درد دلی با محبوب


- 1,058 بازدید

سلام مهربون
دلم عجیب برات تنگ شده
این یعنی نمیدونم از تو دورم یا نزدیک
داری نگاهم میکنی یا در به در بدنبال نگاهت بیقرارانه بگردم و بدوم

تو میگویی و من مینویسم یا مینویسم تا عنایتی کنی
تا خواستنت رو فریاد بزنم یا اینکه از درد دوریت تنها غم بخورم
غمی که سهم همه ما شده و درد پنهانی که روزی از دل هر یک از ما سر باز میکنه
همون بیقراری که وقتی پا به این دنیا گذاشتیم داشتیم از بیپناهی ترسیدیم از آغوش محبت خدا دور شدیم اما
خداوند گفت که روی این زمین سرد و تاریک برامون یک نور از جنس آرامش خوبی و محبت و امنیت قرار میده
تا دلمون نلرزه و پامون نلغزه
و حالا سالهاست به امید حضور گرم این نور پاک
توی دنیای سنگی و پر از خوار و خاشاک مون دستُ پا میزنیم و هم چون طوفان زدگانُ در راه مانده گان
جز دعایی بر لب قطره اشکی و قلبی آلوده به گناه اما خون و زخم و هم مرهمی از جنس یاد تو هیچ نداریم
و یک آسمون حرف نگفته که دردیست چون کوه روی نفسهایمان و هزاران قطره قطره درد دل که توی چشمهایمان لانه کرده همچون دریایی گاه خاموشُ گاه خروشان
امروز با درک اینکه جز شما هیچ کس نداریم و جز دعای خیر و ارزشمند شما هیچ کارساز مان نیست
به یاد روزهای سه شنبه برایت گفتم که بنویسم
روزهایی که دلم با رفقایی که با دلی شکسته اما پر امید قدم به سوی جمکرانت برمیداشتند به سمت آن حالُ هوای آسمانیت پر میکشید
و از امواج رادیو چه با عشق با آنها همراه میشدم
حالا تو را قسم میدهم به حتی آن خاکی که با قدومت عزیزش میکنی و میروی تا شفای جانی ببخشی
قدری از خدایت برای ما هم طلب مغفرتی کن و شفای دلی خسته و یک جام شراب عشق ربانی
میدانی عزیز ما جوانیم و شورها در سر داریم دنیایمان نیز شیرین است با اینکه هیچ را با شما عوض نخواهیم کرد
اسیر غفلت میشویمُ گاه نمیفهمیم…!
دعایی کنید با آن قلب مهربان و فریادرس و پر دردتان..
الهی باعث شادیت شویم
دستی بکش بر سر فرزندانت که امید و دلخوشی پدران و مادران خسته شان اند
بر دل پر غرور و کودکانه ما که زخم زدن خوب بلد است !اما به خدا دوست دار شماست و با صدای غمگین شما میشکند و با لبخند شما تا آسمان قلب شما اوج میگیرد…!
ما که جز شما در این دنیای خاکی مهربانی نداریم…!
ما راهم از درگاهت نومید نکن و نور نگاهت را بر دلهایمان بتابان تا از داشتنت برای همیشه و هر لحظه حریص و تشنه و کوشاتر شویم
ما را به نوایی به ندایی به هوایی به دوایی آرام فرما ای بهترین دوست ای مایه زندگانی
بگذار از قافله عشق عقب نمانیم بگذار صفای وجودت را به یکدیگر تقدیم کنیم و این دو روز دنیا موجب دلخوشی شما و دوست دارانت باشیم
و امیدی برای نگاههای خسته منتظر و درمانده به لطف خوبی شما و دعایتان ای بهترین…!
خدا نکند اثر پرنده خوشبختی دعایت را که روی شانه هایمان حس میکنیم با گناهی محو شود
و حال خوبی که میدهی آزمونی باشد که شاید در آن شکست بخوریم نگذارید آقا…
چقدر این شعر موسیقایی این روزها با دلم رفیق شده:
نصیب دل پریشانی هوای دیده بارانی
تو این آشفتگیها را…?
نِگارا!
خوب میدانی…!
دعای ندبه میخوانم قنوت شِکوِه میبندم
به امّیدی که برگردی
میان گریه میخندم…!
منور کن وجودم را تمام تارو پودم را
بگیر از من به لبخندی همه بودُ نبودم را
گل نرگس تو میآیی اگرچه دیر اما زود
گره بستم نگاهم را
به آن آدینه موعود….

یک نفر این پست رو پسندیده!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره ثنا

    به نام الله مهربان خدایی که با نهایت لطف و رحمتش زندگی بخشید و قطعه ای از پازل هستی قرارم داد امید که آنی بشوم که او دوست دارد. همو که راههای تازه و درهای پیروزی را با کلیدهای طلایی مهرش میگشاید و آدمی را با دوستی مهربانی تلاش در راهش و توکل به خود به موفقیتهای چشمگیر میرساند.لیلا غلامی هستم ساکن شهرستان دوست داشتنی و خوب جهرم نابینا لیسانس روانشناسی و در مسیر موفقیتم با تکیه بر خدای بزرگ که درسهایی به من داد که متوجه بشم بهترینم خودش هست و عالیترین زندگی برام در دست خودش و من هرچه از او درس میگیرم بیشتر از نعمت هاش و زندگی لذت میبرم.خدایی که با همه وجود فهمیدم اگر قدمی برداری و حرکتی کنی قدمهای پر برکتش رو برات بر خواهد داشت و اگر دریچه ای از سمت نور رو گشودی درهای رحمتش رو پیاپی به سمتت باز خواهد کرد.جستجوگر و حقیقت طلبم دغدغه های من روشن شدن حق نابودی باطل در همه ابعاد زندگی و علم و پیروزی حقیقت و راستیهاست.برخی فعالیتها علایق و افتخارات مهم:انتقال پیامهای مهم در جهت هدفی مهمتر.فعالیتهای قرآنی و فرهنگی مجازی و بیرونی.شناخت مبانی روانشناسی حقیقی مهدویت طب سنتی اسلامی و خودشناسی.استفاده از رسانه های جمعی منور کتابها و مقالات و برنامه های متنوع و مفید.و مهمتر اینکه یادگار شهیدم داییهایی که دوستان قدیمی و تازه من هستند آشنایانی مهربون و خانواده ای با درک هوادار و دلسوزی دارم و امامی که همه جا و همه وقت در نهایت محبت مرا میفهمد و اگر چشمهای زخم خورده از تیر خطاهای خود و بیگانه به سمتمان را از این آلودگی پاک کنیم میفهمیم که او و خاندان پاکش و کلام خدایش با تک تک ما چنینند...
    این نوشته در درد دل, عاشقانه, مذهبی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    10 پاسخ به درد دلی با محبوب

    1. powersoft می‌گوید:

      سلام دستت درد نکنه صنا خانوم خیلی قشنگ بود بردیم به جمکران خدا خیرت بده فقت میتونم بگم خدا کند که بیاید
      وقتی میگیم خدا کند که بیاید شاید میفرمایند خدا کند که بخواهی الاهمه اجل له ولیک ال فرج یا مولانا به حق ارباب بی سر بیا به حق مادر پهلو بشکسته بیا به حق دستان بریده یه المدار بیا ای قریب زهرا

      • sanna می‌گوید:

        سلام به شما خواهش میکنم از شما هم ممنون واقعً خدا کند که بخواهیم
        دلمان میخواهد ولی نفس مقاومت میکند و باز دل باید تلاش کند تا پیروز شود
        چرا من نمیفهمم که آیا حیف نیست برای رسیدن به دنیای بهشتی با او و دیدن پناهم و مهربانیهایش حاضر نیستم هیچ کاری بکنم!
        اما بنظرم بهتر باشه آقا رو به این چیزهای سخت قسم ندیم تا خدایی نکرده اذیت نشن بنده خدا که هر لحظه و بیشتر از همه و با دلی پاکتر از همگان واسه فرج دعا میکنن منتها ما آماده نمیشیم و حرفهامون گاهی با اعمالمون تناقض یا تضاد پیدا میکنه ولی من هم با برادر بزرگوارم همصدا میشم و عرض میکنم که آقا جون تو را به مهربانی مادرت دعا کن هدایت بشیم و همیشه یا علی بگیم اما راه علی رو بریم یا خدا بگیم و خدا جو هم باشیم و انشا الله یا مهدی بگیم و در رکاب شما قدم برداریم و با هر آنچه ظلم و نفاق است بجنگیم

    2. yaghoob sarchami می‌گوید:

      سلام ثنا خانم واقعا دستت درد نکنه خیلی نامه ی خوبی بودهر چه را میخواستم بنویسم دوست عزیزم حامد جان نوشتن دیگر مزاحم وقت عزیزتان نمی شم به امید آن روز که آقامان بیاید و جهان را با نور خودشان روشن کند با تشکر ار شما ..

    3. sanna می‌گوید:

      بچه ها میخوام تو این پستم یک سایت باحال و توپ به شما همنوعان عزیز معرفی کنم شاید بعضیهاتون باهاش آشنایی دارید ولی بهتر دیدم با این محیط باصفا آشنا و رفیق بشید انشا الله
      سالهاست که به برکت شهید آوینی از این سایت و زحمات مدیران و دست اندرکارانش بهره ها بردم اما انگار دوباره به یادم آوردند و با این بخشی که اینجا قرارش میدم تازگیهاست که حسابی دوست شدم
      محله ای با کوچه های آبُ جارو شده و آدمهای با صداقت و مهربون که وقتی حرف هاشونو میخونی باور میکنی تنها نیستی
      اشکهات رو واسه همه هم وطنانت قسمت میکنی و با دلی که قدری آروم سبک و امیدوارتر میشه از اون جا بیرون میایی و باز دلتنگ میشی
      واسه صمیمیتی واقعی و دنیایی که بهت نشون میده بله خیلیها حرفهای دلت رو میفهمند و تو چه عجیب حرف رفقا ات رو میفهمی و خالصانه براشون دعا میکنی
      دوست داشتم دوستان ما هم با این بچه های مورد لطف سید مرتضی قرار گرفته همدل بشن و دست خالی از دنیایی که لا اقل توش یکی هست که مثل خودش باشه و انشا الله تحولی هر چند اندک در زندگی یا فکر یا روحیات آدم ایجاد میکنه بیرون نیان
      موفق باشید در پناه خدا
      http://www.aviny.com/guestbook/

    4. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      سلام ثنا خانوم.
      بح
      بح
      بح
      بح
      بح
      آلی بود میدونین چرا اینقد بح بح میگم.
      خوب چون متنش آلی بود.
      ممنون. سایتی که گذاشتین هم خوب و پر محتوا بود.
      به امید ظهور آقامون.
      موفق باشید.
      آهان یادم رفت:
      از این که این سایت یعنی:
      شب روشن.
      سایت خودمون و خودتون را برای گذاشتن دست نوشته هایتان انتخاب کردین بسیار ممنونم.
      یا علی.

      • sanna می‌گوید:

        سلاام آقای پناهی مرسی شما لطف دارید من هم خوشحالم و تشکر میکنم انشا الله و یه چیز دیگه اینکه به بعضی بچه های همسن شما میگم واقعً قدر خودتونو بدونید این سن و سال و حال و هواش خیلی قشنگه آدم قلبش پاکه هر چیز خوبی میشنوه باور میکنه و بدیها رو هم میشناسه و صداقت تو حرفهاشه نگذارید با بالا رفتن سن از بین بره پاکیها باید حفظ بشن و تا لکه ای روش قرار گرفت راحت بشه از بینشون برد شماها انشا الله سربازهای آقایید مواظب خوبیهاتون باشین

    5. سارا بشارت می‌گوید:

      سلام ثنا جان
      همیشه دست نوشته های خودت رو دوست داشتم
      میدونی:
      مطمئن باش هر چه که از دلت با خلوص نیت بر بیاد حتما جواب خواهی گرفت
      من یه چند ماهی بود آرزوی رفتن به مشهد رو داشتم
      این قدر با خلوص نیت از خدامون خواستم من رو یه جور ببره مشهد که الآن مطمئنم همین زودی ها سفرم جور میشه
      “انشا الله”
      دعا میکنم با هم به جمکران بریم
      منم سالهاست به شوق دیدن جمکران به انتظار نشسته ام

    6. sanna می‌گوید:

      سلاام سارا گلم
      مرسی همین طوره من هم متقابلً عزیزم
      باورت میشه چن شب پیش خواب دیدم خواستی بری مشهد نشد بهت بگم.انشا الله
      جمکران هم به وقتش به امید خدا میشه چه لذت بخشه با هم
      من اون سالی که واقعً همه توجه و زندگیم شده بود آقا این قد بیقرار جمکران شده بودم که همه فهمیده بودن با اینکه تا قبلش روم نمیشد به کسی بگم ولی مهربون دو بار طلبید

    7. sanna می‌گوید:

      باز یک سه شنبه و یک بیقراری دیگه:پناهم بده آقا
      شاید او آمده و بار دگر برگشته
      وای بر حال من و تو که اگر برگشته
      نصف یک روز در این شهر اقامت کرده
      سر شب آمده و وقت سحر برگشته
      زانوی غم به بغل داشته در ندبه خویش
      گریه کرده است و با دیده تر برگشته
      چقدر خون دل از دست من و تو خورده است
      با دو پیمانه از این خون جگر برگشته
      از چه معلوم که این وقت که ما منتظریم
      چقدر آمده اینجا چقدر برگشته
      الهم عجل لولیک الفرج الهی آمین
      التماس دعای فرج

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green