آش نخورده و دهن سوخته:


- 689 بازدید

سلام دوستان شب روشنی.

در زمان های گذشته، مردی در بازارچه شهر، حجره پارچه فروشی داشت و شاگرد او پسر خوب ولیکن کمی خجالتی بود.

روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دکانش برود. شاگرد در دکان را باز کرد.قبل از ظهر به او خبر رسید که حال تاجر خوب نیست و باید دنبال دکتر برود.

پسرک در دکان را بست و دنبال دکتر رفت . دکتر به منزل تاجر رفت و او را معاینه کرد و برایش دارو نوشت
پسر بیرون رفت و دارو را خرید وقتی به خانه برگشت ، دیگر ظهر شده بود. پسرک خواست دارو را بدهد و برود ، ولی همسر تاجر که زن کدبانویی بود و دستپخت خوبی داشت و آش های خوشمزه او دهان هر کسی را آب می انداخت.خیلی اصرار کرد و او را برای ناهار به خانه آورد.

همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و کاسه های آش را گذاشتند . تاجر برای شستن دستهایش به حیاط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بیاورد

پسرک خجالتی فکر کرد تا بهانه ای بیاورد و ناهار را آنجا نخورد . فکر کرد بهتر است بگوید دندانش درد می کند. دستش را روی دهانش گذاشت.

تاجر به اتاق برگشت و دید پسرک دستش را جلوی دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اینقدر عجله کردی ، صبر می کردی تا آش سرد شود آن وقت می خوردی ؟

زن تاجر که با قاشق ها از راه رسیده بود به تاجر گفت : این چه حرفی است که می زنی ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من که تازه قاشق ها را آوردم.

تاجر تازه متوجه شد که چه اشتباهی کرده است…
از آن پس، وقتی کسی‌ را متهم به گناهی کنند ولی آن فرد گناهی نکرده باشد ، گفته میشود :‌ آش نخورده و دهان سوخته!

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره cheshmeh

    سلام. من محمدرضا چشمه، زاده شهر قائمشهر در استان مازندران، بزرگ شده در شهر اراک در استان مرکزی، و ساکن شهر کرج در استان البرز هستم. سال تولد من: 1343، مدرک تحصیلی: دیپلم، علایق:کامپیوتر، اینترنت، موسیقی، اطلاعات عمومی و اخبار روز ایران و جهان. دیگر مطلب به درد بخوری ندارم که در باره خودم بگم، فقط امیدوارم که بتونم دوست خوبی برای شما بازدید کننده های گرامی این سایت باشم،. همچنین آرزو میکنم از نوشته ها و پست هایی که در این سایت که به خاطر کرجی بودنش حساسیت زیادی برای من ایجاد کرده میذارم استفاده های لازم رو ببرید. راه های تماس با من: ایمیل: mr.cheshmeh@gmail.com. تلفن همراه: 09121641278. با تشکر.
    این نوشته در حرفای خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    8 پاسخ به آش نخورده و دهن سوخته:

    1. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      سلام.
      واقعانا.
      ایول راست گفتن.
      من هم دقیق معنی این کلمه را نمیدانستم.
      خیلییییییییییییییییییییییییی ممنون.
      بازم آق مدیر اول شدش.
      هاهاهاهاهاهاههاااااااااااااااااااهوهوهوهوهوهووههاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهاااااااااااااااااااااااااااااهههههههههههاااااا

    2. ملیسا می‌گوید:

      میگم سلام عمویی
      میگم خوبی عمویی
      میگم بح بح عمویی
      میگم قشنگ بود عمویی
      میگم میسی زیاد عمویی
      میگم بای باییییٱییییی عمویی

    3. leila می‌گوید:

      سلام. بسیار زیبا و آموزنده بود. من که عاشق این دسته داستانهای کوتاه هستم. چون تهش یه چیزی رو به آدم یاد میدند. اعم از یک کلمه، یه ضرب المثل، یا حل یه معما. بازم برامون بنویسید. ممنون. ایام به کام.

    4. محمدعلی می‌گوید:

      سلام. میگم یه چیزی: خب این احتمال هم وجود داشت که پسره آشو با دست خورده باشه! شوخی کردم جالب بود مرسی

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green