داستانها و روایاتی چند از حضرت باقر علیه السلام


- 289 بازدید

سلام دوستان. امیدوارم که حال و احوالتون خوب باشه.
شهادت امام باقر علیه السلام رو به همه تون تسلیت عرض میکنم.
چنتا روایت از ایشون تو این پست آوردم که همه بتونیم با خوندنش بهره ببریم.
اوعبیده گوید: من همراه امام باقر علیه السلام بودم ، به هنگام سوار شدن به کجاوه اول من سوار مى شدم و سپس او. وقتى بر روى مرکب قرار مى گرفتیم حضرت به من
سلام مى کرد و همانند مردى که رفیقش را به تازگى ندیده باشد احوالپرسى مى کرد و دست مى داد، و هنگام پیاده شدن پیش از من پیاده مى شد و وقتى از کجاوه پیاده
مى شدیم سلام مى کرد مانند کسى که رفیقش را به تازگى ندیده باشد احوالپرسى مى کرد.
من گفتم : یابن رسول اللّه شما کارى مى کنید که هیچکس از مردم نزد ما نمى کنند و اگر یک بار هم چنین کنند زیاد است .
حضرت فرمود: مگر ثواب مصافحه را نمى دانى ؟ دو مومن به یکدیگر مى رسند و یکى با دیگرى دست مى دهد پس همواره گناهان آندو مى ریزد همان گونه که برگ از درخت مى
ریزد و خدا به آنها توجه مى کند تا از یکدیگر جدا شوند.۱
* * * * * * * * * * * *

پی نوشت  ها :
۱- بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۶٫
۲- بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۵۶٫
۳- اصول کافى ، باب المصافحه .
۴- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۷٫
 ۵- بحارالانوار، ج ۴۶، ۲۴۷٫
۶- وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۱۳۵٫
۷- وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۹۱۸٫
۸- اصول کافى ، باب مذاکره و گفتگوى برادران .
۹- اصول کافى ، دعائم الاسلام ، ح ۱۰٫
۱۰- اصول کافى ، باب الطاعه و التقوى
۱۱- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۰٫
۱۲- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۰٫
۱۳- اصول کافى ، باب العطاس و التسمیت ، ح ۹٫
۱۴- اصول کافى ، باب العطاس و التسمیت .
۱۵- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۸٫
۱۶- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۶٫
۱۷- بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۶٫
منبع: قصه هاى تربیتى چهارده معصوم

تسلیم
عده اى به محضر امام باقر علیه السلام رسیدند و دیدند که یکى از فرزندان او بیمار شده است و امام علیه السلام ناراحت و اندوهگین است .
با خود گفتند: اگر این کودک از دنیا برود مى ترسیم امام علیه السلام را آن گونه ببینیم که نمى خواهیم در آن حال باشد.
چیزى نگذشت که صداى شیون اهل خانه بلند شد و فرزند امام علیه السلام از دنیا رفت . آنگاه حضرت نزد آنها آمد در حالیکه چهره او شاد بود و ناراحتى ها قبل از سیماى
او بر طرف شده بود.
آنها به امام علیه السلام عرض کردند: فدایت شویم ما ترس آن داشتیم که با مرگ فرزند حالتى پیدا کنید که ما هم بخاطر اندوه شما غمگین شویم .
حضرت به آنها فرمود: ما مى خواهیم کسى را که دوست داریم بسلامت باشد و ما راحت باشیم اما وقتى امر الهى فرا رسد تسلیم اراده خداوند هستیم.۵
* * * * * * * *
اسلام حقیقى
ابى جارود گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم : اى فرزند رسول خدا! آیا شما دوستى و دلباختگى و پیروى مرا نسبت به خود مى دانید؟
امام علیه السلام : آرى .
عرض کردم : من از شما پرسشى دارم که مى خواهم به من پاسخ دهید زیرا چشمم نابینا است و کمتر راه مى روم و همیشه نمى توانم شما را زیارت کنم .
امام علیه السلام فرمود: سوال خود را بپرس .
عرض کردم : مرا از دینى که شما و خاندانتان خدا را بر اساس آن عبادت مى کنید آگاه کن تا من هم بر اساس آن خدا را دیندارى کنم .
امام علیه السلام فرمود: با سخنى کوتاه سوال بزرگى کردى ، به خدا سوگند همان دینى که خود و پدرانم خداوند را به آن دیندارى مى کنیم به تو مى گویم .
۱-شهادت به یگانگى خداوند و رسالت محمد صلى اللّه علیه و آله
۲-اقرار به آنچه پیامبر صلى اللّه علیه و آله از جانب خداوند آورده است .
۳- محبت به دوست ما و دشمنى با دشمنان ما.
۴- پیروى از فرمان ما.
۵-انتظار قائم ما.
۶-کوشش (در انجام واجبات ) و پرهیز از محرمات.۷
* * * * * * * *
ویژگیهاى شیعه
ابو اسماعیل گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم فدایت شوم شیعه در محیطى که ما زندگى مى کنیم بسیار زیاد است .
امام علیه السلام فرمود: آیا توانگر به فقیر توجه دارد؟ آیا نیکوکار از خطا کار در مى گذرد؟ و آیا نسبت به یکدیگر همکارى و برادرى دارند؟
عرض کردم : نه .
حضرت فرمود: آنها شیعه نیستند شیعه کسى است که این کارها را انجام دهد.۸
* * * * * * * *
دست دادن با دیگران
ابوعبیده گوید: از مدینه تا مکه در یک کجاوه همراه امام باقر علیه السلام بودم ، حضرت در بین راه پیاده شد و قضاء حاجت کرد و برگشت و فرمود: اباعبیده دستت را
بده ، من دستم را دراز کردم حضرت چنان فشرد که فشار دست او را در انگشتانم احساس کردم . آنگاه فرمود: اى اباعبیده ! هر مسلمانى که برادر مسلمانش را ملاقات کند
و با او مصافحه نماید و انگشتان خود را با انگشتان او در هم کند، گناهان آنها مانند برگ درختان در فصل زمستان بریزد.۹
* * * * * * * * *
گریه هاى امام باقر (علیه السلام)
«افلح » غلام امام باقر علیه السلام بود، او مى گوید: من با امام باقر علیه السلام به زیارت خانه خدا رفتیم ، وقتى امام علیه السلام وارد مسجد شد از آنجا نگاهى
به خانه خدا کرد و گریه کرد تا اینکه گریه اش بلند شد.
عرض کردم : پدر و مادرم فدایت باد مردم شما را مى بینند آهسته تر گریه کن .
امام علیه السلام فرمود: واى بر تو اى افلح چرا گریه نکنم شاید خداى تعالى به من نظر کند و در قیامت رستگار شوم .
آنگاه خانه خدا را طواف کرد و سپس آمد در نزد مقام نماز گذارد وقتى سر از سجده برداشت جاى سجده اش از اشکهاى چشمانش خیس شده بود و هر گاه مى خندید مى گفت :الهم
لاتمقتنى۱۱
یعنى خداوندا مرا به دشمنى نگیر ۱۲
* * * * * * * * *
حق آل محمد (علیه السلام)
مردى در خدمت حضرت باقر علیه السلام عطسه زد گفت : (الحمداللّه ) امام باقر علیه السلام جواب عطسه او را نداد و فرمود: از حق ما کاست . آنگاه فرمود: چون یکى
از شکا عطسه کرد بگوید:
الحمداللّه رب العالمین و صلى اللّه على محمد و اهل بیته .
وقتى آن مرد چنین گفت : امام علیه السلام هم جواب عطسه او را داد.۱۳
یعنى به او یرحمک اللّه گفت سعدبن ابى خلف گوید: حضزت باقر علیه السلام هر گاه عطسه مى زد و به او یرحمک اللّه مى گفتند، در جواب مى فرمود « یغفر اللّه لکم
و یرحمکم » و هر گاه کسى نزد او عطسه مى زد به او مى فرمود: یرحمک اللّه عزوجل۱۴
* * * * * * *
شیعه واقعى
امام باقر علیه السلام مردى رادید که بر دیگرى فخر مى ورزید و مى گفت : من از شیعیان آل محمد هستم .
حضرت به او فرمود: بر او فخر نکن . اموالى را که دارى اگر براى خودت خرج کنى برایت دوست داشتنى تر است .
امام علیه السلام فرمود: پس ،تو شیعه نیستى ، زیرا ما اگر مالى براى برادران مومن خود خرج کنیم دوست داشتنى تر است تا براى خود خرج کنیم .

پی نوشت  ها :
۱- بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۶٫
۲- بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۵۶٫
۳- اصول کافى ، باب المصافحه .
۴- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۷٫
 ۵- بحارالانوار، ج ۴۶، ۲۴۷٫
۶- وسائل الشیعه ، ج ۱۲، ص ۱۳۵٫
۷- وسائل الشیعه ، ج ۲، ص ۹۱۸٫
۸- اصول کافى ، باب مذاکره و گفتگوى برادران .
۹- اصول کافى ، دعائم الاسلام ، ح ۱۰٫
۱۰- اصول کافى ، باب الطاعه و التقوى
۱۱- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۰٫
۱۲- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۰٫
۱۳- اصول کافى ، باب العطاس و التسمیت ، ح ۹٫
۱۴- اصول کافى ، باب العطاس و التسمیت .
۱۵- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۸٫

منبع: قصه هاى تربیتى چهارده معصوم

۲ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly

درباره بیدل

بیدلی در همه احوال، خدا با او بود، او نمیدیدش و از دور «خدایا» میکرد
این نوشته در خاطرات, داستان, مذهبی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 پاسخ به داستانها و روایاتی چند از حضرت باقر علیه السلام

  1. سیتا می‌گوید:

    سلام بر آقای بیدل با دل
    مرسی از این مطالب مانند دُر
    بازم خوندم و از این مطالب سعی میکنم استفاده بهینه کنم باشد که رستگار شوم.

  2. مهدی عزیززاده مهدی عزیززاده می‌گوید:

    سلام
    مطلب بسیار جالب بود. تشکر ضمناً شهادت امام محمد باقر علیهالسلام رو هم خدمت شما تسلیت عرض میکنم.

  3. بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

    سلام
    شهادت امام باقر رو تسلیت میگم
    ممنون از تو داداش
    دیگه پستای مناسبتی شب روشن کنترات مال خودت شده ها
    آفرین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green