على (ع ) فاتح بى بدیل میدانهاى نبرد


- 86 بازدید

ابو بصیر گوید: از امام صادق (ع ) پرسیدم ماجراى وادى یابس (بیابان شنزار) که سوره عادیات در مورد ستودن جنگاوران قهرمان اسلام نازل شده که در این وادى ، (در سال هشتم هجرت ) جنگیدند چیست ؟

امام صادق فرمود:(( اهالى بیابان یابس که دوازده هزار نفر سواره نظام بودند باهم ، پیوند محکمى و ناگسستنى بستند که همه دست به دست هم نهند و تا سر حد مرگ پیش رفته و محمد (ص ) و على (ع ) را بکشند)).
جبرئیل جریان را به رسول اکرم (ص ) اطلاع داد رسول اکرم (ص ) نخست ابوبکر را و سپس عمر را با سپاهى به سوى آنها فرستاد و آنها بى نتیجه باز گشتند.
پیامبر (ص ) این بار على (ع ) را با چهار هزار نفر از مهاجر و انصار به سوى وادى یابس رهسپار نمود.
حضرت على با سپاه خود سرازیر وادى شدند، به دشمن خبر رسید که سپاه اسلام به فرماندهى على (ع ) روانه میدان هستند.
دویست نفر از مردان مسلح دشمن ، به میدان تاختند على (ع ) با جمعى از اصحاب به سوى آنها رفتند، آنها گفتند شما کیستید و از کجا آمده اید؟ و چه تصمیم دارید؟
على (ع ) در پاسخ فرمود: (( من على بن ابیطالب پسر عموى رسول خدا (ص ) و برادر او و رسول او به سوى شما هستم ، شما را گواهى به یکتائى خدا و بندگى و رسالت محمّد (ص ) دعوت مى کنم ، اگر ایمان بیاورید، در نفع و ضرر، شریک مسلمین هستید)).
آنها گفتند: سخن تو را شنیدیم ، آماده باش و بدانکه ما تو و اصحاب تو را خواهیم کشت .
على (ع ) به آنها فرمود:((واى بر شما، مرا به بسیارى جمعیت خود و پیوند خود تهدید مى کنید ؟ بدانید ما از خدا و فرشتگان و مسلمانان بر ضد شما کمک مى جوئیم و لا حول و لا قوه الاّباللّه العلى العظیم .
دشمن به پایگاههاى خود بازگشت و مستقر شد، على (ع ) نیز همراه اصحاب به پایگاه خود رفته و مستقر شدند، وقتى که شب شد، على (ع ) دستور داد مسلمانان حیوانات خود را آماده کنند و افسار و زین و جهاز شتران را مهیا کنند و در آماده باش کامل براى حمله صبحگاهى به سر برند.
وقتى که سفیده سهحر دمید، على (ع ) با اصحاب خود نماز خواند، سپس ‍ به سوى دشمن شبیخون زد و آنچنان آنها را غافلگیر کرد که آنها تا هنگام درگیرى نمى فهمیدند که مسلمین از کجا بر آنها آنچنان سریع دست یافته اند، و آنها زیر دست و پاى سواران سلحشور اسلام در آمدند، که هنوز دنباله سپاه اسلام نرسیده بودند، پیش تازان اسلام ، جنگاوران دشمن را به هلاکت رسانده و على (ع ) شخصا هفت نفر از دلاوران پیشتاز دشمن را از پاى در آورد، در نتیجه زنان و کودکانشان اسیر شدند و اموالشان بدست مسلمین در آمد.
جبرئیل امین پیروزى على (ع ) و سپاهیان اسلام را به پیامبر (ص ) خبر داد، آنحضرت به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى ، مردم مسلمان را از فتح مسلمین با خبر کرد، و به آنها اطلاع داد که تنها دو نفر از مسلمین به شهادت رسیده اند.
پیامبر (ص ) و همه مسلمین از مدینه بیرون آمده و به استقبال على (ع ) شتافتند و در یک فرسخى مدینه با سپاه على (ع ) روبرو شدند، حضرت على هنگامى که پیامبر را دید از مرکب پیاده شد، پیامبر (ص ) نیز از مرکب پیاده شد، و بین دو چشم على (ع ) را بوسید، و مسلمنان استقبال کننده نیز مانند پیامبر (ص ) از مقام على (ع ) تجلیل کردند. و غنائم جنگى و اسیران و اموال دشمن که بدست مسلمین رسیده بود مورد تماشاى مسلمین قرار گرفت .
جبرئیل امین نازل شد و سوره عادیات (صدمین سوره قرآن ) به میمنت این پیروزى نازل کرد: و العادیات ضبحا، فالموریات قدحا، فالمغیرات صبحا، فاءثرن به نقعا، فوسطن به جمعا.
اشک شوق از چشمان پیامبر (ص )، سرازیر شد، و در اینجا بود که آن گفتار معروف را به على (ع ) فرمود:
یا على لولا اننّى اشفق ان تقول فیک طوائف من امّتى ما قالت النصارى فى المسیج عیسى بن مریم لقلت فیک الیوم مقالا لا تمرّ بملاء من الناس الاّ اخذوا التّراب من تحت قدمیک .
((اگر نمى ترسیدم که گروهى از امت من مطلبى را که مسیحیان در باره حضرت مسیح (ع ) گفته اند، در باره تو بگویند، در حق تو سخنى مى گفتم که از هر کجا عبور کنى خاک زیر پاى تو را براى تبرک برگیرند)) در آغاز سوره عادیات که به مناسبت این پیروزى نازل شده پنج سوگند است که در پنج آیه آمده و ترجمه آن را در اینجا مى آوریم : ((سوگند به اسبان دونده که به سوى میدان نفس زنان به پیش مى روند، و بر اثر برخورد سم آنها به سنگها، برق از آنها مى جهد، وصبحگاهان برق آسا بر دشمن حمله مى برند و با حرکت سریع خود ذرات غبار را در فضا مى پراکنند و دشمن را در حلقه محاصره قرار مى دهند)) پس دسته جمعى به قلب دشمن حمله ور مى شوند.

بر گرفته از کتاب داستان دوستان جلد دوم.

۳ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly



  • درباره محمدحسین قنبری

    سلام به تموم کار مندان شب روشن. واقعا که این سایت٬ دریچه به سوی نابینایان (روشن دلان) میباشد. اسم من محمد حسین و ملقب به قنبری هستم. در سال ۱۳۷۶ هجری شمسی متولد شده ام در ولایت بامیان افغانستان. در سال ۱۳۷۷ بینایی چشمانم را از دست دادم. امکان بینایی من در آن وقت خیلی زیاد بود اما به اثر جنک های داخلی نتوانستم به شهر کابل پایتخت کشور خود بیایم. برای همه دنیا ثابت است که افغانستان بسیار یک کشور جنگ دیده بوده و از این ناحیه خسارات زیادی دیده است. در سال ۱۳۷۹ و یا ۱۳۸۰ به ولایت کابل یا پایتخت کشور خود آمدیم. در سال ۱۳۸۶ شامل مدرسه شدم. اکنون کلاس دوازدهم من است و به زودی به لطف خدا و عنایات حضرت مهدی (عج) سند فراغتم را خواهم گرفت. دوست دارم گوینده در یک رادیو و یا تلویزیون باشم. دوست دارم برنامه های شعری را به پیش ببرم. خودم هم شعر میگویم البته کم کم. در دانشگاه دوست دارم رشته ادبیات دری (فارسی) را بخوانم. شاعر مورد علاقه ام پروین اعتصامی و سید محمد حسین شهریار میباشد. صدای کربلایی جواد مقدم٬ علی اصغر حکیمی و قاری محمود شحات مصری را نیز بسیار دوست دارم. شماره تماس با من: +۹۳۷۸۲۲۸۵۳۷۰ آیدی اسکایپم: همین شماره و یا نام و تخلصم به زبان انگلسی. آیدی فیسبوکم: همین شماره تماسم میباشد. در آخر از شما هم التماس دعا دارم. یا علی مدد٬
    این نوشته در مذهبی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    4 پاسخ به على (ع ) فاتح بى بدیل میدانهاى نبرد

    1. بهنام نصیری بهنام نصیری می‌گوید:

      سلام.
      تشکر برادر خوبم.
      امیدوارم همه مون بتونیم از ایشون الگو بگیریم.

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green