موجودی دوست داشتنی و گل


- 564 بازدید

سلام بر رفقا ی گل.

حالتان چطوره خوبید چه میکنید با این روزگار?
امروز آمدم با یک شعر توپ و باحال.

از یک موجودی که من خیلی دوستش دارم.

این شعر را بخوانید و نظر بدید اگر ندید ناراحت میشم حسابی حسابی.

روزی به رهی مرا گذر بود,
خوابیده به ره جناب خَر بود.

از خر تو نگو، که چون گهر بود,
چون صاحب دانش و هنر بود.

گفتم که جناب در چه حالی؟,
فرمود که وضع باشد عالی.

گفتم که بیا خری رها کن,
آدم شو و بعد از این صفا کن.

گفتا که برو مرا رها کن,
زخم تن خویش را دوا کن.

خر صاحب عقل و هوش باشد,
دور از عمل وحوش باشد.

نه ظلم به دیگری نمودیم,
نه اهل ریا و مکر بودیم.

راضی چو به رزق خویش بودیم,
از سفره‌ی کس نان نه ربودیم.

دیدی تو خری کُشد خری را؟,
یا آنکه بُرّد ز تن سری را؟.

دیدی تو خری که کم فروشد؟,
یا بهر فریب خلق کوشد؟.

دیدی تو خری که رشوه خوار است؟,
یا بر خر دیگری سَوار است؟.

دیدی تو خری شکسته پیمان؟,
یا آن که ز دیگری بَرد نان؟.

دیدی تو خری حریف جوید؟,
یا مرده و زنده باد گوید؟.

دیدی تو خری که در زمانه,
خرهای دیگر پَیَش روانه؟.

یا آنکه خری ز روی تزویر,
خرهای دیگر کَشد به زنجیر؟.

هرگز تو شنیده ای که یک خر,
با زور و فریب گشته سرور؟.

خر دور ز قیل و قال باشد,
نارو زدنش محال باشد.

خر معدنِ معرفتِ کمال است,
غیر از خریت ز خر محال است.

تزویر و ریا و مکر و حیله,
منسوخ شدست در طویله.

دیدم سخنش همه متین است,
فرمایش او همه یقین است.

گفتم که ز آدمی سری تو,
هرچند به دید ما خری تو.

بنشستم و آرزو نمودم,
بر خالق خویش رو نمودم.

۴ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • این نوشته در شعر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    9 پاسخ به موجودی دوست داشتنی و گل

    1. محمد می‌گوید:

      سلام. اشاره به حقییقتی تلخ بود.

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green