چند تا داستانَک


- 885 بازدید

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که
همسایه اش درحال آویزان کردن رخت های شسته است و گفت:

لباس ها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباس شویی بهتری بخرد
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لبا س های شسته اش را برای خشک شدن آویزان می کرد زن جوان همان حرف را
تکرار می کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لبا س های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به
همسرش گفت:
یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده
مرد پاسخ داد من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره هایمان را تمیز کردم..!

غرور عبادت سوز
روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى مىگذشت. در راه به عبادتگاهى رسید که عابدى در آنجا زندگى مىکرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آنجا گذشت.
وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همانجا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمندهام. اکنون اگر پیامبرت
مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:
خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناهکار محشور مکن.
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمىکنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.

یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند به دنبال ان برگهای ضعیف جدا شدند و ارام بر روی زمین افتادند شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد تا این که تمام برگها جدا شدند شاخه از کارش بسیار لذت می برد .برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبید ه بود و همچنان از افتادن مقاومت می کرد .در این حین باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می
رسید ان را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد .
وقتی باغبان چشمش به ان شاخه افتاد با دیدن تنها برگ ان از قطع کردنش صرف نظر کرد بعد از رفتن باغبان مشاجره بین شاخه وبرگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین بار خودش را تکاند تا این که به ناچاربرگ با تمام مقاومتی که از خود نشان می داد از شاخه جدا شد و بر روی زمین قرار گرفت .باغبان در راه برگشت وقتی چشمش به ان شاخه افتاد و بی درنگ با یک ضربه ان را از بیخ کند شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روی زمین افتاد. ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت:
(( اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود ولی همین خیال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه حیاتت من بودم ))

لوکاس راهب به همراه شاگردش از دهی می گذشت . پیرمردی از او پرسید : ای قدیس، چگونه به خدا برسم؟
لوکاس پاسخ داد:خوش بگذران و با شادی ات خدا را نیایش کن و به راه خود ادامه دادند.
 کمی بعد به مرد جوانی برخوردند.
مرد جوان پرسید: چه کنم تا به خدا برسم ؟
لوکاس گفت: زیاد خوش گذرانی نکن.
وقتی جوان رفت، شاگرد از استاد پرسید: بالخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه ؟!
لوکاس پاسخ داد: سیر و سلوک روحانی مثل گذشتن از یک پل بدون نرده است که روی یک دره کشیده شده باشد . اگر کسی بیش از حد به سمت راست کشیده شده باشد می گویم
به طرف چپ برود و اگر بیش از حد به طرف چپ گرایش داشته باشد، می گویم به سمت راست برود . این باعث می شود از راه منحرف نشویم و در دره سقوط نکنیم .
پندها:
در زمینه عبادت و بندگی خداوند متعال اعتدال لازم است. اگر چه هیچ تلاشی نمی تواند حق عبودیت و بندگی را آنچنان که شایسته خداوند است ادا کند، ولی نباید شخص
مسلمان  به گونه‌ای باشد که در برخی از مقاطع زندگی، همه نیرویش را صرف عبادت کند و در مقاطع دیگر اصلاْ حال و حوصله و رمقی برای عبادت نداشته باشد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:این دین محکم و متین است. پس با ملایمت در آن درآیید و عبادت خدا را بر بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید که در این صورت مانند سوار درمانده‌ای هستید که نه مسافت را پیموده و نه مرکبی به جا گذاشته است.
امام صادق علیه السلام در روایتی، داستان مسلمانی که همسایه مسیحی خویش را مسلمان کرد ولی بر اثر وادارکردن او به عبادت‌های سنگین، یک شبه او را از دین خارج ساخت، بیان فرموده است.مهم مداومت بر عبادت است، اگر چه مقدارش کم باشد.

یک نفر این پست رو پسندیده!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره ثنا

    به نام الله مهربان خدایی که با نهایت لطف و رحمتش زندگی بخشید و قطعه ای از پازل هستی قرارم داد امید که آنی بشوم که او دوست دارد. همو که راههای تازه و درهای پیروزی را با کلیدهای طلایی مهرش میگشاید و آدمی را با دوستی مهربانی تلاش در راهش و توکل به خود به موفقیتهای چشمگیر میرساند.لیلا غلامی هستم ساکن شهرستان دوست داشتنی و خوب جهرم نابینا لیسانس روانشناسی و در مسیر موفقیتم با تکیه بر خدای بزرگ که درسهایی به من داد که متوجه بشم بهترینم خودش هست و عالیترین زندگی برام در دست خودش و من هرچه از او درس میگیرم بیشتر از نعمت هاش و زندگی لذت میبرم.خدایی که با همه وجود فهمیدم اگر قدمی برداری و حرکتی کنی قدمهای پر برکتش رو برات بر خواهد داشت و اگر دریچه ای از سمت نور رو گشودی درهای رحمتش رو پیاپی به سمتت باز خواهد کرد.جستجوگر و حقیقت طلبم دغدغه های من روشن شدن حق نابودی باطل در همه ابعاد زندگی و علم و پیروزی حقیقت و راستیهاست.برخی فعالیتها علایق و افتخارات مهم:انتقال پیامهای مهم در جهت هدفی مهمتر.فعالیتهای قرآنی و فرهنگی مجازی و بیرونی.شناخت مبانی روانشناسی حقیقی مهدویت طب سنتی اسلامی و خودشناسی.استفاده از رسانه های جمعی منور کتابها و مقالات و برنامه های متنوع و مفید.و مهمتر اینکه یادگار شهیدم داییهایی که دوستان قدیمی و تازه من هستند آشنایانی مهربون و خانواده ای با درک هوادار و دلسوزی دارم و امامی که همه جا و همه وقت در نهایت محبت مرا میفهمد و اگر چشمهای زخم خورده از تیر خطاهای خود و بیگانه به سمتمان را از این آلودگی پاک کنیم میفهمیم که او و خاندان پاکش و کلام خدایش با تک تک ما چنینند...
    این نوشته در داستان ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    6 پاسخ به چند تا داستانَک

    1. yaghoob sarchami می‌گوید:

      سلام ثنا خانم داستانهای خیلی خوب و آموزنده ا بودند با تشکر از شما .ثنا خانم آیا میدانی متنها یا کتابهای به صورت pdf هست چطوری و با کدام برنامه میشه باز کرد اگر کمکم کنی ازت ممنون میشم با تشکر از شما .

    2. sanna می‌گوید:

      سلام به شما خواهش میکنم من هم ممنونم راجع به سوال تون تجربه ای ندارم ولی کاری که از دستم بر میاد چندتا سایت با اجازه دوستان بهتون معرفی میکنم یک نرم افزاری هم بود که از یکی از سایتهای بچه ها گرفته بودم ولی انگاری دیگه از سایتشون خبری نیست امیدوارم بتونم بهتون کمکی کرده باشم
      besheno.blogfa.com/tag/p-d-f

    3. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      سلام ثنا خانوم.
      مرسی آلی بود.
      مثل همیشه کارتون بیسته.
      من میدم ۲۱

    4. yaghoob sarchami می‌گوید:

      سلام ثنا خانم خیلی ممنونم که راهنمائیم کردید با تشکر از شما .

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green