دانلود آهنگ بسیار زیبای شهر عشق با صدای محمد علیزاده به مناسبت سال روز آزادسازی خرمشهر


- 1,129 بازدید

شنوندگان عزیز توجه فرمایید,
شنوندگان عزیز توجه فرمایید,
خرمشهر، شهر خون، آزاد شد.

امت قهرمان، مردم مقاوم خوزستان، خرمشهر آزاد شد. شنوندگان عزیز! شنوندگان عزیز! من در مقابل گلدسته‌های مسجد جامع با شما صحبت می‌کنم که توسط سپاه رزمندگان دلاور و رهایی بخش اسلام، خرمشهر آزاد شد. خونین شهر ما خرمشهر دوباره‌ای شد که گام‌های متبرک شده رزمندگانمان حال و هوای دیگری را به ساحت مقدس مسجد جامع خرمشهر می‌بخشد.
اینها جملاتی بود که سی و یک سال پیش در چنین روزی توسط اسکندر کوتی، اولین گوینده خبر آزادسازی خرمشهر از رادیو پخش شد. وی در مصاحبه با پایگاه خبری فرهنگی
شهدای ایران
می گوید: من در خوزستان خبر آزاد سازی خرمشهر را اعلام کردم و دوست و همکار خوبم حاج محمود کریمی برای تمام مردم ایران خبر آزادسازی خرمشهر را خواند.
در آن روزها ما هر روز دو ساعت صبح، دو ساعت شب برنامه داشتیم. هر اتفاقی که می‌افتاد به سمع مردم می‌رساندیم. زمانی هم که شهر در محاصره بود، برنامه ی ما قطع نشد. همه دوست داشتند که حصر شکسته شود و در همه برنامه‌هایمان هم فتوحات را می‌گفتیم و هم اینکه اتفاقات تلخی که رخ می‌داد، همه را انعکاس می‌دادیم. زمانی که بنا شد با عملیات بیت‌المقدس خرمشهر آزاد شودما از یک هفته قبل به همراه تعدادی از گزارشگران رادیو اهواز در منطقه مستقر شدیم و همیشه هم وقتی قرار بود عملیات شود ما یک ضبط ناگرا بر دوش داشتیم و به جبهه می‌رفتیم. در آنجا هم مصاحبه می‌گرفتیم و هم اتفاقاتی که می‌افتاد را ضبط می‌کردیم و شبانه پخش می‌شد. یعنی صبح می‌رفتیم و شب برمی‌گشتیم. نوارها را می‌دادیم پخش می‌کردند و دوباره فردا صبح همین اتفاق می‌افتاد. دو نفر بودیم آقای مسعود جعفرزاده و من. او یک موتور داشت و روزی که من گوینده نبودم، گزارشگر می‌شدم و گزارش می‌آوردم و روزی که من گوینده بودم آقای جعفرزاده این کار را انجام می‌داد. بعدها که می‌خواستیم در عملیات بزرگی مثل الی بیت‌المقدس شرکت کنیم امکانات ما زیاد شده بود و ماشین داشتیم و با آن به منطقه میرفتیم.
در قرارگاه‌ها می‌ایستادیم و زمانی که عملیاتی شروع می‌شد به خط می‌رفتیم و در آنجا هم گزارش می‌گرفتیم.
ما سعی می‌کردیم هر آنچه که در آن مقطع لازم بود به گوش مردم و رزمندگان برسانیم.
البته مخاطب ما هم بیشتر رزمندگان بودند چون در جبهه‌ها بیشتر رادیو گوش می‌دادند چرا که در آنجا تلویزیونی نبود.
زمانی که حمله می‌کردیم و عملیاتی در پیش بود با استفاده از احادیث و روایت به رزمندگان قوت می‌دادیم. از حماسه‌های مردان صدر اسلام در جنگ‌های بدر، حنین، خندق و خیبر می‌گفتیم. نویسندگانی داشتیم که خوب قلم می‌زدند و مطالب قشنگی می‌نوشتند. مقاومت و دفاع را پر رنگ می‌کردیم. محور برنامه‌هایمان صحبت با رزمندگان بود. در هر عملیاتی وقتی بر و بچه‌های ما پاتکی را با موفقیت پشت سر می‌گذاشتند، می‌رفتیم و از کسانی که در صحنه بودند، گزارش می‌گرفتیم. حماسه‌های بسیجیان را تشویق می‌کردیم.
به خاطر دارم که یک بار تعداد زیادی از رزمندگان به رادیو اهواز آمدند و گفتند با گوش دادن برنامه مقاومت جنوب خیلی قدرت گرفتیم. این موضوع باعث خوشحالی من و همکارانم شد. ما توانستیم با این برنامه رادیویی تعدادی از رزمندگان را قوت و قدرت دهیم تا بتوانند در یک عملیات موفق شوند و حتی تعدادی از خط‌های ما را آزاد کنند. کم‌کم کار ما سیستماتیک شد قرارگاه‌های مرکزی ایجاد کردند و برنامه‌هایمان شکیل‌تر و با برنامه‌تر شد
خرمشهر را از قبل دیده بودم. بخشی از شهر با خاک یکسان شده بود. تمام ساختمان‌ها را خراب کرده بودند و شهر یک ویرانه کامل شده بود. نخل‌های سوخته و خانه‌های ویران آدم را متاثر می‌کرد. اما اینکه بعد از ماه‌ها خرمشهر آزاد شده بود، حس خوبی به من می‌داد.
ما هم سعی می‌کردیم همه اتفاقات ریز و درشت را به گوش مردم برسانیم. حرکت بچه‌ها به سمت مسجد جامع، به اهتزاز در آوردن پرچم، الله‌اکبر گفتن‌ها. به خاطر دارم آقای طالبی جمله زیبایی گفت: اگر چه الان مردم خرمشهر بعد از ماه‌ها می‌آیند خانه‌هایشان را می‌بینند. اما آنها می‌گویند ما خانه برای ماندن نساخته بودیم ما عزتمان را حفظ کردیم و ما دوباره شهرمان را پس گرفتیم. ما توانستیم دست در دست هم یکی از بزرگترین حماسه‌های تاریخ را رقم بزنیم.
نوجوانی را می‌دیدم که دنیایی از قدرت، شهامت و ایمان در چشمش بود. چنین مسائلی به حدی قوت و قدرت به ما می‌داد که احساس می‌کردیم همه ی کلمات و جملات تحت سیطره ی ما هستند. به هر حال کار بزرگی صورت گرفته بود. ما مقابل دنیایی از تجهیزات، و دنیایی از نفاق، دور رویی و حیله و نیرنگ توانستیم شهر خرمشهر را پس بگیریم و آن هم توسط کسانی که انصافا صداقت از سر و رویشان می‌بارید. نوجوانان و جوانانی بودند که از روستاهای دورافتاده مختلف ایران برای آزادسازی خرمشهر آمده بودند و احساس می‌کردند شهر خودشان است.
روزی که خرمشهر آزاد شد من و آقای طالبی جزو اولین کسانی بودیم که جلوی مسجد جامع رسیدیم. با رادیو ارتباط بی‌سیمی برقرار کردیم و گفتم: آماده ارسال گزارش هستیم. آقای جعفرزاده هم در پخش گفت: ارتباطمان با گزارشگرانمان در خرمشهر برقرار شده. من خبر را برای مردم خوزستان گفتم. بعد با تعدادی از بچه‌ها صحبت کردم.
همه از آن حادثه بزرگ واقعا شادمان بودند.
در آن لحظاتی که من گزارش می‌گرفتم همه دوست داشتند خبر این موفقیت را با زبان و لهجه خودشان بگویند. به هر کس که می‌رسیدم، می‌گفتم با لهجه خودت صحبت کن. او هم با لهجه خود بسیار زیبا می‌گفت. زیباتر از آن وحدت بین مردم بود.
آن زمان وحدت را با تمام وجود حس کردم. یک پسر ۱۶ ساله از نجف‌آباد اصفهان آمده بود و یکی از کرمانشاه و دیگری از مشهد و شیراز و آن یکی از گیلان. همه با هم متحد و هر کس به نوعی شادی‌اش را نشان می‌داد.
آن روزها رزمندگان از شهرهای مختلف و با فرهنگ‌های متفاوت در کنار هم قرار می‌گرفتند و با هم در یک سینی غذا می‌خوردند. اینها زیبا بود. الان که اینها را می‌گویم آن لحظات تداعی می‌شود و واقعا حس خوبی به من دست می‌دهد.
قبل از فتح خرمشهر، بستان آزاد شد و امام(ره) آن را فتح‌الفتوح نامید، اما خرمشهر یکی از بنادر بزرگ ایران بود و صدام و عواملش خیلی روی آن مانور می‌دادند.
آزاد سازی آن هم از بعد نظامی منطقه فوق‌العاده مهم و استراتژیک بود و همین که مردم خرمشهر جاهای مختلفی از استان و حتی بسیاری به شیراز و اصفهان سفر کرده بودند و مظلومیتشان بسیار پر رنگ شده بود و وقتی هم آزاد شد مردم احساس می‌کردند خودشان آزاد شده‌اند.
وقتی خرمشهری‌ها می‌توانستند به شهر و کاشانه خود بازگردند این حس به عنوان یک همنوع در خودشان هم قوی می‌شد.
به هر حال ما یکی از شهرهای بزرگ را از دست داده بودیم با آن دفاع قوی که عراقی‌ها انجام داده بودند ما توانستیم آن خاک را پس بگیریم. در آن عملیات ۱۹ هزار اسیر گرفتیم. اگر چه بخش وسیعی از منطقه با خاک یکسان شده باشد اما همین که شهر آزاد شد و مردم ‌توانستند آن خانه‌های باقی‌مانده را ببینند حس خیلی خوبی به هر ایرانی دست می‌داد.
ورود حضرت امام(ره) هم به ایران یک حماسه بزرگ بود که آن هم حس دیگری داشت. حالا چون من گزارشگر ورزشی هستم زمانی که به جام جهانی ۹۸ راه یافتیم آن هم برای مردم یک شادی مضاعفی داشت. اما حس‌های آن متفاوت است. آزادسازی خرمشهر هم یک خبر میهنی بود، هم اعتقادی، هم سیاسی و هم یک پیروزی نظامی بود. به همین دلیل یک یادگار بزرگ در دفاع مقدس است. شاید ما نسبت به الی‌بیت‌المقدس عملیات بزرگ‌تری داشتیم شاید گرفتن فاو و زدن هزاران هواپیمای دشمن در مناطق مختلف، حرکت‌های بزرگی بود. اما آزادسازی خرمشهر یا شکست حصر آبادان اینها به دلیلی اینکه یک حس میهنی ایمانی و اعتقادی به آدم دست می‌داد، فکر می‌کنم هیچ‌گاه از ذهن مردم پاک نشود و همیشه هم نسبت به حماسه‌های دیگر پر رنگ است
خوزستانی‌ها ماه‌ها منتظر آزادسازی خرمشهر بودند. بیشتر آبادانی‌ها به دستور سپاه خانه و کاشانه خود را رها کرده و با خانواده هایشان به مناطقی دور از شهر کوچ کرده بودند. فتح خرمشهر برای مردم خوزستان کاملا ملموس بود. عراق چند لشگر در خرمشهر پیاده کرده بود و اینکه روزی ما بتوانیم خرمشهر را آزاد کنیم، بعید به نظر می‌رسید ولی این اتفاق افتاد. وقتی خبر آزادسازی از رادیو پخش شد. مردم از فرط خوشحالی به خیابان‌ها آمدند و شادمانی می‌کردند و نقل و شیرینی می‌دادند. به هر حال یک اتفاق بزرگی بود و چون ما در کنار مردم خرمشهر بودیم، بیشتر آن را لمس کردیم. تعدادی از بچه‌های خوب ما از استان‌های مختلف شهید شدند تا این حماسه بزرگ رقم خورد.
بعدها حضرت امام(ره) فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» واقعا خدا به اندازه‌ای به بر و بچه‌های ما قدرت داد که بچه‌های ۱۸ ساله با یک اسلحه کلاشینکف دشمن را به ذلت می‌کشاندند. خلاصه روز بزرگی بود و حماسه بزرگی رقم خورد. خوشحالم که من هم یکی از کسانی بودم که توانستم انعکاس دهنده این خبر و فتوحات بچه‌های رزمنده برای مردم خوزستان باشم.

دوستان من هم به نوبه ی خودم این روز رو به همه ی مردم ایران به خصوص مردم متدین و خونگرم خرمشهر تبریک میگم و
این آهنگ
رو هم به این عزیزان تقدیم میکنم. خودم که خیلی دوسش دارم امیدوارم شما هم از شنیدنش لذت ببرید.

موفق باشید

یک نفر این پست رو پسندیده!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره محمدعلی

    بیخیال بابا! همه ما رو میشناسن دیگه!
    این نوشته در اخبار, دانلود, صوتی, مذهبی, مطالب تاریخی, موسیقی ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    11 پاسخ به دانلود آهنگ بسیار زیبای شهر عشق با صدای محمد علیزاده به مناسبت سال روز آزادسازی خرمشهر

    1. ثنا می‌گوید:

      سلام ضمن تشکر و تبریک به مناسبت این روز بزرگ این مطلب رو که میخوندم دچار هیجان عجیبی شدم وای کاش اون روزها ما هم بودیمو این حال و هوای شیرین رو درک میکردیم وقتی نمایشهای رادیویی راجع به این موضوعات رو گوش میدم حس لذت و افتخار پیدا میکنم از خدا ممنونیم و میخواهیم مواظب مون باشه و عزت خدا جویان رو هرگز کسی نخواد از بین ببره و خدا هم نمیذاره خدایا خودت کمک کن با قدرت الهی که میدی بتونیم در برابر دشمنان بایستیم و پیروز بشیم این هم که به شهید جهانآرای بزرگوار میگن نبوده این آزادی رو ببینه من که نمیتونم قبول کنم و میگم خوب هم دیدن و درک کردند آهنگ جالبی هم بود ولی توش غم داشت حس این هم داشت که دیگه میشه یه نفس راحت کشید

      • محمدعلی می‌گوید:

        بله واقعا حس خوبی داره. به نظرم ما ها و هزاران نسل بعد از ما هم با این که نبودیم و اون روزا رو درک نکردیم اما از شنیدن وقایع اون روزا به وجود اون دلاور مردا افتخار میکنیم. رشادتهای کسانی که اون روزا بی هیچ چشم داشتی رفتن و مردانه جنگیدن تا ما امروز در آرامش باشیم هرگز فراموش شدنی نیست.

    2. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      سلام محمد علی جان.
      مرسی.
      درود به تو.
      خیلی جامع و دقیق بود.
      پستت.
      من خیلی دوست داشتم ی پست اینجوری بزارم.
      مرسی که کارمو راهت کردی.
      داداش.
      شب فایلو میزارم رو دانلود سنتر.
      یا به امیر میگم آپلود کنه.
      مرسی.

    3. محمدعلی می‌گوید:

      بله دوستان من معضرت میخام که به اشتباه سی و دو سال رو سی و یک سال نوشتم. امیدوارم که هر کسی در هر موقعیتی در جهت حفظ اسلام تلاش میکنه خداوند بهش توفیق عتا کنه.

    4. ملیسا می‌گوید:

      میگم سلام
      میگم خوبی آیا
      میگم میسی
      میگم منم تبریک میگم
      میگم ممنون که جامع و کامل نوشتی
      میگم دستت درد نکنه
      میگم آفرین
      میگم من رفتم
      میگم الفرار
      میگم بای بایییییٱییییییٱیییییییٱیییییی

    5. محمدعلی می‌گوید:

      میگم سلام ملیسا خانم.
      میگم ممنون.
      میگم لطف دارید.
      میگم مرسی که اومدید.

    6. سلاااااااااام محمد علییییییییییییییییییییییی جانجانجانجانجانجان! دستت طلا! واقعا منو برد به اون روزها. درسته که من اون موقع نبودم اما با خوندن این پست رفتم به اون روزها. یادش به خیر! واقعا عالی تر از این پست ندیده بودم. باز هم از این پستها بزار. با اجازه

    7. leila می‌گوید:

      سلام.
      بسیار زیبا بود.
      چیزی برای گفتن ندارمجز دعا برای آمرزش جوانان جانبرکف آن زمان و دعا برای خود ما، نسل جوان این زمان. الهی، به ما هم سعادت قدردانی از فداکاری گذشتگان و لیاقت دفاع در راه حق عنایت فرما.
      الهی آمین.
      پیروز و سرفراز باشید.

    8. محمدعلی می‌گوید:

      سلام آبجی ممنونم که نظر دادید. بله همه ی ما به اون عزیزان مدیونیم. به نظرم امروز هم وظیفه ی ما کمتر از اونا نیست. بالاخره اونایی که رفتن و جونشونو تو این راه گذاشتن یه حدف بزرگ داشتن و اون چیزی جز حفظ اسلام و ارزشهای اسلامی نبوده. ما هم باید تمام سعیمون در جهت تحقق این مهم باشه. حالا فرقی نمیکنه کی هستیم و در چه تبقه ی اجتماعی قرار داریم. هر کسی در حد توانش

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green