روش برخورد با مردم


- 289 بازدید

مرحوم شیخ طوسى رضوان اللّه تعالى علیه در کتاب رجال خود آورده است :
در یکى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا علیه السلام در منزل آن حضرت گرد یکدیگر جمع شده بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز که از افراد مورد اعتماد حضرت
و از شخصیّت هاى ارزنده بود، در جمع ایشان حضور داشت .
هنگامى که آنان مشغول صحبت و مذاکره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام علیه السلام ، به یونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هیچ گونه عکس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن که به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر علیه یونس ، به سخن چینى و ناسزاگوئى آغاز کردند.
و در این بین حضرت رضا علیه السلام سر مبارک خود را پائین انداخته بود و هیچ سخنى نمى فرمود؛ و نیز عکس العملى ننمود تا آن که بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد
حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا یونس از اتاق بیرون آید.
یونس با حالتى غمگین و چشمى گریان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من فدایت گردم ، با چنین افرادى من معاشرت دارم ، در حالى که نمى دانستم درباره من چنین خواهند گفت ؛ و چنین نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا علیه السلام با ملاطفت ، یونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل
و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى که امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى یونس ! سعى کن ، همیشه با مردم به مقدار کمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .
و از طرح و بیان آن مطالب و مسائلى که نمى فهمند و درک نمى کنند، خوددارى کن .
اى یونس ! هنگامى که تو دُرّ گرانبهائى را در دست خویش دارى و مردم بگویند که سنگ یا کلوخى در دست تو است ؛ و یا آن که سنگى در دست تو باشد و مردم بگویند که
درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنین گفتارى چه تاءثیرى در اعتقادات و افکار تو خواهد داشت ؟
و آیا از چنین افکار و گفتار مردم ، سود و یا زیانى بر تو وارد مى شود؟!
یونس با فرمایشات حضرت آرامش یافت و اظهار داشت : خیر، سخنان ایشان هیچ اهمیّتى برایم ندارد.
امام رضا علیه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى یونس ، بنابر این چنانچه راه صحیح را شناخته ، همچنین حقیقت را درک کرده باشى ؛ و نیز امامت از تو راضى باشد، نباید افکار و گفتار مردم در روحیّه ، اعتقادات
و افکار تو کمترین تاثیرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگویند.

۲ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly

درباره بیدل

بیدلی در همه احوال، خدا با او بود، او نمیدیدش و از دور «خدایا» میکرد
این نوشته در داستان, مذهبی ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 پاسخ به روش برخورد با مردم

  1. ali.gentleman می‌گوید:

    سلام داستان و ماجرای پند آموزی بود سپاس از شما
    اووول

  2. سیتا می‌گوید:

    سلام آفرین خیلی خوب بود با اینکه قبلا هم جایی خونده بودم که با هر کس باید مطابق خود او باید سخن گفت. اما این مطلب هم از خوندنش واقعا خرسند شدم. امید که امام ما هم از ما راضی و خشنود باشد. و از شنیدن حرفهای بی اساس مردم درباره خود و دیگران تحت تاثیر قرار نگیریم. سپاس آقای بیدل با دل. خخخ
    راستی آقای بیدل یک سوال دوست داشتین جواب بدین. چند سالتونه. این سوال برای خانمها نباید پرسیده شود ولی شما که از قاعده مستثنی نیستین. خخخ

  3. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

    سلااام.
    لاااایک لااااایییییکک.
    دقیقن باید با هر کس به اندازه ی شعورش بحث و گفت و گو کرد.

  4. مهدی عزیززاده مهدی عزیززاده می‌گوید:

    سلام از ارسال این حکایت جالب متشکرم.
    بنظر من اگه با هر کسی مطابق درک و فهمش برخورد داشته باشیم و همچنین مطابق با درک و فهم و سوادشان از آنها انتظار داشته باشیم دیگه جایی واسه ناراحتی باقی نمیمونه. باز بنظرم وقتی کسی از کس دیگر رنجیده میشه که اولاً زیادتر از درکو فهمش باهاش رفتار کرده چرا که طرف مقابل بقول معروف رویش باز شده و ثانیاً زیادتر از توان و درکش از او انتظار داره و ثالثاً متأسفانه ما ایرانیها بیشتر در دوستیهامون همه ی اونچه داریم اعم از نقاط ضعفمون رو میریزیم رو دایره و بقول معروف زیااااد به طرف اعتماد میکنیم. امام علی علیهالسلام در جایی خطاب به فرزندشون میفرمودند: حتی به زن خودتم اعتماد نکن. البته بنظرم و حتماً هم همینطوره, منظور حضرت این نیست که خدای نکرده زنها بد باشند ها بلکه میخواد بگه اسرار و رازهای دلت رو حفظ کن و اوردن زن فقط یک مثال بود و بس. چون طبعاً هر مرد متأهلی زنش نزدیکترین و محرمترین کسشه و حضرت میخوان بگن حتی به نزدیکترین کستم اعتماد بیش از اندازه نکن چرا که بقول یکی از فرمایشات حضرت, به این مضمون که رازهای دلت تا وقتی که در دل توست اسرار هست اما وقتی بازگویش کردی دیگه بقول معروف تضمینی بهش نیست. بنظر حقیر همین نکته آخر یعنی ندادن نقطه ضعف بدست کسی خیلی خوبه. در پایان کامنتم باز به یکی دیگر از فرمایشات حضرت اشاره میکنم که در جایی میفرمایند به این مضمون که: با دوستت زیاد در دوستی افراط نکن و اسرارت رو فاش مساز چرا که ممکن است روزی دشمنت گردد, و با دشمنت در دشمنی افراط مکن چرا که ممکنست روزی دوست تو گردد.
    مرسی. ببخشید طولانی شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green