دنیای ضرب المثل/قسمت دوم


- 563 بازدید

سلام.
امروز با دومین قسمت از دنیای ضرب المثل اومدم.
امیدوارم این قسمت هم مورد پسند واقع بشه.
راستی موضوع بحث ضرب المثل این قسمت از دنیای ضرب المثل، (فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه)، هستش.
امیدوارم که خوشتون بیاد.
تو این قسمت با یک داستان این ضرب المثل رو توضیح میدیم که این ضرب المثل از کجا شروع شد و غزیه اش چی بود.
حالا بریم که بخونیمش.
.
*
/
.
*
/
.
*
/
موشی به نام فلفلی در دشت برای خودش لانه ای درست کرد و خیالش راحت بود که زمستان را به خوبی سپری می کند .
یک روز گاوی برای علف خوردن به دشت آمد و روی لانه آقا موشه نشست و مشغول استراحت شد .
موش آمد و از آقای گاو خواهش کرد که از روی لانه اش بلند شود تا خراب نشود . ولی گاو هیچ توجهی به موش نکرد و گفت : ” تو نیم وجبی به من دستور می دهی که از اینجا بلند شوم . می دانی من کی هستم؟ می دانی من چقدر قوی و پر زورم؟ حالا برو پی کارت و بگذار استراحت کنم . “
موش دوباره خواهش و التماس کرد ولی فایده ای نداشت و گوش آقا گاوه به این حرف ها بدهکار نبود . موش پیش خودش فکر کرد حالا که با خواهش کردن مشکلش حل نشده باید کار دیگری بکند .
بعد یک دفعه روی آقا گاوه پرید . گاو از خواب بیدار شد و خودش را تکان داد . موش روی گوش گاو پرید و یک گاز محکم از گوش او گرفت . گاو از جایش بلند شد و شروع به تکان دادن سرش کرد . ولی موش روی زمین پرید و در یک سوراخ پنهان شد و گاو نتوانست کاری کند.
وقتی گاو دوباره خوابش برد، موش دم گاو را گاز گرفت و روی درخت پرید . گاو از درد بیدار شد . خیلی عصبانی بود، سعی کرد که بالا بپرد و موش را بگیرد تا ادبش کند ولی دستش به او نمی رسید .
موش گفت : ” اگه بازهم روی لانه من بخوابی، گازت می گیرم . “
گاو دید چاره ای ندارد جز اینکه از آنجا برود و جای دیگری بخوابد. پس پیش خودش گفت: ” فلفل نبین چه ریزه ، بشکن ببین چه تیزه . با این قد و قواره فسقلی اش چه جوری حریف من شد.
*
*
*

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره ابوالفضل سعيديفر

    ِی کریمی که بخشنده ی عطایی، و ِی حکیمی که پوشنده ی خطایی، و ِی صمدی که از ادراکِ خلق جدایی، و ِی احَدی که در ذاتُ صفات، بی همتایی، و ِی خالقی که راهنمایی، و ِی قادری که خدایی را سزایی؛ جانِ ما را خود دِه، و دلِ ما را هوای خود دِه، و چشمِ ما را ضیای خود دِه، و ما را آن دِه که آن بِه، و مَگُذار ما را به کِهُ مِه. به نامه خدا. ابوالفضله سعیدیفر، متولده ساله 1380 هستم. در شهرستانه ساوه، واقع شده در استانه مرکزی زندگی میکنم. هم اکنون، مشغول به تحصیل در پایه ی دهم هستم. علایقه من، خدمت به همنوعان، آموختنه زبانه انگلیسی، خواندنه اشعاره زیبا، رمان و فیلمهای جذاب، یادگیریه بیشتره کامپیوتر و موبایل و تا حدودی بازیهای کامپیوتری هستند. از اینکه در کناره شما هستم، خرسندم و آرزوی پیروزی، موفقیت، شادکامی، سربلندی، سر افرازی و عاقبت بخیری برایه همه ی شما، دوستانه محترم دارم. راههای ارتباطی، تنها در صورته نیاز: ایمیل: abolfazl.saeedifar80@gmail.com اسکایپ: abolfaz122l . خدانگهدار.
    این نوشته در حرفای خودمونی, دسته‌بندی نشده, سرگرمی, مطالب تاریخی ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    12 پاسخ به دنیای ضرب المثل/قسمت دوم

    1. علیرضا نصرتی می‌گوید:

      سلام من ی طور دیگهش رو بلدم بزار طعریف کنم
      ی روز ی ماشین داشته میرفته بعدش ی ماشین دیده که جلوش ی شعری نوشته که یادم نیست بعدش به اون ماشین اجازه ی زودتر رفتن داده
      بعدش میبینه که پشت ماشین نوشته
      فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

    2. امیر رضا رمضانی می‌گوید:

      سلام
      جالب بود!, من ضرب المثلو میدونستم, ولی داستانشو نه

    3. عرفان می‌گوید:

      درود
      ۱‏ اگه چنتا ضرب المثلتوی یه پست معرفی بشه بهتره
      چون یه سرچ تو گوگل بزنی میشه ‏۲۵۰تا رو یه جا خوند
      ۲‏ این یکی اصلا جالب نبود چون تاریخی بررسی نشده بود و به داستانی بچگانه بیشتر شبیه بودتا واقعیت
      سعی کن ضرب المثلهایی رو
      انتخاب کنی که ریشه ی تاریخی داشته باشن
      ۳‏ من از حرفام قصد بدی نداشتم
      سپاس

    4. شهاب می‌گوید:

      سلام ابوالفضل مرسی خیلی عالی و جالب بود ممنون .

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green