خنده بازار ۱۹ بهمن ۹۳


- 1,251 بازدید

سلام بچه ها

حالم خیلی گرفته تو رو خدا دعا کنید

امروز صبح کیفمو زدن بیچاره شدم!

همه چیم توش بود. شناسنامه! عابربانک! دسته چک!

پونصدهزار تومن پول نقد دوعدد سکه طلا!

ده دستگاه ریو پنج دستگاه پژو و هزاران جوایز نقدی دیگر!!!
*
*
*
*
*
*
*
ب مامانم میگم

چرا شام نداریم ؟؟؟

میگه اگه ناراحتی از خانواده left بده …

مرده شعور تکنولوژی رو ببرن
*
*
*
*
*
*
*
قشنگ ترین جمله ای که میشه از یه نفر شنید چیست؟

.

.

.

.

.

پولو

ریختم به حسابت

وااااالاااااااااا……………

ازحرفای عشق و عاشقی هم خیلی قشنگتره…….
*
*
*
*
*
*
*
زندگی به من آموخت تنها چیزی که با گذشت زمان درست میشه سیر ترشیه !

بقیه چیزها با پول همون لحظه درست میشه!!
*
*
*
*
*
*
*
مرد: حاضر شدی عزیزم؟

زن: من که گفتم ۵ دقیقه دیگه حاضرم!

باز تو هر نیم ساعت یه بار هی سوال کن!
*
*
*
*
*
*
*
*
وقتی کسی ناراحتت می کنه ۴٢ ماهیچه استفاده میشه تا اخم کنی؛

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اما فقط ۴تا ماهیچه لازمه تا دستتو دراز کنی و بزنی تو دهنش!!

دیگه هر جور خودتون راحتین؛ وظیفه من اطلاع رسانی بود…(wink)
*
*
*
*
*
*
*
شاسکوله شب تو اتوبوس

هى از صندلى ۸ بلند میشه میره صندلى ۱۴ باز بر میگرده سر جاش

یکى بهش میگه چه مرگته بخواب دیگه

شاسکوله میگه لعنت به کسى که گفت دوتا صندلى بگیر شب راحت بخوابى…!
*
*
*
*
*
*
*
فقط تو ایرانه که

.

.

.

.

جلو کامیونا مینویسن یا ابوالفضل و یا علی و ….

داخل کامیونم عکس حمیرا و مهستی و بقیه خواننده ها رو میچسبونن

بعد بارشونم مواد مخدره.
*
*
*
*
*
*
*
*
افزایش حقوق کارمندان ۱۴ درصد

افزایش مالیات مشاغل ۲۲ درصد

یاد اون تیکه از رابین هود افتادم

که داروغه یه سکه رو محکم کوبید توی کاسه گدای پیر

و چنتا سکه پرت شد بیرون جمعشون کرد!!!
*
*
*
*
*
*
*

یه روز یه خانمی میره پیش کمدساز میگه آقا

وقتی اتوبوس رد میشه کمد دیواریمون تو طبقه چهارم میلرزه،

کمدسازه میره درست میکنه،

چند روز بعد خانمه بازم میره سراغ کمدسازه و همین ماجرا تکرار میشه،

خلاصه دیگه دفعه آخر نجاره قاطی میکنه

میره تو کمد میشینه تا اتوبوس رد شه،

از شانس گند یارو شوهر زنه میاد خونه میره دم کمد نجاره رو میبینه،

بهش میگه؛ اینجا چه غلطی میکنی.!؟

نجاره میگه؛ نامممموووسسسننن بگم اینجا نشستم منتظر اتوبوس باور میکنی؟؟؟!!!!!!
*
*
*
*
*
*
*
دیالوگ همیشگى بین من و زندگى :

.

.

.

من : امروز خیلى خوشحالم

زندگى : الان حالتو میگیرم.
*
*
*
*
*
*
*
مامانم داشت نماز میخوند

یهو داد زد :

الله اکبر !

الله اکبر !

دویدم گفتم:

– چیه مامان در میزنن؟

– الله اکبر !

_ گوشیت زنگ خورد؟

– الله اکبر !

-شام واست نگه داریم؟
_ مُهرت گم شده ؟

-الله اکبر !

_ کسی طوریش شده ؟

– الله اکبر !

– بو سوختگی میاد؟

– الله اکبر !

– جک و جونور دیدی ؟

– الله اکبر !

گفتم مامان خوب یکم راهنمایی کن !!

با عصبانیت داد زد :

– الله اکبر ! ( دستشو هم به علامت خاک بر سرت تکون داد !)

نمازش تموم شده میگه :

یه ساعت دارم میگم بزن اونور فاطماگل شروع شد…
*
*
*
*
*
*
*

شبی دخترکی خانه پسر جوانی را زد

پسر که در حال مطالعه بود در را باز کرد

دختر گفت : چند مرد او را دنبال کرده اند اگر میشود به او پناه بدهد

پسر، اورا به خانه آورد و به اتاق خواب خود راهنمایی کرد و خود به اتاق پذیرایی بازگشت

صبح روز بعد پسر وارد اتاق شد و دید دختر دراتاق خواب نیست

ساعاتی بعد درب خانه پسر به صدا درآمد و مردی نامه ای از طرف حاکم شهر به پسر داد

در آن نامه حاکم پسر را به قصر خود دعوت کرده

پسر به قصر حاکم رفت و در کنار تخت حاکم همان دختر را یافت

حاکم به پسر گفت : این دختری که تو میبینی و دیشب به او جا و مکان داده ای دختر من است

او بسیار زیبا است و وسوسه انگیز اما چه شد که تو با اینکه با او در خانه خود تنها بودی به او نظر نکردی

پسر گفت : هرگاه که شیطان وسوسه ام میکرد من انگشتان خود را روی شمعی که روشن بود میگرفتم

و از سوزش انگشتانم عذاب خداوند را یاد میکردم

حاکم پرسید که اهل کدام دیار می باشی پسر گفت : مشهد

ناگهان حاکم به پهنای صورت اشک ریخت و پرسید : ” از سهام پدیده چه خبر؟”

مدیر عامل پدیده کجاست؟؟!جوان گفت نمیدانم

حاکم لشکریان را به صف کرد و و سربازان بترتیب قد ،….
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
داشتیم بنایی میکردیم

رفتم زنگ همسایه را زدم

دخترش اومد

گفتم ببخشید استمبولی دارید؟؟؟

گفت جاتون خالی

ظهر داشتیم خوردیم!!!!

خدا شاهد اوستا بنا وسط کوچه بیلو گاز میزد از خنده!!
*
*
*
*
*
*
*
*
*
دختره میره پیش فالگیرمیگه:

آیا کسی باهام ازدواج میکنه؟

فالگیره میگه نه!

میگه توکه هنوز کف دستمو ندیدی!!!!؟

میگه قیافه تو که دارم میبینم.
*
*
*
*
*
*
من و باران هر دو منتظریم…

.

.

.

.

.

.

.

من منتظرم؛ بارون بیاد برم ماشینمو بشورم.

اون منتظره؛ ماشینمو بشورم ، بعد بیاد.
*
*
*
*
*
*
*
شاد باشید.

۶ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلگرام: https://telegram.me/sp1000 اینستاگرام: https://www.instagram.com/saeed10055/ خوشباشید.
    این نوشته در طنز ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    16 پاسخ به خنده بازار ۱۹ بهمن ۹۳

    1. gentleman می‌گوید:

      درود آقای پناهی لایک جالب بود خب تا مجتبی و بقیه نیومدن من اول

    2. سلاا، اا،اا، اا، اام سعید! واقعا ترسیدم گفتم چطور کیفتو زدند. خودمونیم از وقتی فاطیما گل اومده من شامم رو ساعت ۱۲ و نیم میخورم. تو چطور؟ استمبلی رو خوب اومدی. به هر حال بسکه روده هامو دوختم و پاره شد دیگه دکتر برام روده پلاستیکی انداخته دیگه نمیدونم چی کار کنم.
      جنتلمن مدالمو بده! وگر نه خودت میدونی

    3. ثنا می‌گوید:

      سلام خوب ثنا خانم با نظرات مثلن کاملش اومد خوش اومد:خیلی باحال بود حالا نکات من
      بیچاره این داستان محمد باقر طلبه خدا بیامرز رو خرابش کردن چرا.این نمازه هم واقعً درد ناک بود
      ولی جدیا فک کردم براتون اتفاقی افتاده داشتم دیگه ناراحت شدم بعد که فهمیدم سر کاریه گفتم بگم یکی از این پسرا یه کتک بهتون بزنه آدم مجبور میشه ۴۲ ماهیچه شوبه زحمت بندازه
      و باز ولی من اینو میگم:
      البته دور از جون شما ها کاری به این مساله ندارم.وقتی کسی ناراحتت میکنه
      ماهیچه هاتو به زحمت ننداز و حتی اخم هم نکن که ارزشش رو نداره بلکه
      بخند که برات خوبه و بذار خود خدا بزنه تو دهنش خخخ که خیلی بهتره
      میگم چرا این قد این جوکرها دختر ها رو نادون شمردن البته من سادگی خیلیاشونو واقعً قبول دارم یعنی همون خیلیامون هه ولی زیرکیها رو ندیدین بعدشم اینا رو میگین و میگن که کم نیارید هاهاهاها مثلن میخواید بگید ما خیلی باهوشیم یا زرنگیم

    4. شهاب می‌گوید:

      سلام سعید جان خخخ خیلی عالی بودن زود به زود بزار مرسی

    5. مینا می‌گوید:

      خیلی عالی بودن. مخصوصا اون اولیه. قلبم ریختفکر کردم واقعا اتفاق افتاده. :d

    6. عطا می‌گوید:

      سلام
      واقعا متاسفم به چه جراتی علامه را مورد توهین قرار دادید.
      ببینید اگر میخواهید بخندید خب مجبور نیستید تا این داستانهای توهین آمیز انتشار دهید.
      من تو را ارشاد خواهم کرد.
      باید از من عذر خواهی کنی و الا
      هر چه بد افزار هست را در سایتت انتشار خواهم داد.
      شکلک بابا من اون نیستم که من عطام
      یکه خوردی نه.
      هیشهشهشهشخشخشخشخشخشخشخشخشخشخشخشهشهشخشهشخشهخهشخشه
      پسر خیلی عالی بودش کلی جون سعید خندیدم.
      ضد حال خیلی حاله مگه نه.
      خخخ
      ببین ی حرف جدی
      اینکه این پستها رو زود به زود یعنی حد اقل هفته ای یک بار منتشر کن.
      دوستت دارم سعیدی.
      تشکر

    7. عطا می‌گوید:

      سلام.
      نه بابا چه توهینی.
      ببین سعید توهین شرایطی دارد که در قانون آمده به هر حرفی که توهین گفته نمیشود.
      من خواستم دو فزا متفاوت در اول کامنت و در آخر کامنتم به وجود بیارم که نهایتا خنده دار شده باشد ولی انگار موفق نبودم.
      یک بار دیگه کامنت قبلی منو بخون.
      راستی سعید پست شرایط طلاق مشکل واقعه ای دارد چون بعضی از اطلاعاتش دیگر اعتبار ندارد اگر مایل هستی برش دار من در اولین فرصت شرایط طلاق را در سایتت منتشر میکنم.
      فداییییی داریییی داااااادااااااش.
      بخند به هر ناملایمات بخند
      جدی نگیر که بعضی از این جدیگرفتنها بخدا که ارزششو ندارد.
      شاد زی.

    8. امیر مهدی می‌گوید:

      سلام سعید خدا خیرت بده آخه اینا چه جکهایی بود؟ دل و روده ی سالم برا آدم نذاشت از خنده.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green