باز هم یه سوال


- 407 بازدید

سلامی دوباره.

این بار هم سوالی ذهنم رو به خودش مشغول کرده که برای پاسخ گفتن بهش به کمکتون نیازمندم.

و اما سوال .
آیا معلولیت محدودیت نیست ؟؟

ما بارها این مطلب رو شنیدیم . و حتی به بیانش پرداختیم .
حالا واقعا تا چه اندازه به این گفته معتقدیم و باور قلبیمونه ؟؟ .
منتظرتون هستم

۳ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly

درباره ریحانه ریحانه

زینب بخشی هستم
این نوشته در ترفند, حرفای خودمونی, درد دل, روان شناسی, سرگرمی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

24 پاسخ به باز هم یه سوال

  1. رضا نظری رضا نظری می‌گوید:

    درود
    هر چند که شما استاد مایید خانم باران ، ولی من نظر خودم رو ارز میکنم
    ببینید چون تو این جامعه داریم زندگی میکنیم ، نابینایی باعث محدودیت میشه ، کسی هم نمیتونه منکرش بشه . هم تو این جامعه ، هم تو اکثر جاهای دیگه همینه
    فرض مثال ، بگم برای من اهمیت نداره، ولی من قراره فردا تو این جامعه زندگی کنم . برم و بیام . کار کنم . ازدواج کنم و کلی کارای دیگه که نابینا بودنم اسر میذاره روشون
    پس از نظر من نابینایی محدودیته…

  2. سلام خانم باران! به نظر من معلولیت محدودیت نیست. چرا که خیلی وقتها کارهایی رو معلولین انجام میدهند که آدم سالم از عهده اون کارها بر نمیان. البته کامنت رضا نظری هم لایک داره!
    چرا که تو کشور ما معلول رو گوشه نشین تصور میکنند. نمونه بارزش تو همین قضیه مجلس که اومدند گفتند نابینا بلد نیست گلیم خودشو از آب بکشه بیرون

  3. محمدعلی می‌گوید:

    سلام سرکار خانم باران.
    معلولیت هم محدودیت هست و هم نیست!!!
    اگه دایره ذهنمون رو به افراد هم نوع خودمون محدود کنیم،
    یعنی همه دنیای ما تو خودمون خلاصه بشن.
    به بیان دیگه ما قرار نباشه با افراد عادی ارتباط چندانی داشته باشیم.
    اون وقت معلولیت محدودیت نیست!
    میدونم این حرف شاید به نظر دوستان مصخره بیاد!
    حتما پیش خودتون میگید مگه میشه با افراد عادی ارتباط نداشت؟؟
    باید بگم که بله حق با شما هست!
    نمیشه ارتباط نداشت ولی واقعا بعضی از عزیزان معلول “خاصه افراد نابینا” چنین تصوری دارن!!
    به هر حال ما باید بپذیریم که دیگران عضوی دارن که ما نداریم!
    خب حالا این دست خودمونه که چقدر بتونیم با اعضای دیگه ی بدن جای عضوی که نداریم رو پر کنیم.
    به نظر میرسه بهترین نوع معلولیت بینایی باشه.
    اما به هر حال معلولیت معلولیته. و خب البته که محدودیتم هست.
    افراد مختلف با این موضوع به صورتهای متفاوتی برخورد میکنن.
    نکته مهم اینه که ما هرقدر بتونیم کمبودهایی که به خاطر نداشتن یه عضو باهاش روبرو هستیم
    رو با تواناییهای دیگه خودمون پر کنیم این محدودیت برامون کمتر میشه.
    البته فراموش نکنیم که همه چیز هم در اختیار ما نیست.
    به هر حال ما تو جامعه ای زندگی میکنیم که هنوز افراد شناخت درستی از معلولین و تواناییهاشون ندارن!!!

  4. وحید خورشیدی می‌گوید:

    سلام باران خانم والا منم فکر میکنم معلولیت محدودیت هست یعنی ما خیلی جاها نابیناییمون سر راهمون مانع به وجود میاره همون طور که دوستان گفتن برای اشتغال ازدواج رفت و آمد
    اگه بخوام کلی بگم خواستن توانستن است که به نظرم این یه حرف کلیشه ای هست یه جاهایی ما با استعدادهامون میتونیم موفق باشیم ولی این همه جا صدق نمیکنه مثلا در ایران خیلی وقتها محدودیتها رو اجتماع برامون به وجود میاره

  5. باران می‌گوید:

    سلام آقای نظری .بله من هم با نظرتون موافقم .هر معلولیتی محدودیت هایی داره و خب بسیار ناراحت کنندست اما گویا باید خودمون تلاش کنیم بعضی از محدودیت ها رو از سر راه برداریم اون محدودیت هایی هم که شاید در توان ما نیست که محوش کنیم خب می بایست سعی کنیم تاثیرش بر زندگیمون کمتر شه .مرسی که هستین

  6. باران می‌گوید:

    سلام به شما سید گرامی .راستش تا یه حدی با نظرتون مخالفم من به این باور دارم که نابینا میتونه برا خیلی مسایل راه حلی داشته باشه اما باز هم برخی از محدودیت ها با وجود کلی تلاش همچنان هست که هست .و البته که این هیچ ارتباطی به این که یه معلول کجا هست و زندگی میکنه نداره .از حضورتون متشکرم

  7. باران می‌گوید:

    سلام آقا محمد علی .درست می فرمایید .نوع نگاه هر کس به زندگی متفاوته..با تعریف محدودیت نبودن معلولیت بشکلی که معلول هیچ ارتباطی با دیگران نداشته باشه کاملا مخالفم .این مطلبم که خیلی از افراد عادی شناخت درستی نسبت معلول و معلولیت ندارن درست بنظر میرسه .تشکر از حضورتون

  8. باران می‌گوید:

    سلام آقای خورشیدی ..راستش محدودیت دونستن مطلق معلولیت رو درست نمیدونم چون همین طور که پیش از این عرض کردم برا خیلی از مشکلاتمون میتونیم راه حلی مناسب پیدا کنیم .مرسی که هستین

  9. رهگذر می‌گوید:

    وااااااااااااااااای تو زینب خودمونی؟ خخخخخخخ…. خب چرا بارانی اینجا؟ بزنمت؟ 😆 😆 😆 …. این شکلک رو الان برا تو چی میخونه؟ چون ظاهرش گویا نیس…خخخخخخخ…
    خب باران خانوم شوما چرا هی میشینی بالا و سؤال میپرسی؟ خوشت میاد مام این پایین هی از تو سؤال بپرسیم؟ شکلک پدرسوختگی…خخخخخخخ… خب بگو ببینم باران… به کدام بخش از کوه کوهپایه میگویند؟ یالله جواب بده تا نزدم سیا شی…. 😈 😈 👿 👿 👿 😆 😆 😆 😆 😆
    راسی بنظر من معلولیت محدودیته… خب وقتی یکی نشنوه محدوده دیگه… یا وقتی یکی نمیبینه محدوده دنیاش دیگه… حالا بستگی به خودش داره… بعضیا با این محدودیت کنار میان و میزنن تو دهنش و نا محدود کیف دنیا را میکنن و تواناییهای دیگه شونا بالا میبرن… بعضیام در برابرش زانو میزنن و نیاز دارن که رهگذر بره بزنه نصفشون کنه… خخخخخخخخ
    خب شوما الان از کدوم نوعشی؟ 😉 😉

  10. ثنا می‌گوید:

    سلام باران خانوم عزیز
    نظر من اینه که معلولیت محدودیت هست مثل خیلی چیزهای دیگه که محدودیت هست برای حتی افرادی که معلول هم نیستن
    ولی نهایتً این محدود بودن میتونه منتج به اوج گرفتن و پیروزی بشه
    اگه ما این موانع رو که علتش واسه ما معلولیته سنگی فرض کنیم که میشه با احتیاط روش پا گذاشت و ازش عبور کرد تا رسید به فتح قله سعادت
    و معلولینی که به موفقیتهای بزرگی رسیدن خودشون رو قویتر از این محدودیت ها در زندگی شون دونستن و این سنگها رو محکی برا ثابت کردن خود و نشون دادن انسان پیروز و در آخر رسیدن به اهداف
    وجود هر معلولیتی اعم از نابینایی یا نداشتن یه خونواده خوب یا مثلاً امکانات عالی و هر چیز دیگه ای سخته و راهو برا رسیدن به اهداف سخت میکنه اما خوش به حال خیل عظیمی از اونهایی که در گذشته حال یا فرداها از همین موقعیتهای مشکل زا بلد هستن چطور استفاده کنن و به بهترین خواسته هاشون میرسن
    و میشه نتیجه گرفت همین محدودیت ها میتونن پلهایی باشن برای خوشبختی
    به شرط پیدا کردن راهش که امیدوارم همگی یاد بگیریم از خودمون طبیعت و دیگران

  11. باران می‌گوید:

    رهگذر شما چرا ما نبینا رو اینقدر اذیت می کنی .خب اگه این سوالای ذهن فعالم رو از بچه های نبین نپرسم که دق می کنم .خخخ شمام هر چند تا سوال میخوای بپرس .اما کییه که جواب بده .هاهاهاهاهاهاها .حالام برو بشین دعا کن من یه وقت ببین نشم چون اگه بفهمم شکلکه چیه .خونت پایه مورد سوالته .خخخخخخخخخ

  12. باران می‌گوید:

    سلام ثنا خانم تشکر از حضورتون .خانمم حرفاتون رو خیلی میپسندم .هر چی که لازم بنظر میرسید شما بزیبایی بیان کردی .بازم مرسی

  13. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

    سلام همگی.
    من اومدم هم از باران خانوم تشکر کنم بابت زدن همچین پستی که خودمم تو فکرش بودم.
    و هم لایک کنم گفته های تمامی دوستان رو.
    منم میگم معلولیت هد عقل تو ایران, محدودیته.

  14. باران می‌گوید:

    سلام آقای پناهی .من هم از حضورتون متشکرم .بله خب البته که مواردی تو ایران هم هست که دشواری هایی برای ماهاست .اما تو همین ایران خودمون هستند کسانی که تونستند با وجود معلولیت به پیشرفتای قابل توجهی برسند .باز هم تشکر

  15. امیر رضا رمضانی می‌گوید:

    سلام
    بله معلولیت محدودیته
    یکی میتونه باهاش سر کنه و به اهدافش برسه, یکیم نمیتونه و جا میزنه
    به هر حال قانون بین افراد و مشکلات و محدودیتا قانون جنگله
    قوی باشی از سر راه برش میداری, قوی نباشی قضیه برعکس میشه
    حتی افرادم میتونن این محدودیتارو بیشتر کنن و یا کمک کنن که کمتر بشن
    یعنی هم عوامل خود معلولیت تاثیر میزاره, هم افراد
    چه خود شخص میخواد باشه, چه اطرافیانش

  16. باران می‌گوید:

    سلام آقای رمضانی .بله همین طوره که گفتین .معلولیت یه سوی داستان زندگیه ماست و طرف دیگشم محدودیت هاییه که بناچار مجبور به تحملشیم ..و حالا ما هستیم و تصمیمایی که باید برا زندگیمون بگیریم .تشکر از حضورتون

  17. جواد نوعی می‌گوید:

    سلام خدمت باران خانم و سایر دوستان عزیز.
    به نظر بنده در کشور ما گرچه معلولیت نوعی محدودیت هست اما در اصل معلولیت محرومیت است.
    دیگه اِدامَشو سپردم دست خودتون.
    جز این نتونستم بگم.
    چون ما فعلاً قبل از محدودیت محروم هستیم و هیچ مسؤولی اینرا قبول نمیکند که ما هم عضوی از جامعه هستیم که مثل خودشون هستیم یعنی
    اگه وظیفه ای بر عهده دارند ماهم داریم
    اگه عضوی از جامعه ایران هستند ماهم هستیم
    اگه واقعاً به ادعای به ظاهر پوچ خودشون به ما ما ارزش قائلند ما هم به آنها تا امروز قائل بوده ایم و در صورت باقی ماندن بر این عهدشان ماهم خواهیم ماند
    اگه شعور دارند ماهم داریم
    اگه عقل دارند ماهم داریم
    اگه فرهنگ دارند ماهم داریم
    اگه انسانیت دارند ماهم داریم
    اگه یک نفر اینارو آفریده ماهم اون آفریدگار را داریم که اونا و مارا آفریده
    اگه حقی در جامعه دارند ما هم داریم
    اگه قانونی در جامعه برای اونا هست ما هم از آن قانونها پیروی کرده ایم
    اگر و هزاران اگرهای دیگر.
    و اگر تمامی اینارو ندارند باید به جز اعتقاد به خدا و اولیای او ماهم بقیه را نداشته باشیم.
    یه جورایی ما هم از حیطه خودمون قانون و حرمت و شعور و حق شهروندی و و.و. را زیر پا بزاریم مثل مسؤولانی که حق ما را زیر پا میگذارند.
    به گوش هر کی میرسه این حرف من برسد واقعیت جز این نیست و نخواهد بود فقط همین.
    امروزه نه در کشورهای جهان اول یعنی نژادپرستان بلکه در جامعه ما که دم از حقوق بشر میزنند حق بیشتر معلولان از جمله نابینایان چون پارت ندارند زیر پای یه عده افراد حقه باز لِه میشه.
    معلولیت محرومیت است نه محدودیت.
    ای کاش محدود بودیم در آن صورت این همه هنر و استعداد نداشتیم اما چون محروم هستیم کسی به وجودمان ارزش قائل نیست و اگه تا پیش خدا هم بریم و برگردیم کلمه کور یا به استلاح فرهنگیش نابینا و یا به استلاح بی فرهنگیش روشندل رو اسممون هست.

  18. باران می‌گوید:

    سلام آقای نوعی .بله درست می فرمایید خیلی از امکاناتی که یه معلول بهش نیاز داره در اختیارش نیست .بسیاری از معلولین هم که نباید به داشتن یه شغل مناسب حتی فکر کنن .مرسی از دیدگاهتون

  19. tiny می‌گوید:

    سلام
    به نظر من هر معلولیتی قطعا محدودیت داره
    مثلا کسی که پاش مشکل داره اصلا نمیتونه بدوه
    یا کسی که نابیناست به تنهایی نمیتونه بدوه مگه این که فضای مناسبی براش باشه
    البته این نکته هم هست که گذر زمان یک سری محدودیتها رو حل کرده و خواهد کرد ممکنه روزی برای رهایی از تمام معلولیتها چاره ای باشه
    ولی در حال حاضر به نظرم این که ما بگیم فلان محدودیت رو داریم و دیگه تموم و بشینیم غصه بخوریم صحیح نیست چون حتی با کشتن افکار مثبت و روح خودمون محدودیت که از بین نمیره پس بهتره به داشته هامون و استفاده از اون بیندیشیم

  20. باران می‌گوید:

    سلام به شما tiny .مرسی از حضورتون .درست میفرمایید .نمیشه معلولیت رو بدونه محدودیت دونست .اما همین طوره که گفتین .زندگی ادامه داره و دست ماهم نیست که باشیم یا نه .خوبه اگه قراره با این معلولیته زندگی کنیم .سعی کنیم در حد توانمون خوب زندگی کنیم باز هم تشکر

  21. جواد نوعی می‌گوید:

    آره:
    من هم دو کامنت آخری را لایک میکنم.
    مخور غم گذشته
    گذشته ها گذشته
    هرگز به غصه خوردن
    گذشته برنگشته
    اگر هم در این بازار فانی خریداری مارا نیست ما خودمان با دنیای خود و اطرافیان خود همیشه خوش هستیم.
    کور بشه چشم حسود.

  22. باران می‌گوید:

    سلامی دوباره به شما .تشکر .هم برا لایک و هم واسه کامنت دومتون ..صحیح می فرمایید .نباید ماها زندگیمون فقط و فقط بشه غصه و حسرت خوردن .برا گذشتهی که به قول شما گذشته

  23. شفیعی می‌گوید:

    سلام به باران عزیز
    چه پست مهمی بود و من بازش نکرده بودم!!! عجب اخلاق بدی دارم من که پستها رو بر اساس عنوانشون باز میکنم.. اگه خوشم از عنوانش بیاد باز میکنم اگه نیاد همینجوری رد میشم!!!..ولی این دفعه نمیدونم چرا حس کنجکاویم خواست سؤال رو بدونم و باز کردم…
    خب حالا منم یه حرفی بزنم که استفاده هم کرده باشم.. به نظر من اونایی که میگن معلولیت محدودیت نیست منظورشون این نبوده که اون معلولیتی که هست رو نادیده بگیریم و بگیم این کمبود محدودیت نیست. حدس میزنم منظورشون این بوده که با وجود این مشکل ما میتونیم راههایی برای رفع نیازهامون داشته باشیم و از حصاری که ممکنه بعضیهامون دور خودمون بکشیم خودمونو نجات بدیم.
    شاید خواستن بگن معلولیت هست اما معلول میتونه در صورتی که بخواد و شرایط بهش اجازه بده محدود نباشه.. موفق باشی باران جان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green