اس ام اس های عاشقانه و زیبای ۲۰ بهمن ۹۳


- 808 بازدید

از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد
وآن را به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک برخواهم کرد
*
*
*
*
*
*
*
قلب من قطعه ای از مزار تنهایی هاست / غم دنیاست که در گوشه ی قلبم پیداست
وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی / بی تو هر جا بروم باز وجودم تنهاست
*
*
*
*
*
*
*
مرا اندک دوست بدار، ولی طولانی «کریستوف مارلو»
قول میدهم لام تا کام حرفى نزنم
فقط بگذار از دال تا میم بگویم ، بگذار بگویم که دوستت دارم
دیگر لام تا کام حرفى نمیزنم …
*
*
*
*
*
*
*

مرمرین پله آن غرفه عاج
ای دریغا که ز ما بس دور است
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کور است
“زنده یاد فروق فرخزاد”
*
*
*
*
*
*
*
از شبنم عشق،خاک آدم گل شد
شوری برخاست فتنه ای حاصل شد
سرنشتر عشق بر رگ روح زدند
یه قطره خون چکید و نامش دل شد
*
*
*
*
*
*
*
در یک لحظه تمام شد. او رفت …
دو کلمه ای که معنای زندگی ام را برای همیشه تغییر داد …
به سلامتی کسی که کمرمو شکست ولی من هنوز دولا دولا دوسش دارم …
*
*
*
*
*
*
*
تا ولوله عشق تو در گوشم شد
عقل و خرد و هوش فراموشم شد
تا یک ورق از عشق تو از بر کردم
سیصد ورق از علم فراموشم شد
*
*
*
*
*
*
*
در عشق تو گاه بت پرستم گویند
گه رند و خراباتی و مستم گویند
اینها همه از بهر شکستم گویند
من شاد به اینکه هر چه هستم گویند
*
*
*
*
*
*
*
به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره …
*
*
*
*
*
*
*
باران میبارد
و هوا پر شده از دوستت دارم هایی
که به دست باد ها سپرده ام
کـاش!
پنجره ات باز باشد…
*
*
*
*
*
*
*
گفتند محبت کن ، از محبت خارها گل میشود …
محبت کردم اما هیچکس گل نشد ؛ فقط خارم کردند !
*
*
*
*
*
*
*
قبل از اینکه عاشقم شوی…
مرا خوب خوب نگاه کن،
مبادا چیزی از قلم بیفتد که بعد ها به چشمت بیاید !
*
*
*
*
*
*
*
تلاش کن تو زندگی مثل درختی باشی که اگه کسی بهت لگد زد”شکوفه “بارونش کنی…!
*
*
*
*
*
*
*
چه پر جرات میشود انسان وقتی میفهمد
کسی دوستش دارد
“دکتر شریعتی”
*
*
*
*
*
*
*
نمیپرسی تو حالی از دل غمگین و بیمارم / ولی من هر کجا باشم ، خیالت را به سر دارم .
*
*
*
*
*
*
*
معلممان می گفت :
زیر کلماتی که نمی دانید خط بکشید …
حالا بعد از این همه سال …
این همه عمر …
این همه کتاب …
به زیر همه دنیا خط می کشم …
*
*
*
*
*
*
*
غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم
*
*
*
*
*
*
*
از این همه سلام ضبط شده خسته شده ام این روز ها دلم حرفی نو میخواهد اگر ساده هم باشد عیبی ندارد مثلا بگو دوستت دارم….
*
*
*
*
*
*
*
ذهن همیشه آن چیزی را به خاطر می آورد که قلب هرگز فراموش نمی کند…
*
*
*
*
*
*
*
آدمها فراموش نمیکنند…
فقط دیگر ساکت میشوند …
همین !
*
*
*
*
*
*
*
به من می گفت عشق برای هر دوی ما زود است …. اما … اما مثل این فقط برای من زود بود ، نه او و دوست صمیمی من …..
*
*
*
*
*
*
*
از کسی که دلش گرفته نپرسید چرا ؟
آدما وقتی نمیتونن دلیل ناراحتی شون رو بگن دلشون بیشتر می گیره …
*
*
*
*
*
*
*
این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش !
همین بس که :
نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند.

۲ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلگرام: https://telegram.me/sp1000 اینستاگرام: https://www.instagram.com/saeed10055/ خوشباشید.
    این نوشته در پیامک ارسال و , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    14 پاسخ به اس ام اس های عاشقانه و زیبای ۲۰ بهمن ۹۳

    1. ابوالفضل می‌گوید:

      سلام سعید جون خیلی زیبا بود خسته نباشی داداش.

    2. سلام سعید واقعا زیبا بودند مرسی و دستت طلا

    3. صادق می‌گوید:

      سلام خیلی خوب بود فکر کنم شما عاشق هستی نگو نه
      شما عاشقی درسته

    4. شهاب می‌گوید:

      سلام سعید مرسی عالی بودن ولی داداش بیشتر جک بزار مرسی ما خنده میخایم

    5. عطا می‌گوید:

      سلام
      نامه سعید به معشوقش.

      بود اول آن خجسته پرگار
      نام ملکی که نیستش یار
      دانای نهان و آشکارا
      کو داد گهر به سنگ خارا
      دارای سپهر و اخترانش
      دارنده نعش و دخترانش
      بینا کن دل به آشنائی
      روز آور شب به روشنائی
      سیراب کن بهار خندان
      فریادرس نیازمندان
      وانگه ز جگر کبابی خویش
      گفته سخن خرابی خویش
      کاین نامه زمن که بی قرارم
      نزدیک تو ای قرار کارم
      نی نی غلطم ز خون بجوشی
      وانگه به کجا به خون فروشی
      یعنی ز من کلید در سنگ
      نزدیک تو ای خزینه در چنگ
      من خاک توام بدین خرابی
      تو آب کیی که روشن آیی
      من در قدم تو می شوم پست
      تو در کمر که می زنی دست
      من درد ستان تو نهانی
      تو درد دل که می ستانی
      من غاشیه تو بسته بر دوش
      تو حلقه کی نهاده در گوش
      ای کعبه من جمال رویت
      محراب من آستان کویت
      ای مرهم صد هزار سینه
      درد من و می در آبگینه
      ای تاج ولی نه بر سر من
      تاراج تو لیک در بر من
      ای گنج ولی به دست اغیار
      زان گنج به دست دوستان مار
      ای باغ ارم به بی کلیدی
      فردوس فلک به ناپدیدی
      ای بند مرا مفتح از تو
      سودای مرا مفرح از تو
      این چوب که عود بیشه تست
      مشکن که هلاک تیشه تست
      بنواز مرا مزن که خاکم
      افروخته کن که گردناکم
      گر بنوازی بهارت آرم
      ور زخم زنی غبارت آرم
      لطفست به جای خاک در خورد
      کز لطف گل آید از جفا گرد
      در پای توام به سر فشانی
      همسر مکنم به سر گرانی
      چون برخیزد طریق آزرم
      گردد همه شرمناک بی شرم
      هستم به غلامی تو مشهور
      خصمم کنی ار کنی ز خود دور
      من در ره بندگی کشم بار
      تو پایه خواجگی نگه دار
      با تو سپرم میفکنم زیر
      چون بفکنیم شوم به شمشیر
      بر آلت خویشتن مزن سنگ
      با لشگر خویشتن مکن جنگ
      چون بر تن خویشتن زنی نیش
      اندام درست را کنی ریش
      آن کن که به رفق و دلنوازی
      آزادان را به بنده سازی
      آن به که درم خریده تو
      سرمه نبرد ز دیده تو
      هر خواجه که این کفایتش نیست
      بر بنده خود ولایتش نیست
      وان کس که بدین هنر تمامست
      نخریده ورا بسی غلامست
      هستم چو غلام حلقه در گوش
      می دار به بندگیم و مفروش
      ای در کنف دگر خزیده
      جفتی به مراد خود گزیده
      نگشاده فقاعی از سلامم
      بر تخته یخ نوشته نامم
      یک نعل بر ابریشم ندادی
      صد نعل در آتشم نهادی
      روزم چو شب سیاه کردی
      هم زخم زدی هم آه کردی
      در دل ستدن ندادیم داد
      گر جان ببری کی آریم یاد
      زخمی به زبان همی فروشی
      من سوختم و تو بر نجوشی
      نه هر که زبان دراز دارد
      زخم از تن خویش باز دارد
      سوسن از سر زبان درازی
      شد در سر تیغ و تیغ بازی
      یاری که بود مرا خریدار
      هم بر رخ او بود پدیدار
      آنچه از تو مرا در این مقامست
      بنمای مرا که تا کدامست
      این است که عهد من شکستی؟
      در عهده دیگری نشستی
      با من به زبان فریب سازی
      با او به مراد عشق بازی
      گر عاشقی آه صادقت کو
      با من نفس موافقت کو
      در عشق تو چون موافقی نیست
      این سلطنتست عاشقی نیست
      تو فارغ از آنکه بی دلی هست
      و اندوه ترا معاملی هست
      من دیده به روی تو گشاده
      سر بر سر کوی تو نهاده
      بر قرعه چار حد کویت
      فالی زنم از برای رویت
      آسوده کسی که در تو بیند
      نه آنکه بروز من نشیند
      خرم نه مرا توانگری را
      کو دارد چون تو گوهری را
      باغ ارچه ز بلبلان پرآبست
      انجیر نواله غرابست
      آب از دل باغبان خورد نار
      باشد که خورد چو نقل بیمار
      دیریست که تا جهان چنین است
      محتاج تو گنج در زمین است
      کی می بینم که لعل گلرنگ؟
      بیرون جهد از شکنجه سنگ
      وآنماه کز اوست دیده را نور
      گردد ز دهان اژدها دور
      زنبور پریده شهد مانده
      خازن شده ماه و مهد مانده
      بگشاده خزینه وز حصارش
      افتاده به در خزینه دارش
      ز آیینه غبار زنگ برده
      گنجینه به جای و مار مرده
      دز بانوی من ز دز گشاده
      دزبان وی از دز اوفتاده
      گر من شدم از چراغ تو دور
      پروانه تو مباد بی نور
      گر کشت مرام غم ملامت
      باد ابن سلام را سلامت
      ای نیک و بد مزاجم از تو
      دردم ز تو و علاجم از تو
      هرچند حصارت آهنین است
      لؤلؤی ترت صدف نشین است
      وز حلقه زلف پر شکنجت
      در دامن اژدهاست گنجت
      دانی که ز دوستاری خویش
      باشد دل دوستان بداندیش
      بر من ز تو صد هوس نشیند
      گر بر تو یکی مگس نشیند
      زان عاشق کورتر کسی نیست
      کورا مگسی چو کرکسی نیست
      چون مورچه بی قرار از آنم
      تا آن مگس از شکر برانم
      این آن مثل است کان جوانمرد
      بی مایه حساب سود می کرد
      اندوه گل نچیده می داشت
      پاس در ناخریده می داشت
      بگذشت ز عشقت ای سمنبر
      کار از لب خشک و دیده تر
      شوریده ترم از آنچه دیدی
      مجنون تر از آنکه می شنیدی
      با تو خودی من از میان رفت
      و این راه به بی خودی توان رفت
      عشقی که دل اینچنین نورزد
      در مذهب عشق جو نیرزد
      چون عشق تو روی می نماید
      گر روی تو غایت است شاید
      عشق تو رقیب راز من باد
      زخم تو جگر نواز من باد
      با زخم من ارچه مرهمی نیست
      چون تو به سلامتی غمی نیست
      آخی
      واخی

    6. عطا می‌گوید:

      تولانی بودش نه.
      خب
      اشکال نداره

    7. عطا می‌گوید:

      ولی آقا سعید منم زیر کلمه دنیا خط میکشم.
      راستی کاج خیلی با معرفت هست مگه نه.

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green