آشنایی با حضرت عزرائیل علیهالسلام (ملکالموت)


- 392 بازدید

بسم الله الرحمن الرحیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
با عرض سلام به محضر یکایک شما دوستان و بازدید کنندگان.
امید که هرجا هستید همواره در زیر سایه عنایات خداوند تبارک و تعالی اوقات و لحظات آرامی رو سپری کنید.
دوستان عزیز من,مرگ همواره یکی از حقایق تلخیست که هیچ‌یک از ما رو توان مقابله با آن نیست. و یکی از پدیده هاییست که هر روز شاهد آن هستیم و یا مستقیم یا غیر
مستقیم میشنویم که یکی از اطرافیان یا دوستان مان به رحمت ایزدی پیوستند. یادش بخیر! در دوران راهنمایی یکی از خدمه مدرسه ما هنگام صحبت با من, هنگامی که بحث از مرگ میشد میگفت: مهدی, این جهان مانند یه ماشین مسافربری هستش, میبینی که ماشین مسافربر, گذر به گذر از یه طرف مسافرانی رو پیاده میکنه و از طرفی دیگر مسافرانی سوار این ماشین میشن.
اما من در این پست قصد تشریح وقایع بعد از مرگ رو ندارم چرا که به اندازه مبسوط در کتب معتبر از جمله کتاب سیاحت غرب مفصلاً در این ارتباط با استناد به احادیث
ائمه معصومین و آیات قرآنی پرداخته شده است.
من چند وقتی بود تمایل داشتم با یکی از فرشتگان مقرب الهی که حضرت عزرائیل علیهالسلام نام دارند و مأمور قبض ارواح توسط خداوند متعال میباشند آشنا شوم بدین
منظور به تنها منبعی که در دسترسم بود و هست یعنی اینترنت مراجعه و جستجوهایی پیرامون شناخت این ملک مقرب الهی انجام دادم و حاصل این جستجوها رو برای شما عزیزان
و گرامیان در این پایگاه قرار میدهم تا بر اطلاعاتتان بیفزایید و انشاالله که همه ی ما از مؤمنین و بندگان شایسته درگاه الهی باشیم.
خب اینک توجه شما رو به آنچه که گرد‌آورده‌ام جلب میکنم با ذکر این نکته که این حقیر مطالب ذیل رو از سایتهای مختلفی استخراج کردم و چون در آن وقت تصمیم به
انتشار این مطالب در پایگاه رو نداشتم لذا به فکر درج سایتهای مربوط به هر مطلب نبودم.

چهار ملک برگزیده خداوند :

رسول خدا ( ص ) فرمود: (( همانا خداوند تبارک و تعالی از هر چیزی چهار تا را اختیار کرده است و از میان ملائکه هم جبرئیل ، میکائیل ، اسرافیل و عزرائیل ( ملکالموت
) را اختیار نموده است.)) ( روضه العظین ، ج ۲ )

نام ملکالموت چیست؟

اسم ملکالموت ، عزرائیل ( علیهالسلام ) است. همچنانکه آیات قرآنی و روایات دلالت می کنند برای او یارانی است که بوسیله آن جان موجودات را می گیرد.
خداوند تبارک و تعالی در آیات قرآن کریم می فرمایند:

  1. خدا روح مردم را به هنگام مرگشان به تمامی باز می ستاند. ( سوره زمر ، آیه ۴۲ )
  2. بگو : فرشته مرگی که بر شما گمارده شده ، جانتان را می ستاند. ( سوره سجده ، آیه ۱۱ )
  3. فرشتگان ما جانش بستانند ، در حالی که کوتاهی نمی کنند. ( سوره انعام ، آیه ۶۱ )
  4. همان کسانی که فرشتگان جانشان را – در حالی که پاکند – می ستانند. ( سوره نحل ، آیه ۳۲ )
  5. همانان که فرشتگان جانشان را می گیرند در حالیکه بر خود ستمکار بوده اند. ( سوره نحل ، آیه ۲۸ )

خداوند تبارک و تعالی عزرائیل را مأمور گرفتن جان آدمیان قرار داده است. با استفاده از آیات و روایات به دست می آید که علاوه بر حضرت عزرائیل ( ع ) ، ملائکه
دیگری نیز در گرفتن جان آدمیان نقش دارند و مأمور انتقال ارواح آدمیان از این جهان به جهان دیگر هستند. اگر می بینیم که در بعضی از آیات این موضوع به ملکالموت
که همان عزرائیل است نسبت داده شده بدین خاطر است که او بزرگ فرشتگان مأمور قبض ارواح است. پس هم ملائکه قبض روح می کنند و هم خود ملکالموت . آنگاه خدا آن ارواح
را از ملکالموت می گیرد. ( ترجمه تفسیر المیزان ، ج ۱۶ ) اگر فرشتگان زیر دست حضرت عزرائیل نبودند و تنها یک فرشته بود باز مشکلی ایجاد نمی شد زیرا تجرد وجودی
او ایجاب می کند که دائره نفوذ عملش فوق العاده وسیع باشد زیرا یک موجود مجرد از ماده می تواند احاطه وسیعی نسبت به جهان ماده داشته باشد. همانطور که در حدیثی
درباره فرشته مرگ ( ملکالموت ) از امام صادق ( ع ) نقل شده که هنگامی که پیامبر ( ص ) از احاطه او نسبت به جهان سوال کرد در جواب چنین گفت: این جهان و آنچه
در آن است با تسلط و احاطه ای که خداوند به من بخشیده در نزد من همچون سکه ای است که در دست انسانی باش که هر گونه بخواهد آن را می چرخاند. ( تفسیر نمونه ،
ج ۴ )

عزرائیل مانند سایه از پشت سر می آید :

امام صادق (ع) فرمودند: ای آنکه موی سفید و دل سیاه داری آگاه باش که پیش رویت عذاب الهی و پشت سرت ملکالموت است میخواهی چه بکنی ؟ روزی بچه بودی نادان روز
دیگر جوان بودی گناهکار امروز پیر هستی ریاکار تو اکنون در کجائی و در چه حالی ؟ پس اعمال پسندیده ات کجا رفته است. مشکوه الانوار صفحه ۱۶۹ ادامـــــــــــــ
دارد ــــــــــــه

ملکالموت چگونه روح گنهکار را می گیرد

حضرت علی (ع) می فرماید:رسول خدا(ص) فرمود:هنگامی که ملک الموت برای گرفتن جان شخص فاجر می آید با سیخ هایی از آتش نازل می شود. گوید عرض کردم یا رسوال خدا
آیا ملک الموت با این حال برای احدی از امت شما نیز می آید؟ فرمودند:بله برای گرفتن جان حاکم ظالم و ستمکار.خورنده مال یتیم.شهادت دهنده به دروغ

عزرائیل ع در هر روز پنج بار افراد خانه را صدا می زند

رسول خدا (ص) می فرماید: هیچ خانه ای نیست مگر آنکه ملکالموت در هر روز پنج بار به آن خانه میآید و پس هنگامی که اجل یکی از اهل آن خانه تمام شده باشد غم مرگ
را بر او القا می کند و سختی و رنج های مرگ او را فرا می گیرد و اهل خانه او موی ها می کنند و بر سر و صورت می زنند و صدا به ناله و شیون بلند می کنند پس ملکالموت
می گوید:وای بر شما چرا شیون و ناله سر می دهید؟ به خدا سوگند رزق شما از بین نرفته و اجلتان نزدیک نگردیده .به نزد او نیامده و روحش را نگرفتم مگر آنکه مامور
بدان شدم درباره شما نیز بر من حق است که به نزدتان برگردم تا احدی از شما باقی نماند

سخت ترین لحظه فرزند آدم سه لحظه است

حضرت امام سجاد(ع) می فرماید:سه وقت برای مردم سختترین وقت هاست. لحظه ای که ملکالموت را می بینند لحظه ای که در قبر گذاشته می شوند لحظه ای که از قبر بر انگیخته
می شوند و در مقابل خداوند تبارک و تعالی می ایستد که اگر از این سه مرحله نجات یافت که به بهشت می رود و الا هلاک شده و به اتش جهنم می رود.

مرگ و ملکالموت

 قبض روح تمام انسانهاى مؤمن و کافر در دست ((ملکالموت )) و زیر نظر او انجام مى گیرد. قرآن در این باره مى فرماید: 
((ملکالموت )) مأمور قبض روح است ، روح و جان همه شما را مى گیرد و سپس به سوى پروردگارتان باز مى گرداند
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرموده است : تمام بیمارى و دردهایى که به انسان رو مى آورد قاصدان مرگ و فرستادگان او هستند. هنگامى که عمر انسان به
پایان مى رسد و در بستر مرگ قرار مى گیرد ((ملکالموت )) براى قبض روح او حضور پیدا مى کند. انسان از دیدن او به وحشت مى آید و آمدن او را بدون مقدمه مى داند.
ولى ((فرشته )) مرگ مى گوید: اى بنده خدا! (چرا به فکر نبودى و فراموش کردى )؟ چه اندازه رسول بعد از رسول و خبر بعد از خبر و پیک بعد از پیک براى تو فرستادیم
؟  من آخرین خبرم و بعد از آمدن من دیگر خبرى نیست . سپس مى گوید: اى بنده خدا! دعوت پروردگارت را خواه از روى میل و رضا و خواه از روى جبر و اکراه اجابت کن
. هنگامى که ((فرشته )) مرگ جان انسان را از کالبدش بیرون مى کشد، بازماندگان و بستگان او مشغول گریه و ناله مى شوند. ((ملکالموت )) مى گوید:  براى چه کسى گریه
مى کنید و اشک مى ریزید؟  براى چه کسى غمگین و محزونید؟ براى چه کسى دست از کار کشیده و بى صبرى مى کنید؟ به خدا سوگند! عمر او به پایان رسیده و در دنیا روزى
خود را دریافت کرده بود. پروردگارش از او دعوت به عمل آورد و او هم دعوت حق را اجابت کرد. اگر مى خواهی گریه کنید بر خویشتن بگریید؛ زیرا من باز به این خانه
مى آیم تا هیچ یک از شما را باقى نگذارم لازم نیست ((ملکالموت )) هنگام قبض روح انسان نزد او ظاهر شود، بلکه در هر کجاى عالم باشد از همان جا مى تواند محتضر
را قبض روح کند.
()در حدیث آمده است :  ((ملکالموت )) به حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم عرض کرد من بارها و بارها به هر خانه اى رفت و آمد مى کنم . هیچ خانه اى در مشرق
و مغرب عالم نیست مگر این که روزى پنج مرتبه هنگام نماز با اهل آن ملاقات مى کنم و حساب عمر آنان را مى رسم و من به کوچک و بزرگشان از خودشان عالم تر هستم .
(عمر آنان و شماره عدد نفس هاى ایشان را مى دانم و موقعى که آخرین نفس خود را کشیدند جان آنان را مى گیرم )
درباره حضور یافتن پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤ منین علیه السلام و اولاد طاهرینش بر بالین محتضر، چنین آمده است . هنگامى که بنده اى از
بندگان خالص خدا در بستر مرگ قرار مى گیرد ((ملکالموت )) و یارانش براى قبض روح او حضور پیدا مى کند. در این موقع مشاهده مى کند که حضرت رسول صلى الله علیه
و آله و سلم بر بالین سر او و امیرالمؤ منین در کنار آن حضرت حسن و حسین در پایین پا، دوستان و شیعیان در اطراف ایشان قرار گرفته اند. محتضر متوجه آنان مى شود
و مى گوید: خوش آمدید، چقدر مشتاق دیدار شما بودم و چقدر از آمدن شما خوشحال شدم . بعد از آن مى گوید: یا رسول الله ! ((ملکالموت )) وارد شد. یقین دارم که با
من مهربان است زیرا از دوستان و پیروان تو و برادرت امیر المؤ منین مى باشم . حضرت رسول هم گفته او را تصدیق مى کند. در این هنگام ، آن حضرت متوجه ((ملکالموت
)) مى شود و مى فرماید: اى ((ملکالموت ))! سفارش خداوند درباره مهربانى کردن با دوستان و طرفداران ما را فراموش نکن . ((ملکالموت )) عرض مى کند:  یا رسول الله
! به او دستور بده که به سوى بهشت و آنچه خداوند براى او آماده کرده است نظر کند
حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: اى بنده مطیع خدا! نظر به سوى آسمان نما. وقتى نظر مى کند چیزهایى را که خدا براى او آماده کرده است مى بیند.
در این هنگام ((ملکالموت )) متوجه آن حضرت مى شود و مى گوید: چگونه به کسى که این قدر خدا به او لطف دارد مهربان نباشم . اگر شما هم سفارش او را نمى کردید باز
درباره او لطف داشتم و با وى مهربانى مى کردم .
حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به ((ملکالموت )) مى کند و مى فرماید: اى ((ملکالموت )) این شخص برادر ما و از دوستان و پیروان ما است . او را به
تو سپردیم ، مراقب حال او باش و جان او را به آسانى قبض کن . سپس حضرت با کسانى که در اطراف محتضر بودند به سوى بهشت حرکت مى کند  و پرده از جلوى چشم او کنار
مى رود پیامبر و ائمه را در کاخ ‌هاى بهشت مشاهده مى کند. در این حال متوجه ((ملکالموت )) مى شود و مى گوید: اى ((ملکالموت ))! هر چه بیشتر در گرفتن روح من
عجله کن ؛ زیرا طاقت دورى محمد و اولیاى خدا را ندارم و هر چه زودتر مرا به ایشان ملحق کن . ((ملکالموت )) همان طور که مو را از میان آرد بیرون مى کشند جان
او را به آسانى از بدنش بیرون مى کشد

چهره ملکالموت هنگام قبض روح انسان

از آیات کریمه قرآن و روایات معصومین(ع) استفاده مى‌شود که قبض روح انسان‌ها با هم متفاوت است و برخورد فرشتگان مرگ با انسان‌هاى متوفى کاملا فرق مى‌کند.با
یکى از روى ملاطفت و رافت و با صورتى زیبا برخورد مى‌کنند و با دیگرى از روى غضب و شدت و با چهره‌اى زشت و کریهالمنظر. باید روشن بشود بالاخره چهره قابض ارواح
به چه شکلى است و چگونه در مقابل انسان محتضر ظاهر مى‌شود. روایت شده است که: حضرت ابراهیم خلیل(ع) به ملکالموت گفت: آیا مى‌توانى با آن صورتى که روح فاجر
را قبض مى‌کنى خودت را به من بنمایى؟ ملکالموت عرض کرد: تو طاقت و تحمل این را ندارى (که مرا بدان صورت ببینى) حضرت ابراهیم(ع) فرمود: بلى (طاقت دارم تو را
بدان صورت ببینم).ملکالموت عرض کرد: صورت خود را از من برگردان و سپس مرا ببین.
حضرت ابراهیم(ع) بدین طریق به ملکالموت نظر کرد.ناگهان دید مرد سیاه چهره‌اى با موهاى راست شده و بوى متعفن و با لباس‌هاى سیاه، به طورى که از دهان و از دو
سوراخ بینى او دود و آتش زبانه مى‌کشید، در مقابل او حاضر است.حضرت ابراهیم(ع)غش کرد. اما ملکالموتى که با چهره‌اى زیبا و نکو در مقابل حضرت ابراهیم(ع)حضور
داشت چگونه به صورتى زشت و کریه مبدل شد؟ باید گفت: فرشتگان موجوداتى مجردند. مجردات در مقابل مادیات‌اند.ماده محدود به زمان و مکان و دست خوش تغییر و تحول
و در معرض زوال و فساد است، به خلاف مجردات که از این خصوصیات مبرا هستند.
 فرشتگان نیز موجوداتى منزه از ماده‌اند.لذا خصوصیات ماده در آنها راه ندارد و شکل نمى‌پذیرد. حال که فرشتگان چنین‌اند، پس این همه روایات که از هیئت و شکل
فرشتگان
خبر داده‌اند (از جمله روایت مزبور) چه مى‌شوند؟ باید گفت همه این اخبار از باب «تمثل» است و تمثل با «تشکل» فرق مى‌کند. معناى تمثل ملک به صورت انسان این است
که ملک در ظرف ادراک بیننده به صورت انسان درمى‌آید، در حالى که بیرون از ظرف ادراک او واقعیت و خارجیت دیگرى دارد و آن عبارت از صورت ملکى است. به خلاف تشکل
که اگر ملک به صورت انسان متصور و متشکل بشود، مبدل به انسان واقعى مى‌شود؛ چون در حالت تشکل، هم در ظرف ادراک بیننده و هم در خارج ادراک، صورتى یکسان دارد.قرآن
کریم در جریان تمثل جبرئیل براى حضرت مریم(ع) مى‌فرماید: جبرئیل به صورت بشرى براى مریم(ع) تمثل کرد. و این بدین معناست که جبرئیل در ادراک مریم(ع) به صورت
بشرى محسوس شد نه این که واقعا جبرئیل به همان صورت درآمده است.
 پس تمثل عبارت است از ظهور چیزى براى انسان به صورتى که انسان با آن الفت دارد و متناسب با همان غرضى است که به خاطرش ظهور کرده است. مثلا جبرئیل به صورت بشرى
تمثل کرد؛ چون مالوف و معهود آدمى از رسالت همین است که شخص رسول رسالت خود را بگیرد و نزد مرسل الیه بیاید و از طریق تکلم و گفت‌وگو آن را ادا کند.یا مانند
تمثل دنیا براى امام امیرالمومنین (ع) که به شکل زنى زیبا و فریبنده ظهور کرد؛ چون معهود و مالوف دل‌هاى بشرى همین است که در مقابل دخترى زیبا بیش از هر چیزى
فریفته مى‌شود. با بیان این مقدمه که اولا، فرشتگان، موجوداتى مجردند و ثانیا، اگر رابطه‌اى بین ملائکه و انسان هست به صورت تمثل است و ملائکه هیچ گونه تشکلى
ندارند، نوبت به پاسخ پرسش این بخش مى‌رسد و آن اینکه ملکالموت و دستیاران او در هنگام قبض روح داراى شکل خاصى نیستند، بلکه این تلقى و دریافت و ادراک انسان
محتضر از فرشته مرگ است که او را به صورت خاصى رویت مى‌کند. در حقیقت باید گفت: ملکالموت و فرشتگان قابض ارواح مانند آیینه صاف و روشن‌اند و در مقابل هر محتضرى
که قرار مى‌گیرند صورت ملکوتى صفات و اخلاق و اعتقادات خود او را نشانش مى‌دهند.
در واقع انسان محتضر صورت برزخى ملکات خود را در فرشته مرگ مى‌بیند، لذا فرشتگانى که مامور قبض روح مومنان هستند،بنا به روایات وارد شده، صورتى زیبا دارند و
در مقابل، ماموران قبض روح کافران و تبهکاران چهره‌اى زشت و کریه دارند. در نتیجه، شکل ظهور فرشته مرگ، هنگام قبض روح، به ملکات و اعتقادات شخص محتضر بستگى
دارد. هر چه اعمال و نیات و عقاید انسان محتضر پاک و بى‌شائبه باشد، ملکى را که رویت مى کند زیباتر و دلرباتر است و هر چه اعمال انسان زشت و پلید باشد، فرشته‌اى
را که مى‌بیند خشن‌تر و وحشتناک‌تر است.

کیفیت قبض ارواح توسط ملکالموت از نظر روایات

عمل ملکالموت در قبض ارواح یک فعل مادی نیست، او یک موجود مجرد و معنوی است و معنی و تجرد اصلا با ماده و آثار و احکام ماده مشابهت ندارد.
مرگ و باطن:
قبض روح از باطن انسان است نه از ظاهر و آنچه را که ملکالموت قبض می کند، روح آدمی است و
عزرائیل
که خودش یک موجود ملکوتی است، با قوه ملکوتی و معنوی روح را می رباید نه با نیروی مادی. از باب مثال عرض می شود: من که الساعه با شما سخن می گویم و همه شما
سخنان مرا می شنوید و ادراک می کنید، آیا بین ادراک و تعقل شما و ادراک و تعقل رفیقتان تزاحمی است؟ آیا تضادی است؟ آیا می توان گفت که: چگونه معنای واحدی برای
هزار نفر در آن واحد قابل ادراک است؟ آری اگر من بخواهم در اینجا بنشینم و تمام افراد شما هم در همین مکان خاص که من نشسته ام بنشینید، امکان پذیر نیست، چون
مکان مادی است و ظرفیت یک موجود مادی را دارد به اندازه گشایش خود. اما قوه مفکره و متخیله و حافظه، مادی نیست و القای معنای واحد برای افرادی متعدد مانعی ندارد.
اگر فرض شود که به وسیله همین بلندگو سخنان مرا در دنیا منتشر کنند، باز هم تمام افراد بشر ادراک می کنند و ابدا تصادم و تضادی در بین ادراک و تفاهم آنها بوجود
نخواهد آمد. بنابراین، عمل حضرت حق عزوجل و ملکالموت و سایر فرشتگان چون عمل مادی نیست، بلکه عمل واحدی است که از آئینه ها و دریچه های مختلف که هر یک معاکس
دیگری هستند ظهور و بروز نموده، ابدا تنافی و تضادی در آن تصور نمی شود.
در کتاب «
من لایحضر
» از
امام صادق
(ع) روایت کرده است که: «قیل لملکالموت علیه السلام: کیف تقبض الارواح و بعضها فی المغرب و بعضها فی المشرق، فی ساعه واحده؟ فقال: أدعوها فتجیبنی. قال: فقال
ملکالموت علیه السلام: إن الدنیا بین یدی کالقصعه بین یدی أحدکم یتناول منها ما شآء. و الدنیا عندی کالدرهم فی کف أحدکم یقلبه کیف یشآء؛ از ملکالموت علیه
السلام سؤال شد: چگونه قبض ارواح آدمیان را در یک ساعت می کنی در حالی که بعضی در مغرب عالم و بعضی دگر در مشرق عالم هستند. ملکالموت در پاسخ گفت: من فقط آنها
را می خوانم و آنها جواب مرا می دهند. سپس حضرت صادق فرمود: پس از این پاسخ ملکالموت (ع) گفت بدرستی که تمام این جهان در مقابل من، مانند یک کاسه ای است که
در نزد یکی از شما باشد و هر چه از آن کاسه بخواهد غذا تناول کند، تناول می کند و تمام این دنیا در نزد من مانند یک درهمی است که در دست یکی از شماست و آنرا
هر قسم که بخواهد می گرداند و پشت و روی آن را می نگرد» (من لایحضره الفقیه، باب غسل المیت، طبع نجف، ج۱، ص۸۰).
همچنین در کتاب «من لایحضره الفقیه» روایت کرده است که از حضرت صادق (ع) درباره این آیات سؤال شد: زمر/۴۲) سجده/۱۱) نحل/۳۲) نحل/۲۸) انعام/۶۱) انفال/۵۰) حضرت
صادق (ع) در پاسخ فرمودند: خداوند تبارک و تعالی برای ملکالموت یاران و مددکارانی گماشته است که آنها ارواح را قبض می کنند. مانند صاحب الشرطه (یعنی رئیس پلیس)
که برای او یاران و کمک کارانی از افراد انسان قرار داده شده است، و آن رئیس پلیس آن اعوان و یاران خود را در پیش آمدها برای انجام اموری که بعهده دارند می
فرستد. بنابراین «تتوفاهم الملائکه، و یتوفاهم ملکالموت من الملائکه مع ما یقبض هو، و یتوفاها الله عزوجل من ملکالموت»؛ «فرشتگان رحمت و غضب، قبض روح مؤمنین
و ظالمین را می کنند یعنی روح آنها را به نزد خود می گیرند و جذب می کنند و ملکالموت روح آنها را بواسطه آن فرشتگان می گیرد و به نزد خود جذب می کند با روح
آن افرادی را که خودش بلاواسطه می گرفته و به خود جذب می نموده است و خداوند عزوجل آن ارواح را بواسطه ملکالموت می گیرد و جذب می نماید» (من لایحضره الفقیه،
باب غسل المیت، طبع نجف، ج۱، ص۸۲). از این روایت استفاده می شود که روح بعضی را ملکالموت بدون واسطه فرشتگان
جزئه می گیرد و خودش بنفسه متصدی و مباشر قبض روح آنان می گردد.

عزرائیل را چگونه میبینیم ؟

هیبت ملکالموت نسبت به محتضر فرق مى کند. براى خوبان و صالحان طبیب حاذق و براى مشرکان و کسانى که در عمرشان عمل خیرى انجام نداده اند، بدترین شکل و هیبت مى
باشد. براى کسانى که عمل نیک و شایسته انجام مى دهند، عمل صالح او واسطه خیر مى گردد تا جسم معذّب مریض مؤمن را در مقابل امراض جسمى نجات دهد. و به آن درجه
و مکانى که خداوند در قرآن اش بشارت داده هدایت کند.  طبق احادیث و روایات معصومین (علیهم السلام) هیبت ملکالموت نسبت به محتضر فرق مى کند. و بعضى از افراد
در حال جان کندن، داد و فریاد مى زنند، زن و بچه ها را صدا مى کنند، مرتب دست و پا را به شدّت تکان مى دهند و چنگ مى انداختند، تا خلاصى یابند. ولى افسوس! که
راه فرارى نیست. و بعضى ها نیز بدون هیچ مشکل و عذابى در بهترین وجه و با توصیه هاى قبلى که کرده اند تسلیم قدرت لایزال حق مى شوند و این مسائل خود نشان دهنده
حالات ملکالموت بر بالین محتضر است.
حضرت ابراهیم
(علیه السلام) وقتی عزرائیل را به آن حالت دید غش کرد. پس از به حال آمدن فرمود: اگر کافر هیچ عذابى نداشته باشد، بس است عذاب اش در دیدن تو و بالعکس.
آمده که در اصول کافى صدیر صیرفى مى گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: فدایت شوم، یابن رسول اللّه! آیا مؤمن مرگ را و قبض روح خود را کراهت مى دارد؟
فرمود: نه، به خدا سوگند! وقتى فرشته مرگ نزدش مى آید تا روح اش را قبض کند، مؤمن به جزع در مى آید و ملکالموت به او مى گوید: جزع مکن، اى ولى خدا! به آن خدایى
که محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) را به نبوّت مبعوث کرد، من نسبت به تو دل سوزتر و مهربان تر از پدرى مهربان هستم، اگر پدرت این جا بود پیش از من به تو مهر
نمى ورزید، چشم خودت را بازکن و ببین.
آن گاه فرمود: در آن هنگام رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و امیر مؤمنان و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) و امامان ذریّه او در برابرش ممثل مى شوند.
و به وى گفته مى شود: اگر این شخص دوست خدا باشد عمل اش به صورت خوش بوترین و زیباترین مردم با بهترین لباس ها نزد او مى آید و مى گوید: بشارت باد بر تو، به
روح و ریحان و بهشت نعیم خدا خوش آمدى.  این رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و این امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین و اینان امامان از ذریّه اویند، که
همه رفقاى تو هستند. فرمود: پس مؤمن چشم خود باز نموده حضرات را تماشا مى کند، در این هنگام ندا کننده اى از طرف رب العزّه روح او را ندا مى کند و مى گوید: 
راضى و به ثواب مرضى هستى، پس داخل در بندگان من شو، یعنى در زمره محمد و اهل بیت اش که آنها محبوب تر از مرگ ات مى باشند ، و ملحق شدن به منادى حقّ ات که از
هر چیزى برایت عزیزتر است. 
«وَالنّازِعاتِ غَرْقـاً * وَالنّاشِطاتِ نَشْـطا» ؛ قسم به فرشتگانى که جان کافران را به سختى مى گیرند. سوگند به فرشتگانى که جان مؤمنان را به آرامى باز گیرند
على بن ابراهیم قمى در تفسیرش از حضرت على (علیه السلام) روایت کرده، که آن حضرت فرمود: هنگامى که فرزند آدم در آخرین روز دنیا و نخستین روز آخرت قرار مى گیرد،
مال و فرزندان و عمل او برابرش مجسم مى شوند. رو به مال اش مى کند، به وى مى گوید: به خدا قسم من نسبت به تو حریص و بخیل بودم. حال سهم من نزد تو چیست؟ مال
جواب مى دهد و مى گوید: به اندازه کفن ات از من بردار. پس رو مى کند به فرزندان خود مى گوید: به خدا قسم شما را دوست مى داشتم و حامى شما بودم سهم من نزد شما
چیست؟ آنها مى گویند: تو را به قبرت مى رسانیم و در آن دفن مى کنیم. پس از آن روى مى کند به طرف عمل اش و مى گوید: به خدا قسم، من نسبت به تو بى اعتنا بودم
و تو بر من گران بودى بهره من از تو چیست؟ مى گوید: من در قبر و قیامت هم نشین تو خواهم بود تا من و تو به پیشگاه پروردگارت عرضه شویم. اگر این شخص دوست خدا
باشد عمل اش به صورت خوش بوترین و زیباترین مردم با بهترین لباس ها نزد او مى آید و مى گوید: بشارت باد بر تو، به روح و ریحان و بهشت نعیم خدا خوش آمدى، و مى
پرسد تو کیستى؟ مى گوید عمل صالح تو هستم از دنیا به بهشت حرکت کن.
قیس بن عاصم روایت کرد: با جمعى از قبیله بنى تمیم، خدمت رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) مشرف مى شدیم و [ کسى] عرض مى کند یا رسول خدا (صلى الله علیه وآله
وسلم) ! ما را موعظه اى فرما که از آن بهره مند شویم، زیرا ما بیابان گردیم (کمتر به زیارت حضرت ات موفق مى شویم) پس آن حضرت ایشان را به کلمات خویش مؤعظه فرمود،
از آن جمله فرمود: اى قیس! براى تو چاره اى نیست، از قرینى که با تو دفن شود و او زنده است و تو با او دفن مى شوى در حالى که مرده اى. اگر یک قرین کریمى باشد
تو را گرامى خواهد داشت. و اگر لئیم باشد، تو را وا خواهد گذاشت و محشور نمى شوى مگر با او و پرسیده نمى شوى مگر از او، پس آن را قرار مده مگر صالح (نیک) زیرا
اگر صالح باشد با او انس خواهى گرفت و اگر فاسد باشد وحشت نخواهى کرد، مگر از او. و آن قرین عمل تو است. 

مرگ و ملکالموت

ما در دنیایی به سر می‌بریم که موجودات آن از همان آغاز خلقت، عمر موقّتی داشته، به گونه‌ای که از ناحیه آفریدگار عالم برای هریک، تاریخ مصرفی تعیین شده است،
که به محض فرا رسیدن تاریخ پایان چراغ عمرشان خاموش گشته و در کام مرگ فرو می‌روند. در این میان انسان نیز که گل سر سبد موجودات عالم بوده و مدال افتخار بهترین
بودن را به خود اختصاص داده از این امر مستثنا نخواهد بود. بنابراین او نیز سرنوشت مشابهی داشته و در نهایت چنگال مرگ بر اندامش سایه افکنده و ساختمان جسمش
را از کار خواهد انداخت.
در حقیقت می‌توان گفت: دنیای که ما در آن زندگی می‌کنیم مسافرخانه‌ای است که ساکنانش به طور موقّت در آن سکنی گزیده و روزی از آن رخت بسته و به سرای جاودانه
آخرت کوچ خواهند نمود. امیر متقیان علی (علیه السلام) در فرازی از خطبه ی۱۸۳، در بیانی زیبا و دلنشین به این مهم پرداخته و در این باره می‌فرماید: (مردم شما
چونان مسافران در راهید، که در این دنیا فرمان کوچ به شما داده شده که دنیا خانه اصلی شما نیست و به جمع آوری زاد و توشه فرمان داده شدید.)
این فراز از کلام نورانی امیر بیان علی (علیه السلام) بیانگر حقیقت انکار ناپذیری که هر موجود زنده‌ای در این عالم با آن مواجه خواهد گشت، آن حقیقت چیزی نیست
جز مرگ.
نکته قابل توجّه در این باره آن است، ما انسان‌ها در زندگی روزمره خویش شاهد وقوع تدریجی و قطعی این وعده حق الهی هستیم، به گونه‌ای که هرازگاهی خبر مرگ یکی
از همنوعان، از میان دوستان، آشنایان و بستگان به گوشمان رسیده و از آن متأثر می‌گردیم. اما باید دانست که روزگار همیشه بر این منوال نبوده و در نهایت با فرا
رسیدن روز قیامت وعده الهی به طور کامل تحقق یافته و ندای مرگ همگانی در میان موجودات عالم هستی سر داده می‌شود.
خداوند بی همتا از پیش آمدن چنین روزی را خبر داده و در این باره فرموده: بی تردید قیامت در پیش است و شکی در آن نیست.
طبق روایت معتبری که از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است به هنگام فرارسیدن روز قیامت خداوند به اسرافیل دستور می‌دهد که در صور بدمد، وقتی اسرافیل دستور
الهی را اجرا نموده و در صور می‌دمد ناگهان صدای هولناکی از آن به سوی زمین بر می خیزد، آن صدا به اندازه‌ای ترسناک است که تمام موجوداتی که روی زمین هستند
از جن و انس گرفته تا شیاطین خبیث، همه و همه در اثر آن غش کرده و می‌میرند، آنگاه صدای دیگری از آن به سوی آسمان بلند می‌شود، که در اثر آن تمام موجودات آسمانی
می‌میرند مگر کسانی که خداوند بخواهد زنده بمانند، که آن‌ها جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل هستند.
در این هنگام است که مرگ تمام موجودات را در کام خود فرو برده و سکوتی مرگبار عالم هستی را فرا می‌گیرد.
در ادامه همین روایت امام چهارم می‌فرماید: سپس خداوند به عزرائیل می‌فرماید: ای عزرائیل چه کسانی باقی مانده‌اند؟ فرشته‌ی مرگ می‌گوید: «أنت الحی الذی لا یموت»
شما که هیچ گاه نمی‌میری و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و من.
خداوند به عزرائیل دستور می‌دهد که روح آن سه فرشته‌ی مقرّب درگاهش را قبض کند. (عزرائیل نیز همین دستور را اجرا می‌کند) سپس خداوند به او می‌گوید: چه کسی زنده
مانده است؟ عزرائیل جواب می‌دهد: بنده‌ی ضعیف و مسکین تو عزرائیل، در این هنگام از طرف خدا خطاب می‌رسد: بمیر ای ملکالموت. عزرائیل صیحه ای می‌زند که اگر این
صیحه را مردم پیش از مرگ خود می‌شنیدند در اثر آن می‌مردند. وقتی تلخی مرگ در کامش پدیدار می‌شود، می‌گوید: اگر می‌دانستم جان کندن این مقدار سخت و تلخ است،
همانا در این باره با مؤمنین مدارا می‌کردم. در این هنگام خداوند خطاب می‌کند: ای دنیا کجایند پادشاهان و فرزندانشان؟ کجایند ستمگران و فرزندانشان؟ کجایند ثروت
اندوزانی که حقوق واجب خود را ادا نکردند؟ امروز پادشاهی عالم از آن کیست؟ هیچ کس پاسخ نمی‌گوید. آنگاه خداوند خود می‌فرماید: (لله الواحد القهار) پادشاهی از
آن خداوند یگانه و قهار است.

مطلب پایانی

خب مطلب این جانب به پایان رسید در پایان این مقاله با تقدیم یک بیت شعر همه شما عزیزان و مؤمنان رو تا انشاالله سلامی دیگر به خدا میسپارم.
به شب اول قبرم نکنم وحشتو ترس,
چون در آن لحظه حسین است که مهمان منست.
به سؤالم اگر آرند به میزان حساب,
پاسخ آرم که در آن لحظه حسین جان منست.
انشاالله که کارنامه اعمال همه ی ما پر از اعمالی شایسته باشد.
التماس دعا, حق یارتان.

یک نفر این پست رو پسندیده!

Print Friendly
مهدی عزیززاده

درباره مهدی عزیززاده

بنام خداوند بخشنده مهربان ضمن عرض سلام و درود به خدمت بازدید کنندگان این جانب: مهدی عزیززاده خرمی هستم این جانب در روز شنبه مورخ 5 آبانماه سال 1363 هجری شمسی، 27 اکتبر سال 1984 میلادی و 2 صَفَر سال 1405 هجری قمری در استان مازندران شهرستان آمل متولد شدم. از همان ابتدای کودکی من نابینا به دنیا آمدم. دوران ابتدائی را در مدرسه استثنائی دین و دانش آمل به پایان رساندم. سپس مقاطع راهنمایی و متوسطه و پیشدانشگاهی را مثل خیلی از همنوعانم در مدارس عادی سپری کردم. این جانب در سال 81 در آموزشگاه شهید مدنی آمل همگام با گروهی از همنوعانم مهارتهای ICDL را زیر نظر خانم نائیجیان گذراندم. و در پایان آن دوره در امتحان مربوطه این جانب با نمره عملی 100 و نمره تئوری 99 به عنوان نفر اول انتخاب شدم. بعد از آن چون آن زمان من کامپیوتری نداشتم به مدت 5 سال از رایانه به اجبار فاصله داشتم. بعدها در سال 86 با تهیه کامپیوتر و تهیه بستههای آموزشی و راهنمایی دوستان خصوصاً دوست و یار با وفایم آقای عادل اکبری توانستم اکثر مهارتها را بیاموزم. در همینجا بر خود لازم میدانم در وهله اول از سرکار خانم نائیجیان که مهارتهای پایه و اساسی کامپیوتر را به بنده آموختند و در وهله بعد از جناب آقای عادل اکبری که با صبر و حوصله در راه یادگیری مهارتهای بیشتر کُمَکَم کردند و از هیچ کوششی دریغ نکردند و حتی هنوز هم من از محضرشان درس میگیرم صمیمانه و متواضعانه تشکر و قدردانی کنم. این جانب در سال 87 در خانه نور جانبازان آمل به مدت 3 ماه به تدریس کامپیوتر به جانبازان عزیز شهرمان اشتغال داشتم. همچنین در سال 89 در مدرسه استثنائی شهرمان به تدریس رایانه به دانش‌آموزان پرداختم. هماکنون نیز گاهاً جسته و گریخته به طور خصوصی به برخی از بچهها کامپیوتر میآموزم یا مشکلاتشان را در این حیطه برطرف میکنم. این جانب پس از اتمام دوره پیشدانشگاهی در سال 82 در آزمون ورودی دانشگاه شرکت نمودم. و با رتبه 47747 مجاز به انتخاب رشته شدم اما در انتخاب رشته پذیرفته نشدم. با این حال امیدم را از دست ندادم و مجدداً در سال 83 در آزمون شرکت کردم و با رتبه 23000 موفق به پذیرفته شدن در دانشگاه پیام نور شهرستان محمودآباد در رشته الهیات و معارف اسلامی با گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی شدم. و در سال 90 موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته فوق گردیدم. من یک فرزند دختر به نام مریم دارم. که خیلی هم دوستش دارم! الآن که دارم اطلاعات بخش شناسنامه ام رو بروز میکنم مریم خانُمَم کلاس دوم دبستان رو تمام کرده و انشاالله در مهرماه امسال به کلاس سوم دبستان خواهد رفت. یک برادر نابینایی هم دارم اما متأسفانه خواهری ندارم البته خیلی دوست داشتم خواهر داشته باشم چون اعتقاد قلبی من این است که خواهر نعمتی بزرگ است چرا که میتوان در کنارش یا با حرفهایش یا با قربان صدقه رفتن برادرهایش یک تسکین دهنده روح و جان برایمان باشد. البته ما برادرها هم باید هوادار خواهرمان باشیم. میتوانید از دو راه ایمیل و تلفن همراه با من در ارتباط باشید البته من نیز مانند اکثر دوستان نابینا تلفن گویا دارم و با پیامک هم مشکلی ندارم البته کاربر اِسکایپ نیز هستم. از افتخارات معنوی من تشرف 15 مرتبه به مشهد مقدس و 4 مرتبه به حرم حضرت معصومه (سلامالله علیها) و همچنین سفر روحانی کربلای معلا میباشند. از غذاهای محبوبم ماکارونی و خوراک جگر البته جگر سیاه است. من آدم زیاد احساسی نیستم اما خیلی زود به اشخاص دلبسته شده و به آنها وابستگی عاطفی پیدا میکنم. به مباحث کامپیوتری و خصوصاً آموزشی در این حیطه علاقه دارم و تا آنجا که بتوانم پیگیری میکنم. این جانب مدت یک سال در گروه تواشیح سبحان عضویت داشتم و هماکنون مثل خیلی از همنوعانم در قرائت قرآن و خوانندگی دستی دارم. راههای ارتباط با من: ایمیل: m.azizzadeh.amol@gmail.com تلفن: 09114140583 آیدی اِسکایپ: mehdi.azizzadeh.2014 شاد باشید و سرفراز. آخرین بروز رسانی: شنبه- 29 خردادماه سال 1395, ساعت- 18:20دقیقه و 46ثانیه.
این نوشته در زندگینامه, مذهبی, معرفی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 پاسخ به آشنایی با حضرت عزرائیل علیهالسلام (ملکالموت)

  1. سلام داش مهدی گل! عجب پست خوبی. مرسی داداش

  2. رسول اخوان می‌گوید:

    سلام آقا مهدی
    مطلب بسیار کاربردی و عالی است که همه آدمیان خواه و ناخواه با آن سر و کار خواهند داشت
    پیشنهاد میکنم بعدا به صورت پستهای سریالی این پست را در چند بخش قرار دهید زیرا امروزه افراد حوصله و صبر و وقت خواندن پستهای طولانی را ندارند و هدف شما ازقرار دادن پستها خوانده شدن و مورد استفاده قرار گرفتن است. انشا الله ما از خوبان باشیم تا ملک الموت را با روی زیبا درک کنیم
    شاد و سر افراز باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green