم هم گفته: منم اومده بودم خونه تون میوه بخورم برم!

****
تا قسمتهای بعدی خدا یار و نگهدارتون.

۳ نفر این پست رو پسندیدن!
Print Friendly
سعید پناهی

درباره سعید پناهی

با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. با هزاران زور و زحمت, دیپلممو امسال گرفتم. زیاد اهل درس خوندن نیستم. بیشتر تو نتم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و وایبر و لاین و تانگو و IMO و بیتاک هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلفن تماس, سرفن برای کارهای ضروری: 09388154937 همین دیگه.
این نوشته در طنز ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 پاسخ به خنده بازار جمعه, ۱۶ مرداد ۹۴

  1. بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

    یعنی میمیرم واسه اینجور پستات یعنی
    مردم از خنده
    کم بود فقط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green