ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع


- 388 بازدید

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.
هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.
لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود…
برای عروس بسیار مهم بود که چه کسانی حتما در عروسی اش باشند
از اینکه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود…
خیلی از کارت ها مخصوص بودند.
مثلا فلان دوست و فلان فامیل و فلان مدیر …
خودش و همسرش کارتها را می بردند
و سفارش هم میکردند که حتما تشریف بیاورید
خوشحال میشویم.اگر نیایید دلخور میشوم.
دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و
حسابی خوش بگذرانند.
همه چیز هم تدارک دیده بود.
آهنگ – گروههای ارکست – وبسیاری چیزها و افراد و وسایل دیگر
آنها حتما باید باشند، بدون آنها که خوش نمی گذرد.
بهترین تالار شهر را آذین بسته بودند
چند تا از دوستانشان که خوب میرقصند هم
حتما باید باشند تا مجلس گرم شود.
آخر شوخی نبود که- شب عروسی بود…
همان شبی که هزار شب نمیشود.
همان شبی که همه به هم محرمند.
همان شبی که وقتی عروس بله میگوید
به تمام مردان شهر محرم میشود
این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم…
همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست.
اما نه یادم آمد.
این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.
همان شبی که حتی داماد هم آرایش میکند.
همه و همه آمدند
حتی دایی که مسافرت بود همه بودند …
اما ……………….. اما کاش امام زمان “عج” هم حضور داشتند.
حق پدری دارد بر ما…
مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عروس برایشان کارت دعوت نفرستاده بود،
اما آقا آمده بودند.
اما متاسفانه
به تالار که رسیدند سر در تالار نوشته بود:
(ورود امام زمان عج” اکیدا ممنوع!)
آقا دورترها ایستادند  و فرمودند: دخترم عروسیت مبارک!
ولی ای کاش کاری میکردی تا من هم می توانستم بیایم ….
مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید.
(آخر امامان  پدر معنوی ما هستند)
دخترم من آمدم اما …
گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت
و برای خوشبختی دختر دعا کرد.
یا صاحب الزمان شرمنده ایم
منبع : http://shahidgomnam66.blogfa.com/

۷ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly

درباره بیدل

بیدلی در همه احوال، خدا با او بود، او نمیدیدش و از دور «خدایا» میکرد
این نوشته در داستان, مذهبی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 پاسخ به ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع

  1. هادی ضیایی فر می‌گوید:

    😕 😛 سلام ما آقا را فراموش کردیم و فقط جمعه ها آن هم شاید به یادش باشیم. شبهای عروسی که میشود دیگر نه خدایی وجود دارد و نه پیغمبری و نه امامی. هم خدا به یاد ماست هم پیغمبر به یاد ماست و هم امامان ما که پدران معنوی ما هستند به یاد ما هستند. ما بیشتر اوقات به یاد ائمه اطهارمان نیستیم و فقط در مواقعی که مشکلی برامون پیش میاد آنها را قسم جلاله میدهیم که مشکل ما را حل کنید وگرنه دیگر به زیارتتان نمیآییم. امامان ما به دیدار ما نیازی ندارند و این ما هستیم که به آنها محتاجیم چون مسیر هدایت در پیش روی آنهاست.

  2. هادی ضیایی فر می‌گوید:

    سلام، من با اجازه صاحب اثر این متن زیبا این متن را کپی میکنم.

  3. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

    سلام.
    واقعا آقا کجایی که در گناه فرو رفته ایم.!
    ممنون.

  4. محدثه ضامِنی می‌گوید:

    سلام واقعا آقا کجایی که ببینی چه طور داریم گناه میکنیم و خود ما متوجهش نیستیم. من از یک سری ناراحتم از کسایی که دل مادرم فاطمه ی زهرا را میشکنند با حجاب بدشان نمیگم خودم خیلی خوبم ولی بعضیها حواسشان به کارهایشان نیست.

  5. حسن ذوالفقاری می‌گوید:

    سلام به آقای غریب.
    سلام دوستان.
    واقعا که به چنین اربابی باید احسنت، آفرین، … نمیدونم چی باید بگیم. ولی هرچی هست، پدر واقعی و ناجی همه ی ما آدمها، حضرت مهدیه که هرجا هست، خدا سالم و خوشحالش کنه. اما با چی؟ ما خودمون باید در جایگاهی که هستیم، برای آقامون مایه ی آبرو و امنیت باشیم. ارباب رو نرنجونیم و گریه ی آقا رو در نیاریم.
    خدا کنه که همه ی عروسها و دامادها خوشبخت بشند و این محبت مهدوی رو درک کنند و شرایط شادی رو برای ارباب فراهم کنند.
    موفق و شاد باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green