یک عشق


- 286 بازدید

یکی بود یکی نبود ٬یه روزی از این روزها با یه دختری آشنا شدم. اون اولا واسم مثل یه دوست خوب بود. یه دوست که باهاش بتونم راحت درد دل کنم ولی کم کم خیلی بهش عادت کردم واسم با دیگران متفاوت بود.عاشقش شدم ٬ عشق اولم بود.نمی دونستم چه جوری بهش بگم چه جوری نشون بدم که دوستش دارم روز ها گذشت و من هم هر کاری که می تونستم می کردم تا اینکه بهش نشون بدم دوستش دارم ٬ یه روز قلبمو تقدیمش کردم٬ قلبمو پس داد!یکی بود یکی نبود ٬یه روزی از این روزها با یه دختری آشنا شدم. اون اولا واسم مثل یه دوست خوب بود. یه دوست که باهاش بتونم راحت درد دل کنم ولی کم کم خیلی بهش عادت کردم واسم با دیگران متفاوت بود.عاشقش شدم ٬ عشق اولم بود.نمی دونستم چه جوری بهش بگم چه جوری نشون بدم که دوستش دارم روز ها گذشت و من هم هر کاری که می تونستم می کردم تا اینکه بهش نشون بدم دوستش دارم ٬ یه روز قلبمو تقدیمش کردم٬ قلبمو پس داد!دختر عجیبی بود. اصلا تو خط عشق و عاشقی نبود ٬همین جور عاشقش موندم… یه روز اومد گفت:” این دوستمه اسمش سعید هست.”یهو یه چیزی قلبمو فشار داد بغضم رو خوردم و لبخند زدم گفتم:”خوشبختم.”دیگه چیزی از دلم نمونده بود.اون لبخند از ته دل نبود فقط ماهیچه های صورتم بودن که به صورت یک لبخند شکل گرفته بودند که باز هم ناراحت نشه!یه روز درحالی که گریه می کرد به خونم اومد و گفت:”با هم جرو بحثمون شده. می تونم پیشت بمونم؟”با این حال که می دونستم این قلبمه که باز هم باید درد بکشه و جیک نزنه٬ لبخند زدم و گفتم:”بله که می تونی.”بغلش کردم و سرش رو گذاشتم رو شونم که گریه کنه تا آروم بشه… چندین ماه گذشت… یه روز بهم زنگ زد و گفت:”پنجشنبه هفته ی دیگه عروسیم هست. کارت دعوتت رو کی بیارم خونتون بهت بدم؟”دیگه نمی فهمیدم چی میگه ؟؟! منگ شده بودم٬ یهو دیدم داره میگه:”… کوشی؟ الوووووو….”گفتم: “اینجام. اینجام. یه لحظه رفتم تو فکر.”گفت: “تو همیشه وقتی با من حرف می زنی میری تو فکر!”گفتم: “فردا خونه هستم. حدود ساعت پنج بیا دعوت نامه رو بده.”….اون شب اصلا خوابم نمی برد. مث اینکه خُل شده بودم ٬ یاد اون روزهای اول که تازه باهاش آشنا شده بودم افتادم خلاصه با هزار تا وول خوردن و کلنجار رفتن تونستم یه سه ساعت بخوابم فردا ساعت پنج زنگ در به صدا در اومد.خودش بود. بازم سر ساعت!در رو باز کردم و به چشماش زل زدم هنوزم عاشقش بودم. ولی …گفت: “یوهو. کجایی؟ بیا اینم دعوت نامه. پنجشنبه می بینمت.”تا پنجشنبه بیاد٬‌ نمی دونم چه جوری زندگی کردم همه چیز واسم مثل جهنم بود اصلا نمی تونستم تحمل کنم به سیگار و مشروب هم عادت نداشتم ٬دوست داشتم برم بالای یه کوهی و تا دلم می خواد داد بزنم…..پنجشنبه کت شلوارم رو پوشیدم و به سالن که رسیدم٬ اونو رو تو لباس عروس دیدم …چقدر زیبا شده بود اومد جلو و بهم گفت:”خوش اومدی امین. برو یه جا بشین. امیدوارم بهت امشب خوش بگذره.”دستشو گرفتم و لبم رو آوردم نزدیک گوشش و گفتم:”نه. اومدم این کادوی ناقابل رو بدم و برم. تو همیشه تو قلب من هستی. منو یادت نره!” گونه اش رو بوسیدم و گفتم:”خداحافظ!”حالا این من بودم و تنهایی هام که باید تا ابد باهاش می ساختم!..

۲ نفر این پست رو پسندیدن!
Print Friendly

درباره ابو الفضل بهرامی

من ابو الفضل بهرامی متولد ۱۸‏ تیر ۱۳۷۶‏ از تهران عسالتمبر میگرده به استان زنجان من به موسیقی علاقه ی زیادی دارم اما هنوز موفق به آموختنش
این نوشته در داستان, دسته‌بندی نشده, عاشقانه ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 پاسخ به یک عشق

  1. مهدی عزیززاده مهدی عزیززاده می‌گوید:

    سلام
    داستان خیلی غمگینی بود.
    خدایا عاشقان را غم مده.
    اماااا خخخخ میگم به احتمال خیلی قوی اون مردی که سبب ناراحتی این بیچاره ی عاشق شده سعید پناهی بوده خخخخ لامصب میگم چرا در رفتاااا رفته عراق که شناساییش نکنیم اما دمت گرم که حداقل اسم کوچیکشو گفتی تا ضایع نشه خخخ اما من فهمیدم اون سعید پناهی بودش.
    آآآآآآی سعید کجااااایی بیچاره کردی یه ملت رو.

  2. وحید می‌گوید:

    سلام آقای بهرامی ممنون داستان زیبا و غمناکی بود

  3. بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

    سلام
    قشنگ بود
    این عطا آخرش کار خودشو کرد
    بابا عطا جان! صد دفعه بهت گفتم اگه دختر همسایه خاطرخواه داره، بیخیالش شو
    سعید بمیری

  4. سلام مهتی
    درسته ‏
    ولی اگر یه نابینا رو بفرستیم ‏
    میتونه شناساییش کنه

  5. سلام بهنام
    ممنون ‏
    ولی یه چیز اطا چه ربتی به سایدداره

  6. سلام بهنام
    ممنون ‏
    ولی یه چیز
    ساید چه ربتی به اطا داره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green