هر روز با داستانی کوتاه و آموزنده از ائمه ی اطهار/میانه روی در هر امری


- 472 بازدید

حضرت امیر المؤ منین (علیه السلام ) به عیادت علاء بن زیاد حارثى تشریف برد. وقتى که وسعت خانه او را مشاهده نمود. فرمود تو خانه به این وسیعى در دنیا براى چه مى خواهى با آنکه احتیاجات به این خانه در آخرت بیشتر است . اگر بخواهى در آخرت نیز به خانه وسیعى برسى در اینجا مهمان نوازى کن . صله رحم بجا آور و اداء حقوق بنما. علاء عرض کرد از برادرم عاصم بن زیاد شاکى هستم . فرمود چه شکایت دارى ؟ عرض کرد از دنیا کناره گیرى نموده . آنجناب امر نمود او را بیاورند. عاصم شرفیاب شد. فرمود اى دشمن نفس خود شیطان گمراهت نموده . بر خانواده و اولادت رحم نمى کنى ؟ خیال مى کنى خداوند طیبات و چیزهاى حلال را که براى شما مباح کرده بدش مى آید از آنها استفاده کنى . در نظر خدا از این اندیشه خوار و پست تر هستى . عاصم گفت پس ‍ چرا شما لباس خشن مى پوشى و غذاى ساده و غیر لذیذ مى خورى . فرمود من مثل تو نیستم . خدا بر پیشوایان حقیقى لازم نموده خودشان را شبیه تنگدستان قرار دهند تا فقر و تنگدستى براى فقراء دشوار نباشد و بدین وسیله تسلى یابند.

(۱) در این روایت چنانچه ملاحظه مى فرمائید على (علیه السلام ) در عین حال که علاء را متوجه آخرت مى نماید و وسعت خانه را در صورتى که انفاق ننماید برایش عیب مى داند، برادرش عاصم را به استفاده کردن از نعمتهاى دنیا دستور مى دهد تا حد وسط و میانه روى بوجود آید و غرض ‍ از دنیا و آخرت حاصل شود.

 

منابع:

  1. بحارالانوار، ج پانزدهم ، قسمت دوم ، ص ۵۳٫

برگرفته از:

یا مجیر

۲ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره بیدل

    بیدلی در همه احوال، خدا با او بود، او نمیدیدش و از دور «خدایا» میکرد
    این نوشته در داستان, مذهبی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    5 پاسخ به هر روز با داستانی کوتاه و آموزنده از ائمه ی اطهار/میانه روی در هر امری

    1. شهاب می‌گوید:

      سلام بر شما .
      عالی بود ممنون .
      موفق باشی

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green