روز پـدر مبارک؛ تقدیم به پدران خوب ایران زمین


- 450 بازدید

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست، عشق، محبت و چهار حرفیه …

اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود، یعنی ب و الف

یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا

با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه

گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد …

… … … تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی …

اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری …

من نبودم و تو بودی،

بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی،

حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم،

هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی.

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت،

ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،

اعتراض ها و درشتیهایم را، و هر آنچه را که آزارت داد.

دستانت را می بوسم و پیشانیت را،

که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود،

خاک پایت هستم تا هست و نیست هست.

به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم.

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.

زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.

زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.

زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.

زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست.

زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر …

راحت نوشتیم بابا نان داد !

بی آنکه بدانیم بابا چه سخت، برای نان همه جوانیش را داد …

ســـَــر ســُـفره چیزی نبود . . .

یــخ در پــارچ

و

پدر هــر دو آب شــدند !

چــه دنــیای بی رحمــیست . . .

پدر مثل خودکار می مونه

شکل عوض نمی کنه

ولی یه دفعه می بینی که نمی نویسه

مادر مثل مداد می مونه

هر لحظه تراشیده شدنشو می بینی

تا اینکه تموم می شه

خدایـــا !!!

به بزرگیـــــت قســـم …

تو عکس های دست جمعی …

جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار …

آمیـــــن

دخـتــَــر کـه بــاشی

میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ

آغــوش گــَرم پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی

کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و

دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی

دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه

هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی

چه بـاشه چـه نبــاشه

قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته

گفــت : با پدر یه جمـــله بســـاز

گفتــم: من با پدر جمله نمیســازم،

دنیـــــامو می سازم

پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛

و با وجود همه مشکلات، به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی …

اگر بدانی چه کسی، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛

“پدرت”را می پرستیدی.

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره، میفهمی پیر شده !

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه، میفهمی پیر شده !

وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه…

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش، دلت میخواد بمیری

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد

به سلامتی هرچی پدره …

ولادت باسعادت حضرت علی علیه السلام و روز تمجید از مقام والای پدران گرامی باد

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. با هزاران زور و زحمت, دیپلممو امسال گرفتم. زیاد اهل درس خوندن نیستم. بیشتر تو نتم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و وایبر و لاین و تانگو و IMO و بیتاک هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلفن تماس, سرفن برای کارهای ضروری: 09388154937 همین دیگه.
    این نوشته در حرفای خودمونی, درد دل, عاشقانه ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    1 پاسخ به روز پـدر مبارک؛ تقدیم به پدران خوب ایران زمین

    1. yaghoob sarchami می‌گوید:

      سعید جان سلام هر چه که بود شما زحمتش را کشیدی گفتی من هم فقت می تونم اگر لیاقت داشته باشم بوسه بر آن دستهای لرزان بزنم با تشکر از همه ی پدرها این روز عزیز را به همهی پدرها تبریک میگم .

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green