استاد, بادکنکها و دانشجویان!


- 291 بازدید

یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنک‌های یکدیگر را بترکانید.
هرکس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است.
مسابقه شروع شد.
بعد از یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم.
سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت:
«من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد!
ما انسان‌ها رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده.
قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم.
می‌توانیم با هم بخوریم.
با هم رانندگی کنیم.
با هم شاد باشیم.
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟»

۴ نفر این پست رو پسندیدن!
Print Friendly

درباره ابوالفضل سعيديفر

سلام. ابوالفضل سعیدیفر، از ساوه، متولد 24/03/1380 هستم. راههای تماس: اسکایپ: abolfaz122l . ایمیل: abolfazl.saeedifar80@gmail.com
این نوشته در داستان, دسته‌بندی نشده, روان شناسی, علمی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 پاسخ به استاد, بادکنکها و دانشجویان!

  1. سلام داداشی! خیلی داستان آموزنده ای بود. امیدوارم روزی برسه که کسی کسی رو تخریب نکنه

  2. ابراهیم می‌گوید:

    سلام مرسی جالب و پند آموز بود. امروزه همه متإسفانه دیگری رو نردبانی میکنن تا خودشون بالا برن. امیدوارم یک روز این چیزها از بین ما بره. بازم سپاس موفق باشید.

  3. محمد می‌گوید:

    سلام. پست جالبی بود. آرمانشهر که میگن همینه و ما باید یاد بگیریم که با هم شاد باشیم.

  4. مهدی عزیززاده مهدی عزیززاده می‌گوید:

    سلام ابوالفضل جان مرسی خیلی داستان قشنگی بود.
    خیلی هم عبرت آموز بود. تشکر.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green