قتل ده نفر و پاک کردن رد پای قاتل به طرزی عجیب در تهران


- 282 بازدید

اتفاقی که در شرق تهران رخ داد..

. اتفاقی عجیب در تهران پارس??
????

آخرین خبر:اعتراف به قتل بیش از ۱۰ نفر توسط یک خواهر و برادر تهرانی
تاریخ انتشار۹۵/۱/۱۰

ماجرا را از خواهر سراغ مى گیریم که دختر دانشجوى دانشگاه آزاد که بعلت ثروت زیاد مورد تهدید چند همدانشگاهى قرار مى گیرد.

ادامه مطلب را از زبان همان دختر دانشجو بازگو خواهیم کرد.
دختر دانشجو : من دانشجو رشته مدیریت هستم

بعلت ثروتی که از پدر خدا بیامرزم دارم تو دانشگاه بیشتر مورد آزار و اذیت هستم تا توجه!.

عده اى از دانشجویان همدانشگاهى رشته عمران دانشگاه آزاد به همین علت مزاحمم مى شدند و از طریق تلفن موبایل یا حتى شبکه هاى اجتماعى تهدید به آزار درصورت عدم موافقت با خواسته های مالیشون مى شدم!.

بعلت ترس از حرفاشون موضوع را پیش برادر بزرگم درمیان گذاشتم و با ناراحتى و عصبانیت شدید داداشم مواجه شدم

و……
با تصمیم داداشم نقشه کشیدیم که مثلا من با خواسته هاى دانشجویان موافقت کنم.…

همین هم شد….
قرار گذاشتیم آنها جمعه اردیبهشت سال ۹۲ به منزل ما بیایند
و ……

داداشم داخل یکى از اتاق ها پنهان شده بود.
با ورود به خانه من نفر به نفر آنها رو به اتاق که من و برادرم بودیم صدا مى کردم و برادرم هرکدام رو به نوبت با چاقو به قتل مى رسانید.…!!!

……گروه تجسس آگاهى و خبرنگاران جویاى جنازه ها مقتولین بودیم که دختر با گریه نقل کرد که جنازه مقتولین به کوههای اطراف فشم برده شده و آنجا انداخته مى شد.!

گروه تجسس آگاهى نیرو اعلام کرد که ما در دو سال پیش چندین بار به منزل قاتل یا قاتلین مراجعه کردیم و هیچگونه مورد مشکوکى برنخوردیم…!!!

… که در این حال دختر دانشجو به مورد عجیب و نادرى اشاره کرد!!!
وی گفت: ما دیوارها و فرشهارو یکبار شستیم آنهم با کف کم و با مصرف آب کم!!!

ما خبرنگاران و گروه تجسس پلیس آگاهى به اتفاق پرسیدیم: با چى شستید که هیچ اثری بجا نمانده؟؟؟!!!

دختر گفت با گلرنگ …

حالا همه:
گل گل گل…
گل از همه رنگ…
فرشارو با چى میشورى؟!
با شامپو گلرنگ…!!!

پاکسان به سلامت خانواده مى اندیشد ..…!

ضدحال بدی بود میدونم?

دکترم رفتم ، میگه خوب نمیشی دیگه?

بیخیال بابا?

بخند?
این سومین پست منه که چنین ضد حالی بهتون وارد میکنه.
تا پستها و آموزشها و شاید باز ضدحالهای بعدی خدانگهدار

۶ نفر این پست رو پسندیدن!
Print Friendly
میلاد نصرتی

درباره میلاد نصرتی

بنا به گفته شناسنامه و اطرافیان و بابا و مامان, در هشتمین روز از سومین ماه 1376 ُمین بهار در اردبیل دیده به جهان گشودم. پینوشت: یعنی متولد پنجشنبه هشت خرداد 1376 اردبیل هستم. اسمم هم که این بالا زده میلاد نصرتی. دانشجوی رشته تاریخ از دانشگاه سراسری محقق اردبیلی هستم. سه ساله تو فضای مجازی روزگار میگذرونیم و اخلاقیاتمونم سعی میکنیم با طرف مقابل جور دربیاد. از خصوصیات اخلاقیم هم اینا هستند. در جایی که باید شاد باشیم شاد, در مکانی که باید جدی بود جدی هستم(البته بهم نمیاد جدیت) اگر کسی دنبال دوستی با من باشه ردش نمیکنم اما زمانه بهم آموخته که کبوتر با کبوتر باز با باز. اگر چیزی یا کسی باعث عصبانیتم بشه معمولا عصبانیتم رو کنترل میکنم اما خدا نیاره اون روزی رو که نتونم کنترلش کنم. پینوشت: فعلا تو فضای مجازی این اتفاق نیفتاده میباشد. در هر موضوعی هم که فکرش رو بکنید مطالعه و تحقیق داشتم. از علوم غریبه بگییییییر تا تاثیر انسان بر محیط و الی آخر. بچه درس خون میباشم و با معدلی دور و بر 17 دیپلم و پیشدانشگاهی رو قبول شدم و در کنکور هم رتبم 3158 شد. به خیلی چیزا علاقه دارم ولی نمیگم خخخخخخخ. آخه هرکی میاد اینجا ی چیزی بنویسه میگه خوب به موسیقی و کامپیوتر علاقه دارم اما بذار بگم. من فقط علاقه دارم بدونم و همین. شاید به همین خاطر هست که در خیلی موارد مطالعه میکنم. کامپیوتر و گوشی هم که اونقدری بلدیم که اگه یکی مشکلی داشت در صدد حلش بر بیاییم. در ساخت کلیپ صوتی و به اصطلاح همون میکس مسترینگ هم حرفی برای گفتن دارم و آماده همکاری با دوستان هستم. سرتون رو درد نیارم اگه خواستید با من ددر ارتباط باشید راهش اینه. skype: miladnosrati1 شماره تماس ترجیحا با whatsapp, 0 914 539 55 01 telegram: miladnosrati1 دیگه همین دیگه اگه کمکی از دستم بر بیاد در خدمتم
این نوشته در اخبار, اطلاع رسانی, سرگرمی, شاد, طنز ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 پاسخ به قتل ده نفر و پاک کردن رد پای قاتل به طرزی عجیب در تهران

  1. خدایا! این میلاد رو از ما نگیر.
    بابا تو که ترسوندی ما رو. خدا تو رو از ما نگیره

  2. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

    میلاااد.
    خوشم میاد ویرایشت حرف نداره.
    کلا چقد گرفتی برا تبلیغ,
    ی چیزی هم به ما بده خو.
    خخخ.

  3. علیرضا نصرتی می‌گوید:

    پس بگو نصف شبی داشتی چی مینوشتی!

    گوشی تو ی طرف صدای این مثلا تلویزیون این همسایه ها هم ی طرف نتونستیم ی ساعت بخوابیم خخخخخخخخخخخ راستی اون صدای همسایه ها بودا! صدای تلویزیون نبود میگما این شبا مغزش داغ میکنه از اینطور چیزا مینویسه! کلا از اینطور چیزا خوشم میاد!

  4. احمد جهاندار می‌گوید:

    بابا میلااااد دمت گرم از ابتدا که شروع به خوندن کردم باور کردم و خیلی ناراحت شدم.
    و خدا رو شکر با کارت سکته نکردم

  5. سلام میلاد. خخخ دیوونه منم اولش ترسیدم.
    ولی خیلی باحال ویرایش کردی. خخخخ. از این جور پستها خوشم میاد باز هم بزار.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green