کلمه از تو، شعر از من. قسمت اول. بیزارم


- 226 بازدید

خب خب خب سلام و صد سلام به همه شما دوستان گل.
بالاخره خدمتتون رسیدم با قسمت اول طرح کلمه از تو، شعر از من!
برای اینکه بیشتر با این طرح آشنا بشید، پیشنهاد میکنم یه سری به این پست و کامنتاش بزنید.

قرار شد من هر پنجشنبه این طرح رو خدمتتون ارائه بدم، البته فعلا قول ادامه شو نمیدم. تا ببینم استقبال چی جوری میشه.

کلماتی که دوستان برای این هفته پیشنهاد داده بودند.

  • خانم ریحانه: حافظ، موبایل و عدس پلو.
  • سید: گوش، بنا گوش و زبان.
  • میلاد: پروتاگوراس، آب دوق خیار و باقالی.
  • رضا نظری: درخت، فرشته، بومرنگ. تازه گفته بود طنز هم نمیخواد.
  • ممل آمریکایی: الاغ، خر، گورخر.
  • ابوالفضل: شب روشن، انتظار و تنهایی.

خب من شعر رو طبق خواسته رضا جدی ساختم. اما این کلمات بیمحتوا هم توش هست که چون قول داده بودم گذاشتم. اما به نظرم میرسه خیلی به محتوای شعر آسیب زده و شعر رو زننده کرده.
به هر حال، به بزرگی خودتون ببخشید.

و حالا، کسانی که نمیخوان دانلود کنند، متن شعر رو بخونن.

به جانِ تو، ز تو و روزگار، بیزارم.
از این زمانه ی پر گیر و دار، بیزارم.
از آن غروب، که گفتی که دوستت دارم،
از این لطیفه ی بس خنده دار، بیزارم.
از آن عقایدِ پروتاگوراسیِ محضت،
ز عقل و فلسفه و اختیار، بیزارم.
تفؤلیزده ام تا بپرسم از حافظ،
اگر غزال، تویی، از شکار، بیزارم.
اگرچه شعر، غمین است، وقت طنازی است،
چرا که من، ز غمِ بیشمار، بیزارم.
از عشقهای موبایلی، از این همه نیرنگ،
از این دو راهی بی اعتبار، بیزارم.
به طنز، یاد بیارم کنایه های تو را،
که از کنایه زدن، صد هزار، بیزارم.
شبی که مادر پیرم عدس پلو به تو داد،
تو نق زدی که برایم نیار، بیزارم.
دلش شکست. رُخَم سرخ شد. تنم لرزید،
از آن زمان، ز تو دیوانه وار، بیزارم.
به روی باغچه ام، روی بذر باقالی،
تو پا نهادی و گفتی ز کار، بیزارم.
به چشمهای خودم دیدمت کنار رقیب،
ز چشمهای چو ابرِ بهار، بیزارم.
زبان سرخ، سر سبز، میدهد بر باد؛
زبان تو، سرِ من زد به دار، بیزارم.
برید زخم زبان تو تا بناگوشم،
از این خریت، از این انتظار، بیزارم.
خرم نکن تو به جادوی ساده ی چشمت،
که از فریب تو با افتخار، بیزارم.
نقاب سادگیت نخ نما شده، عشقم،
نقاب گوره خری را در آر، بیزارم.
چه حرفها که تو بارم نکردی ای ملعون،
ز حرفها چو الاغی ز بار، بیزارم.
مثال کار تو مانند آب دوق خیار،
همیشه سرسری و بیقرار، بیزارم.
تو ظاهرت چو فرشته ولی درون، شیطان،
از این تناقض بس ناگوار، بیزارم.
به بومرنگ کلامت شدم اسیر، دریغ،
از این کویر، از این شوره زار، بیزارم.
درخت عمر مرا میبریدی از ریشه،
از آن زمان ز گل و گلعذار، بیزارم.
دلم برای تو تنگ است، حس تنهایی،
از این جماعت ناپایدار، بیزارم.
اگر همین شب روشن، شب جدایی ماست،
من از رسیدن هر صبح تار، بیزارم.

میرسیم به لینک دانلود

شما میتونید فایل صوتیشو به مدت ۷دقیقه و۳۷ثانیه و حجم ۶٫۹۹mb از اینجا دانلود کنید.
دلتون سفید. منتظر دیدگاههاتون هستم.

۴ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly
بهنام نصیری

درباره بهنام نصیری

سلام من بهنام نصيري متولد 16/5/1371 از قزوين. دوران كودكي قبل از مدرسه رو مثل بيشتر ما نابيناها، با گريه و غم و نا اميدي اطرافيانم ميگذروندم كه ديگه ازش نگم بهتره. خيلي بد بود. پيش دبستاني (يا همون آمادگي خودمون) رو توي مدرسه استثنايي انديشه توي شهر صنعتي البرز (كه اصلا مخصوص نابيناها نبود و براي تمام معلوليتها غير از بينايي طراحي شده بود) گذروندم و كم كم پيشرفت كردم. ديگه همه باورم كرده بودن و دوستم داشتن. چون تو دوران بچگي، به بچه فوق العاده باهوش، شيرين و تو دل برو بودم. مثل بچگي همه شماها. زندگيمو خيلي راحت ادامه دادم. تا كلاس پنجم ابتدايي، تو مدرسه ناشنوايان باغچه بان قزوين، كه نابيناها هم همونجا درس مي خوندن، درس خوندم.سال پنجم و سه سال راهنمايي رو تو مدرسه نابينايان بياضيان و سال اول دبيرستان رو تو مدرسه شاهد پيامبر اعظم شهر خودمون (محمديه) ادامه دادم. سال دوم وارد شهيد محبي شدم و به خاطر افت معدل، سال سوم به قزوين برگشتم و تا آخر دوره پيش دانشگاهي، تو دبيرستان نمونه دولتي علامه جعفري مشغول به تحصيل شدم. سال 90 تو كنكور، با رتبه 1195 توي دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين، رشته فقه و حقوق قبول شدم و الان كه واستون مينويسم، کارشناس رشته فقه و حقوق اسلامی از دانشگاه هستم و معدل کارشناسیم هم 16.88 شد و کارشناسیمو تابستون 94 گرفتم. خوب از تحصيل كه بگذريم، بگم براتون كه من تو دوران مختلف زندگيم، به موسيقي و قرآن خيلي علاقه نشون مي دادم و توي هر دوش مقام زياد كسب كردم. فك نكنيد بيكارمو دنبال كار ميگردم! من از سال 90 تو هنرستان و دبيرستان كتاب مبين تو شهر قزوين، مشغول تدريس درس قرآن به بچه هاي هنرستاني و دبيرستاني (دوره اول) هستم. اونم به بچه هاي عادي! اگه ميخوايد يه كمم درباره شخصيتم بدونين، همين بس كه ميتونم با هر جور آدم كنار بيام، جوري كه از با من بودن معذب نباشه. تا دلتون بخواد شوخم. واسه همه شما آرزوی موفقیت می کنم. gmail: b.nasiri71@gmail.com skype: behnamnasiri.1371
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

29 پاسخ به کلمه از تو، شعر از من. قسمت اول. بیزارم

  1. ریحانه می‌گوید:

    سلام وای عااالی بود ، چجوری واقعا تونسته بودید اینجوری این شعر رو جمع و جورش کنید!!!راستی بازهم کلمات پیشنهادیمون رو تو این پست بذاریم؟.

  2. Ali.gentleman می‌گوید:

    درود شعر عالی بود اما حرف من توش نبود حالا جایزه لطفا خخخ من اینو گفته بودم ‏‏‏`‏‏`‏‏`‏

  3. عسل می‌گوید:

    سلام شعرت قشنگ بود . خوب کلمات من ، شیرین عسل ، خط کش ، سنجاب
    کلماتم رو اگه تونستی توی یه بیت به کار ببر

    • بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

      سلام.
      چشم حتما.
      اما شما همین سه تا کلمه رو میتونید تو یه جمله به کار ببرید بهتون یه جایزه میدم.
      البته معطوف کردن کاری نداره ها.
      مثلا میشه نوشت: من با آبرنگ، نقش یک شیرین عسل و خطکش و سنجاب کشیدم.
      اما خب من چون ادعا کردم، سعی میکنم شرایط شما رو اعمال کنم.
      امیدوارم خوشتون بیاد.
      ضمن اینکه دوستان اگه کسی کلمات جناب جنتلمنو فهمیده بهم بگه تا من به همین شعر اضافه کنم.
      والا من هر چی کامنتاشو میخونم نمیفهمم.

  4. عسل می‌گوید:

    فکر کنم کلمات آقا علی ، حرف و من باشه

  5. سلام! تو که دیشب گفتی نساختمش. نکنه خواستی سورپرایز کنی؟ ای شیطون. عالی بود.
    اما کلمات من.
    شهاب، نوشابه، کله پاچه.
    منظور از شهاب همین شهاب ۱۲۰ کیلویی خودمون هست

  6. سلام مجدد! میگم آهنگی که گذاشته بودی رو شعر من دنبال آلبومشم! اگه تونستی برام بزار تو سایت

  7. میلاد نصرتی میلاد نصرتی می‌گوید:

    وااااااااییییی باحال بود. موارد رو به خودت تو واتس گفتم اول بگم کلمات علی آقا کلمه نبود سه تا نقطه بود و اینک کلمات من.
    قستنطنیه
    لیبرال دموکراسی و ترانزیستور.
    لطفا طنز باشه چون اگه نباشم دفعه بعد سرسری ردش میکنم و به مخیلاتم فشار نمیارم

  8. mjb mjb می‌گوید:

    سلام. بسیار جالب بود.
    سه کلمه ی من: عمو غولوم, یاردان قلی, و, confused هست.

    یا علی.

  9. علی اصغر می‌گوید:

    سلام کلمات من جوراب, خیار چمبر, و سیبزمینی سرخ کرده هست

  10. رضا نظری رضا نظری می‌گوید:

    بهنام من چی بهت بگمممم
    پسر بخدا این عالی بود
    جدی میگم عالی بود
    وای خدا حرف نداشت
    تو همچین قابلیتی داشتی و استفاده نمیکردی؟؟

  11. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

    سلام بهنام لاااایک آفرین.
    کلمات من::
    گگوجه ی گندیده, ماه پیشونی, چش اسبی.
    هاهها.
    طنزش کن عشقی.

  12. مهدی عزیززاده مهدی عزیززاده می‌گوید:

    سلام بهنام جان خیلی کارت درسته. میخوام با سه کلمه ی دنیا بیرحم بیوفا یه شعر مشتی بگی! دست مریزاد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green