دانلود شعر لا لا لا لا نخواب, سودی نداره, با صدای مریم حیدر زاده


- 746 بازدید

درود بر شما عزیزان

دوستان خواسته بودند تا شعر لا لا لا لا نخواب, سودی نداره با صدای خود شاعر یعنی مریم حیدر زاده برای دانلود قرار داده شود

و حالا

این هم لینک دان

موفق باشید

 

۳ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره عطا

    عطا هستم و دیگر هیچ.
    این نوشته در دانلود, شعر, صوتی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    21 پاسخ به دانلود شعر لا لا لا لا نخواب, سودی نداره, با صدای مریم حیدر زاده

    1. سلام عطا جان.‏ خیلی زیبا بود دستت درد نکنه

    2. عطا می‌گوید:

      دوستان این آدرس لینک هستش سعید یا هر کس دید لینک مشکل داره این آدرس زیر هستش
      لطفا درستش کنه
      http://ata-2500.nazuka.net/mariam/mariam.heidarzadeh.mp3
      ممنون که تحمل کردید

    3. سلام عطاجان تو لینکی که تو کامنتها گذاشتی درسته داره دانلود میشه

    4. سلام عطاجان واقعا زیبا بود اشکم رو در آورد دستت طلا

      • عطا می‌گوید:

        سلامی چندین باره به سید عزیز خودم
        آره وقتی که فکرشو میکنم گریه داره
        اما سید
        ما باید بفهمیم که برای چه چیز و برای چه کس گریه میکنیم
        من خودم بعضی از گریههایم بی مورد بودش و من الآن فهمیدم
        هر کس و هر چیز ارزش گریه ندارد
        سید خیلی با صفایی باور کن
        یعنی بچههای اینجا واقعا با صفا هستن
        تشکر که تا کنون با من بودی
        مرسی

    5. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      سلام عطا خان.
      عالی بود.
      هر دو لینک سالم هستن.
      ممنون.
      این سید هم خودشو کشت با این گوشیش.
      بابا مشکل از گوشی خودته.

      • عطا می‌گوید:

        سلام سعید
        خیلی با صفایی سعید
        باور کن
        تو رو خدا قدر خودتو بدون
        میدونی چرا
        چون انسانهای پاک و با صفا خیلی زود فریب انسانهای با سیاست میخورند
        ببین سعید در یک کلام فقط مواظب باش که گول محبتهای بعضیها رو نخوری
        یک نفر در کمینه تا از طریق محبت به تو ضربه بزنه
        میترسم خیلی دیر بفهمی این قضیه رو
        ولی همین بس که بهت میگم که
        هیچ وقت و در هیچ شرایطی اسیر احساسات نشو
        عقل معیار عمل انسان خردمند هستش
        نه احساسات
        تو چون قلب پاکی داری
        و اون شخص این رو فهمیده
        و قصد داره از همین طریق به تو ضربه بزنه
        سعید پناهی من میترسم از چند ماه آینده
        تاکید میکنم که در چند ماه آینده اگر مواظب نباشی قطعا ضرر خواهی کرد
        پس مواظب باش
        خدا نگه دارت باشه

    6. عطا می‌گوید:

      سلام و
      اواسط پاییز بود که آمدی
      و الآن که میروی, اواسط زمستان است
      گویا وقت آمدن, خواب بودی
      و اکنون وقت رفتن, بیدار
      چه تناقض عجیبیست
      کاش همیشه, آمدن با بیداری بود
      و رفتن با خواب
      نه تو درکشان کردی,
      و نه هرگز, درک شدی
      لحظه ای نقش خدا, دادنت
      و لحظه ای دیگر, به لجن کشاندنت
      تو نه آن خدا بودی
      و نه مستحق این, لجن
      تو فقط خودت بودی
      با تمام خوبیها و بدیهایت
      این همه گواه, قلب بیمارت
      یا دو چشم نابینایت
      هم دو دست با صفایت
      با بیان گیرایت
      این همه جذاب بود, اما
      من نفهمیدم, بد خواهانت
      گرم دوستی بودی, اما
      برق خنجر کور کرد چشمانت
      ای عطا تو کور بودی, کور
      زخم ظَهر, لب خندانت
      نه خنجر میدیدیو نه
      دست پشت سرِ دوستانت
      وقت رفتن شدو اما
      برو خدا نگه دارت
      این نصیحت ز من بشنو
      بعد ببند گوشانت
      حرف دل و حرف صفا مفتست
      حرف صلح و حرف وفا مفتست
      حرف, حرف کمو بیشست
      قصه, قصه گرگو میشست
      داستان, داستان خویشست

      وای شوخی شوخی شعر گفتم هااااااا ااااا
      خخخ
      بچهها, مواظب باشید
      خدا نگهدار

    7. علی سعداّلله خانی می‌گوید:

      سلام عطا جان خیلی زیبا بود شعر خانم حیدر زاده عزیز و خیلی تاسیر گذار متنی رو هم که این جا نوشتی هم خیلی زیبا بود ادامه بده و ما رو هم مُسطفیز کن فدایت علی

      • عطا می‌گوید:

        سلام بر علی عزیز و محترم
        شما به ما لطف دارید
        من خودم باور بفرمایید نسبت به قلمم نظر خاصی ندارم ولی دوستان واقعا به این قلم خام و ناتوان در این مدت بسیار عنایت داشتند و من را بسیار تشویق کردن
        من هم قدر لطف شما عزیزان را خواهم دانست
        مرسی از حضورتان

    8. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      سلام عطا جون.
      نگران نباش.
      خودمم ی بو هایی بردم.
      نگران نباش.
      فدای تو.

      • عطا می‌گوید:

        سلام سعید
        این دختر همسایه ما به هر حال قصد داره به هر طریقی که شده همسره تو بشه
        من نمیدونم
        باید قبول کنی
        راهی نداری
        مجبوری
        دیروز آمده بود آدرس تو رو از من بگیره
        بهش ندادم
        ولی قصد داره به کرج بیادش
        خب
        به من چه ربطی داره
        اصلا خودتون دو نفری میدونید
        به ما چه
        والله
        خخخ

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green