به مناسبت شب میلاد حضرت زینب کبری سلامالله علیها قطعه شعر خانه ی فاطمه آن روز تماشایی بود


- 287 بازدید

بنام حق.
ضمن عرض سلام به خدمت تکتک شما دوستان و همراهان گرامی و عرض تبریک و تهنیت به مناسبت فرا رسیدن ولادت با سعادت حضرت زینب کبری سلامالله علیها و همچنین روز پرستار خدمت شما.
به همین مناسبت یعنی شب میلاد حضرت زینب کبری, قطعه شعری رو براتون آماده کردم که تقدیمتون میکنم امید که در وهله اول مرضی رضای خانم حضرت زینب سلامالله و در وهله بعد مورد پسند شما دوستداران خاندان عصمت و طهارت قرار بگیره.

خانه فاطمه آن روز تماشایی بود,
که فضا جلوه گر از آیت زیبایی بود.
در بهاری که  نسیمش نَفَس  جبریل است,
گل ناز دگری  رو به شکوفایی بود.
خانه ای را که خدا جلوه عصمت بخشید,
در و دیوار پر از نقش شکیبایی بود.
تا بیایند به تبریک محمد (ص) جبریل,
با ملائک همه در حال صف آرایی بود.
به خدا چشم خدا دست خدا وجه خدا,
ز جگر گوشه خود گرم پذیرایی بود.
تا که قنداقه ی او را به بر اورد حسن,
حالتی رفت در آنجا که تماشایی بود.
ساکت از گریه نشد تا که حسینش نگرفت,
این دو را چون که ز آغاز شناسائی  بود.
دختری داشت در آغوش محبت زهرا,
که سراپا همه آیینه زیبایی بود.
دختری داشت سراپای همانند علی,
زینبی داشت که ذاتش همه زهرایی بود.
پنج تن آل عبا در دو جهان آقایند,
وز شرف زینبشان وارث آقایی بود.
پنج معصوم به او معرفت آموخته اند,
که ز ایمان و یقین در خور یکتایی بود.
وصف او عالمه غیر معلم شده است,
تا به این مرتبه اش پایه دانایی بود.
بود از صبر و رضا نایبه خاص امام,
نازم او را که به این قدر  توانایی بود.
کربلا صحنه عشق است و در آن صحنه عشق,
همت زینب نستوه تماشایی بود.
به علمداری صحرای بلا کرد قیام,
رهبر قافله عشق به تنهایی بود.
یک زن و آنهمه داغ دل و آنقدر شکیب,
عقل از این واقعه در چنبر شیدایی بود.
دیده ام کور که شد خاک نشین ره شام,
آنکه خاک در او سرمه بینایی بود.

شاعر: سید رضا مؤیدی.
لینک منبع

یک نفر این پست رو پسندیده!

Print Friendly
مهدی عزیززاده

درباره مهدی عزیززاده

بنام خداوند بخشنده مهربان ضمن عرض سلام و درود به خدمت بازدید کنندگان این جانب: مهدی عزیززاده خرمی هستم این جانب در روز شنبه مورخ 5 آبانماه سال 1363 هجری شمسی، 27 اکتبر سال 1984 میلادی و 2 صَفَر سال 1405 هجری قمری در استان مازندران شهرستان آمل متولد شدم. از همان ابتدای کودکی من نابینا به دنیا آمدم. دوران ابتدائی را در مدرسه استثنائی دین و دانش آمل به پایان رساندم. سپس مقاطع راهنمایی و متوسطه و پیشدانشگاهی را مثل خیلی از همنوعانم در مدارس عادی سپری کردم. این جانب در سال 81 در آموزشگاه شهید مدنی آمل همگام با گروهی از همنوعانم مهارتهای ICDL را زیر نظر خانم نائیجیان گذراندم. و در پایان آن دوره در امتحان مربوطه این جانب با نمره عملی 100 و نمره تئوری 99 به عنوان نفر اول انتخاب شدم. بعد از آن چون آن زمان من کامپیوتری نداشتم به مدت 5 سال از رایانه به اجبار فاصله داشتم. بعدها در سال 86 با تهیه کامپیوتر و تهیه بستههای آموزشی و راهنمایی دوستان خصوصاً دوست و یار با وفایم آقای عادل اکبری توانستم اکثر مهارتها را بیاموزم. در همینجا بر خود لازم میدانم در وهله اول از سرکار خانم نائیجیان که مهارتهای پایه و اساسی کامپیوتر را به بنده آموختند و در وهله بعد از جناب آقای عادل اکبری که با صبر و حوصله در راه یادگیری مهارتهای بیشتر کُمَکَم کردند و از هیچ کوششی دریغ نکردند و حتی هنوز هم من از محضرشان درس میگیرم صمیمانه و متواضعانه تشکر و قدردانی کنم. این جانب در سال 87 در خانه نور جانبازان آمل به مدت 3 ماه به تدریس کامپیوتر به جانبازان عزیز شهرمان اشتغال داشتم. همچنین در سال 89 در مدرسه استثنائی شهرمان به تدریس رایانه به دانش‌آموزان پرداختم. هماکنون نیز گاهاً جسته و گریخته به طور خصوصی به برخی از بچهها کامپیوتر میآموزم یا مشکلاتشان را در این حیطه برطرف میکنم. این جانب پس از اتمام دوره پیشدانشگاهی در سال 82 در آزمون ورودی دانشگاه شرکت نمودم. و با رتبه 47747 مجاز به انتخاب رشته شدم اما در انتخاب رشته پذیرفته نشدم. با این حال امیدم را از دست ندادم و مجدداً در سال 83 در آزمون شرکت کردم و با رتبه 23000 موفق به پذیرفته شدن در دانشگاه پیام نور شهرستان محمودآباد در رشته الهیات و معارف اسلامی با گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی شدم. و در سال 90 موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته فوق گردیدم. من یک فرزند دختر به نام مریم دارم. که خیلی هم دوستش دارم! الآن که دارم اطلاعات بخش شناسنامه ام رو بروز میکنم مریم خانُمَم کلاس دوم دبستان رو تمام کرده و انشاالله در مهرماه امسال به کلاس سوم دبستان خواهد رفت. یک برادر نابینایی هم دارم اما متأسفانه خواهری ندارم البته خیلی دوست داشتم خواهر داشته باشم چون اعتقاد قلبی من این است که خواهر نعمتی بزرگ است چرا که میتوان در کنارش یا با حرفهایش یا با قربان صدقه رفتن برادرهایش یک تسکین دهنده روح و جان برایمان باشد. البته ما برادرها هم باید هوادار خواهرمان باشیم. میتوانید از دو راه ایمیل و تلفن همراه با من در ارتباط باشید البته من نیز مانند اکثر دوستان نابینا تلفن گویا دارم و با پیامک هم مشکلی ندارم البته کاربر اِسکایپ نیز هستم. از افتخارات معنوی من تشرف 15 مرتبه به مشهد مقدس و 4 مرتبه به حرم حضرت معصومه (سلامالله علیها) و همچنین سفر روحانی کربلای معلا میباشند. از غذاهای محبوبم ماکارونی و خوراک جگر البته جگر سیاه است. من آدم زیاد احساسی نیستم اما خیلی زود به اشخاص دلبسته شده و به آنها وابستگی عاطفی پیدا میکنم. به مباحث کامپیوتری و خصوصاً آموزشی در این حیطه علاقه دارم و تا آنجا که بتوانم پیگیری میکنم. این جانب مدت یک سال در گروه تواشیح سبحان عضویت داشتم و هماکنون مثل خیلی از همنوعانم در قرائت قرآن و خوانندگی دستی دارم. راههای ارتباط با من: ایمیل: m.azizzadeh.amol@gmail.com تلفن: 09114140583 آیدی اِسکایپ: mehdi.azizzadeh.2014 شاد باشید و سرفراز. آخرین بروز رسانی: شنبه- 29 خردادماه سال 1395, ساعت- 18:20دقیقه و 46ثانیه.
این نوشته در شاد, شعر, مذهبی, مطالب تاریخی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به به مناسبت شب میلاد حضرت زینب کبری سلامالله علیها قطعه شعر خانه ی فاطمه آن روز تماشایی بود

  1. سلام داش مهدی! واقعا کل کاشتی. من نیز این روز رو تبریک میگم. مرسی بابت گذاشتن این شعر زیبا

  2. باران می‌گوید:

    سلام منم به نوبه خودم تبریک عرض میکنم .ازشما هم برای انتشار این پست تشکر میکنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green