? فاجعه؛ پیامدهای ناخواسته‌ی “میل به ندانستن”


- 697 بازدید

♦️ سال گذشته ستایش قریشی، ماه گذشته زنی که در فرار از دست متجاوز گیر دو متجاوز دیگر افتاده بود و امروز آتنا اصلانی و تعداد نامعلوم نام دیگر که قربانی تجاوز جنسی و خشونت شده اند؛ قربانیانی که پس از جنایتی که بر علیه‌شان صورت می‌گیرد لب به سخن نمی‌گشایند و خبرهایی که در انتهای فاجعه رسانه‌ای می شوند. تعداد بی شمار قربانی خشونت و تجاوز جنسی که تا آخر عمر از پیامدهای روحی و روانی و جسمی آن رنج می‌برند. آخرین موردی که در طی تحقیقات میدانی به آن برخوردم دختری ۲۰ ساله بود که در سن ۸ سالگی توسط راننده سرویس مدرسه که از آشنایانشان بود مورد تجاوز قرار گرفته بود، در آخرین جلسه‌ی دیدار با وی وقتی فرد متجاوز پیش از جنایت به حمام می‌رود دخترک پیت بنزین را در خانه‌ی وی میریزد و آن‌جا را به آتش می‌کشد. متجاوز اما با سوختگی بسیار زنده می‌ماند و چند ماه بعد خودکشی می‌کند، دخترک هنوز هم در پس ذهنش عذاب وجدان داشت و مابقی عمرش را با تصور این‌که یک قاتل است زندگی می‌کند. تصور قتل متجاوزی که پیش از مرگ به برادرش اعتراف کرده بود که سه قتل و بی شمار تجاوز انجام داده است. متجاوزی که هیچ گاه پای میز محاکمه نرفت.

♦️این تنها یک نمونه از صدها یا شاید هزاران پرونده‌ی تشکیل نشده‌ی تجاوز جنسی است. خدا می‌داند چند جنایت کار و چند قربانی در سراسر کشور وجود دارد که داستان‌های دهشت‌بارشان مسکوت مانده است. آن‌چه در طی صحبت با چند قربانی دستگیرم شد اما آن سوی ماجرا یعنی خانواده‌ی قربانیان است. خانواده‌هایی که نسبت به فرزندانشان بی‌تفاوت‌اند و در عین حال خانواده‌هایی که نسبت به مسائل و آسیب‌های احتمالا ناآگاه. بی تفاوتی نسبت به فرزندانشان، نسبت به رفتار و وضعیت روحی و روانی فرزندشان، نسبت به اینکه با چه کسانی تنهایشان می‌گذارند. بی تفاوتی که ناشی از عدم پیوند عاطفی بین والدین و اعضای خانواده است. پدری که همسر و فرزند خود را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد قطعاً نسبت به گریه های هرشب دخترش بی تفاوت است. خانواده درگیر آسیب‌هایی است که بطور سیستماتیک فرزندان را به سمت طعمه‌ و قربانی شدن سوق می دهد.

♦️ویژگی مهم دیگر خانواده‌های قربانیان عدم آگاهی است نه صرفاً بی تفاوتی. مادر یا پدری که نسبت به رفتار فرزندش بی تفاوت نیست اما با تغییر رفتار وی به دلیل عدم آگاهی نسبت به آسیب‌های احتمالی و خطراتی که فرزندش را تهدید می‌کند دچار دست پاچگی می شود. نمی‌داند باید به چه کسی مراجعه کند به از چه کسی بپرسد که چرا فرزندم تغییر رفتار داده، مریض شده یا مشکلی برایش بوجود آمده. نمی دانند حتی چگونه باید با فرزندشان رفتار کنند. در اغلب موارد صمیمیتی در کار نیست. فرزند را تقصیر کار می دانند و در خوش بینانه ترین حالت مسأله را بدون شکایت از دستگاه قضایی مسکوت می‌گذارند و با همین کار شرایط را برای ادامه‌ی جنایت توسط متجاوز فراهم می‌کنند.

♦️پدرها و مادرها شما متهمید. شما به دلیل بی تفاوتی نسبت به فرزندتان و به دلیل ناآگاهی نسبت به آسیب‌های احتمالی که ممکن است برایش بوجود آید، به دلیل عدم آگاهی از نحوه ی برخورد در چنین مواقعی، به دلیل نفهمیدن یا مسکوت گذاشتن این جنایت ها متهم و شریک جرم اید. نظام آموزشی دچار نقصان است، رسانه‌های عمومی و نهادهای آموزشی و تربیتی زیست جنسی را مسکوت گذاشته اند، در هیچ یک از این‌ها شکی نیست اما آیا می‌توان تقصیر را صرفاً گردن نهادها و ساختارها انداخت؟! همین حالا که این متن را می‌خوانید در چند کانال تلگرامی و در چه کانال‌هایی عضو هستید؟! غیر از محتوای خنده دار و طنز و اراجیفی که هرروز به تعداد بی شماری در اینترنت تولید می شود، آیا به دنبال افزودن به آگاهی خود نسبت به مسائلی که از آن صحبتی در فضای رسمی نمی شود بوده اید؟

♦️یک میل به ندانستن یا فرار از دانستن در عموم مردم وجود دارد، یک عدم آگاهی که کاملاً انتخابی است، کسی نمی‌خواهد راجب مسائل جدی تأمل کند یا بداند، زحمت و رنج دانستن را به جان نمی خریم چرا که از مسئولیت‌های آن می‌گریزیم. تا زمانی که ارده‌ای نسبت به دانستن، نسبت به آگاهی یافتن به مسائل و آسیب‌های احتمالی نداشته باشیم خطر همچنان در کمین است. بماند که ساختارهایی مانند نظام آموزشی، دستگاه قضایی و قوانین از خلاءهای بی شماری برخوردارند که به شدت نیازمند اصلاح و بازبینی هستند. اما آن‌جا که ما به عنوان فرد می توانیم یاد بگیریم و بدانیم باید اقدام کنیم.

۵ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام.
    بنده سعید پناهی هستم.
    متولد 9 اسفند سال 1375.
    از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم.
    کلا با همه چی حال میکنم.
    رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم.
    زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم.
    در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم.
    عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم.
    پیگیر اخبار علم و فناوری هستم.
    به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم.
    خخخ.
    کلا مسنجر بازم.
    فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده.
    اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم.
    و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم.
    بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم.
    بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم,
    باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم.
    با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم.
    میدونین چرا؟
    چون اون وقتها نت نمیرفتم.
    بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم.
    عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم.
    کمو بیش چت هم دوست دارم.
    بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم,
    اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد.
    بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس.
    بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم.
    روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم.
    اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد.
    بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن.
    و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن.
    اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن.
    اما خودم قبول ندارم.
    ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت.
    بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه.
    من تقریبن 10 درصد بینایی دارم.
    و از خط بریل استفاده میکنم.
    فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم.
    بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم.
    راستی یادم داشت میرفت,
    جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین.
    ایمیل:
    saeedpanahi2200@gmail.com
    اسکایپ:
    saeed-panahi
    تلگرام:
    https://telegram.me/sp1000
    اینستاگرام:
    https://www.instagram.com/saeed10055/
    خوشباشید.

    این نوشته در جامعه شناسی, حرفای خودمونی, معرفی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    9 پاسخ به ? فاجعه؛ پیامدهای ناخواسته‌ی “میل به ندانستن”

    1. شهاب می‌گوید:

      سلام سعید جان پست و نوشته ی بسیار جالب و قابل تعملی بود . متاسفانه مدتها هست که چنین چیزهایی رو هم میشنویم و هم در قالب فیلم میبینیم . همونطور که میدونی چند فیلم بسیار زیبا و پر مخاطب هم در این مورد ساخته شده . اما دلایلی که باعث این تجاوزها میشه به نظر من فقط و فقط بیماری هست ولی چرا شکایت نمیکنن و چرا خیلی هاشون اصلا از خانواده هم پنهانش میکنن بیشک ترس از آبرو و شخصیت هست . چون به شدت زیر سوال میرن و متاسفانه بهشون بد نگاه میشه مثلا همین که تا خودش نخواد کسی نمیتونه کاری انجام بده در حالی که اصلا چنین نیست گاها دیده میشود که به بچه ها تجاوز میشه خب اون بچه چطوری میتونه خودش خخواسته باشه ؟ و خیلی چیزهای دیگه که این نظریه رو رد میکنه ولی خب بازم از ترس آبرو ترجیح میدن یا خود کشی کنن یا مرده ی متحرک باشن ولی پیگیر ماجرا نشن .امیدوارم که تونسته باشم حرفم رو درست بزنم .

    2. علیرضا نصرتی می‌گوید:

      آقا رفطار داداش من ۳ ساله تغییر کرده یعنی بهش پیش اومده؟ خب ما فعلا بریم دنبال کارای قانونی.

      مطلب جالبی بود.

    3. مهدی عزیززاده مهدی عزیززاده می‌گوید:

      سلام سعید جان متن تأمل‌بر‌انگیزی بود. تشکر. اما بنظر من بخش اعظمی میتونه ورود شبکههای ماهواره ای نه چندان مناسب باشه و همینطور فیلمهایی که متأسفانه دارند زیاد میشن. شما ببین چقدر از خانوادهها و حتی جوانان هر شب منتظرند فلان سریال از فلان شبکه ماهواره ای پخش بشه. و در این فیلمها و سریالها, چیزهایی هست که با فرهنگ و حتی مذهب ما کاملاً تناقض داره. وقتی دیده میشه خیلی راحت ازدواج میکنند, خیلی راحت طلاق میگیرند, حتی ببخشید در این فیلمها زنای محارم امری کاملاً طبیعی جلوه میکنه. خب وقتی دختران ما, پسران ما اینها رو میبینند, دیگه چه فاجعه ای از این بالاتر؟ البته شاید برخیها بگن: خب این فیلمها و سریالهای نه چندان بقول شما مناسب, نکات مثبتی هم داره! خب معمولاً سیستم انسان جوری هست که گرایش بیشتری به منفیها داره, البته در پایان این رو هم اضافه کنم که فیلمها و سریالهای ما هم باید در تولید اونها یه بازنگری‌هایی صورت بگیره تا جوان ما رغبت پیدا کنه تا مشتری شبکههای داخلی بشه, خب مطمئناً هیچیک از پدران ما یا مادران ما دوست ندارند اینگونه فیلمهای بعضاً نامناسب رو ببینند تا بچههاشون الگوبرداری کنند, اتفاقاً یه روزی با یکی از اقوام صحبت میکردم, از این سریالهایی که درش هنجار‌شکنی بیداد میکنه گِلِه میکرد, میگفت: کاش شبکههای داخلی ما سریالها و فیلمهایی خوب و فاخری تولید میکرد تا بچههای ما و حتی ما مجبور نبودیم هر روز و هر شب این فیلمهای سخیف رو تماشا کنیم. بهرحال سعید جان ممنونم از اینکه روی یکی از آسیبهای اجتماعی جامعه ما دست گذاشتی.

    4. امید بقایی می‌گوید:

      خب با سلام و دُرود خدمت تمام بچه های شب روشنی بَه بَه باز هم جناب پناهی پستی شگفت انگیز زدید و خیلی مفید اول بگم مرسی از این که هستید و بی دریق و بی ریا زحمت میکشید پست میزارید و کمک میکنید تا یه سری چیز ها دقیق تر گفته بشه و باعث آگاهی میشید و انتشار میدید ممنونم و خب در ادامه ی نظرات دوستان همونطور که آقا شهاب گفتند خیلی از این بحث ها ریشه داره در یک چیز اونم اینه که فقر فرهنگی در ایران زیاده به خصوص نسبت به این مسائل و خب آگاه سازیه عمومی و در نهایت به رشد و تعالی رسیدن در این زمینه و منطقی برخورد کردن با این ماجرا ها بسیار زمان بر هست و کار یک سال و ۲ سال نیست برخورد مناسب باید به طور ریشه ای وارد فرهنگ ما بشه اما به نظر من بدترین راه برای این ماجرا خود کُشی هست نه این که شاید با خود تون بگید رُفَقا منی که این بلا سرم نیومده درک ندارم از این ماجرا حرف الکی میزنم! نه درسته سخته اما اگه من میگم خود کُشی بد ترین راه هست به این خاطره که خداوند بزرگ رو خود کُشی خیلی سخت گرفته و گناه نا بخشودنی هست با خود کُشی به عبارت بهتر دنیای اون فرد مورد تجاوز که نابود شده با توجه به تبعات روانی و اجتماعی که تا آخر عمر با هاش هست از این رو شاید بشه گفت که تقریباً دنیاش نا بود شده البته شرکت کردن در جلسات روانشناسی و رفتن پیش مشاور متخصص خیلی میتونه به درمان کمک کنه که خب ترز گفتن این حرف ها و این که روت بشه یا نشه باز خودش یه بحث جدا داره که اون فرایندی پیچیده باشه شاید کمی واردش نمیشم چون اطلاعاتی ازش ندارم و کامِنتم طولانی شده به اندازه ی کافی شرمندم! اما کلام آخر در ادامه ی حرف های جناب عزیززاده که گفته بودند یکی از سریال های ماهواره به نام فاطما گل که ترکی هم هست برای همین موضوعی که جناب پناهی مطرح کردند بر اساس رمانی بر همین عنوان در سال ۲۰۱۰ ساخته شد و در این سریال به خوبی میبینیم نه تنها ایران درگیر این فقر فرهنگی هست در این زمینه بلکه کشور ترکیه که از ما توسعه یافته تره و حالا به طور غیر رسمی جزو اتحادیه ی اروپا قلمداد میشه هم داره با این موضوع دست و پنجه نرم میکنه این سریال هر چند نکته ی منفی داشت که خیانت رو خیلی راحت جلوه میداد اما خب اون کشور به فکر همین موضوع بود که با استفاده از این سریال فرهنگ سازی کنه که به هر حال افرادی که نا خواسته تجاوز میشه به هِ شون هم حق زندگی کردن دارند و تو اون سریال به خوبی میگفت که چه طور برند دنبال شکایت کنند نترسند پای حق و آبرو شون بمونند کامِنتم خیلی زیاد شد ببخشید باز هم ممنون!

    5. امیر رضا رمضانی می‌گوید:

      سلام
      اولین اتفاقی که باید بیفته آموزشه, هم به خانواده ها, هم به بچه ها, وقتی یه بچه و خانوادش آموزش میبینن, و به بچه یاد داده بشه همه چیزو بگه و ترس از متجاوز و اینا نداشته باشه, راحت میتونن حقشونو بگیرن
      اگه روشایه مقابله به یه بچه یاد داده بشه, متجاوز به خودش اجازه نمیده یه چنین کاری رو بکنه!

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green