ویرایش شد: دنیای ضرب المثل/قسمت پنجاهم و آخرین قسمت


- 131 بازدید

سلام دوستان محترم.
امیدوارم حالتون خوب باشه.
بی مقدمه، میرم سر اصل مطلب.
هر شروعی، پایانی هم داره.
کتاب
•دنیای ضرب المثل
ما هم با انتشار پنجاهمین قسمت، به پایان رسید.
از همه ی شما عزیزان، بسیار سپاسگزارم که تا این لحظه،
•دنیای ضرب المثل
رو دنبال کردید و با بازدیدها و نظرات ارزشمندتون، باعث ارتقاع سطح مطالب و محتوای این مجموعه و همچنین دلگرمی من، برای انتشار سایر قسمتهای این مجموعه شدید.
امیدوارم مطالب این مجموعه، مورد پسند و رضایت همه ی شما عزیزان و گرامیان واقع شده باشه.
اما اکنون، در خدمت شما هستم با پنجاهمین و آخرین قسمت از مجموعه ی
•دنیای ضرب المثل.
در این قسمت، میخواهیم درباره ضرب المثل
•چاه مکن بهر کسی؛ اول خودت، دوم کسی
توضیحاتی رو خدمتتون ارائه کنیم.
امید که این قسمت نیز همانند سایر قسمتها، مورد توجه شما، عزیزان قرار بگیره.
*
*
*

چاه مکن بهر کسی؛ اول خودت، دوم کسی

چون کسی به دیگری بدی کند؛ یا در مجلسی یک نفر از بدی‌هایی که با او شده صحبت کند، مردم می‌گویند آنکه برای تو چاه می‌کند اول خودش در چاه می‌افتد.
در زمان حضرت محمد(ص) شخصی که دشمن این خانواده بود هر وقت که می‌دید مسلمانان پیشرفت می‌کنند و کفار به پیغمبر ایمان می‌آورند خیلی رنج می‌‌کشید. عاقبت نقشه کشید که پیغمبر را به خانه‌اش دعوت کند و به آن حضرت آسیب برساند.
به این منظور چاهی در خانه‌اش کند و آن را پر از خنجر و نیزه کرد آن وقت رفت نزد پیغمبر و گفت: “یا رسول‌الله اگر ممکن میشه یک شب به خانه من تشریف ‌فرما بشید”. حضرت قبول کرد، فرمود: “برو تدارک ببین ما زیاد هستیم”. شب میهمانی که شد پیغمبر(ص) با حضرت علی(ع) و یاران دیگرش رفتند خانه آن شخص.
آن شخص که روی چاه بالش و تشک انداخته بود بسیار تعارف کرد که پیغمبر روی آن بنشیند. پیغمبر بسم‌آلله گفت و نشست. آن شخص دید حضرت در چاه فرو نرفت خیلی ناراحت شد و تعجب کرد. بعد گفت حالا که حضرت در چاه فرو نرفت در خانه زهری دارم آن را در غذا می‌ریزم که پیغمبر و یارانش با هم بمیرند. زهر را در غذا ریخت آورد جلو میهمانان، اما پیغمبر فرمود: “صبر کنید” و دعایی خواند و فرمود: “بسم‌الله بگویید و مشغول شوید”.
همه از آن غذا خوردند. موقعی که پذیرایی تمام شد پیغمبر و یارانش به راه افتادند که از خانه بیرون بروند. زن و شوهر با هم شمع برداشتند که پیغمبر را مشایعت کنند.
بچه های آن شخص که منتظر بودند میهمانان بروند بعد غذا بخورند، وقتی دیدند پدر و مادرشان با پیغمبر از خانه بیرون رفتند پریدند توی اتاق و شروع کردند به خوردن ته بشقاب‌ها.
پیغمبر که برای آنها دعا نخوانده بود همه‌شان مردند. وقتی که زن و شوهر از مشایعت پیغمبر و یارانش برگشتند دیدند بچه‌هاشان مرده‌اند. آن شخص ناراحت شد دوید سر چاه و به تشکی که بر سر چاه انداخته بود لگدی زد و گفت: “آن زهرها که پیغمبر را نکشتند، تو چرا فرو نرفتی؟” ناگهان در چاه فرو رفت و تکه‌تکه شد. از آن موقع می‌گویند: “چاه مکن بهر کسی؛ اول خودت، دوم کسی”.
*
*
*
خب دوستان.
آخرین قسمت از این مجموعه هم خدمت حضورتون ارائه گردید.
امیدوارم لذت برده باشید و باز هم از تمامی عزیزانی که با کامنتها و بازدیدهای ارزشمندشون به بنده و این مجموعه لطف داشتند، بسیار سپاسگزاری میکنم و بسیار خرسندم که این مجموعه، تونسته بر علم و دانش ما، هرچند اندک، بی افزایه.
تا درودی دیگه و پستی دیگه، همه ی شما رو به خدای یکتا میسپارم.
بدرود.

۲ نفر این پست رو پسندیدن!
Print Friendly

درباره ابوالفضل سعيديفر

سلام. ابوالفضل سعیدیفر، از ساوه، متولد 24/03/1380 هستم. راههای تماس: اسکایپ: abolfaz122l . ایمیل: abolfazl.saeedifar80@gmail.com
این نوشته در حرفای خودمونی, دسته‌بندی نشده, سرگرمی, مطالب تاریخی ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 پاسخ به ویرایش شد: دنیای ضرب المثل/قسمت پنجاهم و آخرین قسمت

  1. احمد عزیززاده می‌گوید:

    سلام داداشی، عیدت مبارک. خسته نباشی. تشکر. بلاخره این مجموعه هم تموم شد. دستت درد نکنه بابت تنظیم و انتشار این پست و کلا دنیای ضرب المثلهای فارسی. منتظر پستهای بعدیتم هستم.

  2. شهاب می‌گوید:

    سلام ابوالفضل جان .
    واقعا زیبا و عالی بودن خیلی استفاده بردیم .
    خسته نباشی و احسنت بر تو

  3. سلام داداش! بسیار عالی! الآن رفتم تو پست اصلی دیدم این قسمت و قسمت ۴۳ واقعا یکی هستند. حالا دلیلش چیه نمیدونم

  4. مهدی عزیززاده مهدی عزیززاده می‌گوید:

    سلام ابوالفضل جان. مرسی اما بنظرم این تکراری هست! ممنون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green