حضرت زینب سلامالله علیها


- 250 بازدید

به نام خدای یک تا و بی همتا
با عرض سلام خدمت همه دوستان عزیز شب روشنی
از خدای متعال آرزوی خوبی و خوشی شما را دارم
خب همه میدانیم که در این ایام، حضرت زینب سلام الله علیها نقش ارزنده ای را داشت
شاعر میگه
کربلا در کربلا میمانْد اگر زینب نبود
نینوا در نینوا میمانْد اگر زینب نبود
یعنی بعد از امام حسین علیه السلام، زینب بود که پیام قیام امام را به همه ابلاغ نمود
به همین دلیل اومدم که یه تاریخی از زندگی آن بانوی بزرگوار اسلام و قهرمان کربلا حضرت زینب سلام الله علیها را برای شما ذکر نمایم

پنجم جمادى الاولى سال پنجم هجرت، مطابق با سال ۶۲۷ میلادى، زینب (ع) سومین فرزند على (ع) و فاطمه (ع) در مدینه چشم به جهان گشود.
اسم این دختر را پیغمبر (ص) انتخاب کرد، زیرا مى‏خواست بدین وسیله یاد دختر بزرگ خود را که به این نام مرسوم بود و در هجوم دشمن جان خود را از دست داده بود، زنده بدارد. معنى این نام هم معنى بلند و زیبایى است و زینب یعنى زینت پدر.
یعنى، کسى که وجود او، فکر و فرهنگ او، اخلاق و شخصیت او، و خلاصه رفتار و اعمال او سبب زینت و افتخار و سربلندى پدر مى‏گردد.
پدر زینب امام على (ع) شخص دوم اسلام است، و مادر او فاطمه (ع) هم- همانطور که مطالعه کردیم – از نظر ایمان و شخصیت دینى در نظر پیامبر (ص) بلندمقام ترین زن عالم و بانوى برگزیده بهشتى است.
عایشه همسر پیامبر (ص) درباره فاطمه (ع) گفته است:
من هرگز کسى را که از فاطمه (ع) راستگوتر و درست رفتارتر باشد ندیده‏ام، غیر از پدر او محمد (ص).
ریشه خانوادگى زینب (ع) در تاریخ بشریت، داستان فوق العاده‏اى دارد، او نوه پیامبر (ص) و خدیجه است، و در آغوش پدر و مادرى چون على (ع) و فاطمه (ع) و در کنار برادرانى مثل حسن و حسین (ع) پرورش یافته است.
زینب (ع) هنوز شش سال تمام نداشت که خواب عجیبى دید و آن را براى پیغمبر (ص) تعریف کرد. در آن خواب اسرارى درباره وضع آینده و حوادث بعد از وفات رسول خدا نهفته بود و پیامبر (ص) آن را براى نوه خردسال خود تفسیر کرد.
در همان مدت کوتاه که زینب با جد خود رسول خدا همزیستى داشت، با توجه به هوش و استعداد نیرومندش از راهنمایى‏ها و اخلاق و رفتار شخصیت اول اسلام استفاده کرد. پس از وفات پیغمبر (ص) تا مدت ۷۵ روز هم که سایه مادرش فاطمه را به سر داشت، در آغوش مهربان و تربیت آفرین او، درسهاى فراوانى براى یک زندگى سعادتمندانه فراگرفت.
روزگار زینب در کنار مادر، همراه با وقایع و حوادث تلخى بوده است.
او گریه‏ها و فریادهاى مظلومانه و حق طلبانه مادر را مشاهده مى‏کند، او وضع بسیار ناگوارى را که به تصاحب حق امامت على (ع) انجامیده بود احساس مى‏کرد و رنج مى‏برد. و آنچه بر غمهاى او مى‏افزود، از دست دادن مادر جوانش با مرگ مظلومانه بود. مرگ مادر زینب (ع) براى او خیلى دردناک و فرساینده بود، بطورى که وى ناراحتى خود را از آن حادثه بزرگ با این عبارات بیان کرده است:
اى رسول خدا؛ اى جد بزرگوار من! واقعا امروز ترا از دست داده‏ام، زیرا پس از تو، دیگر تنها یادگار ترا هم نخواهم دید!
روزها یکى پس از دیگرى سپرى مى‏شد، اما احترام و مراقبتهاى على (ع) از دختر نوجوان خود زینب (ع) شکوه و جلال بیشترى مى‏گرفت.
تاریخ نوشته است:
هرگاه زینب (ع) مى‏خواست به زیارت مرقد جد خود رسول خدا برود، حسن و حسین دو برادر او از دو طرف او حرکت مى‏کردند و خواهر را با احترام زیاد به زیارت مى‏بردند. قبل از آن هم على (ع) کسى را مامور مى‏کرد تا چراغ حرم را خاموش کند، تا مبادا کسى که در تاریکى قرار دارد چشمش به صورت زینب (ع) بیفتد!
در روزگار على (ع) زینب (ع) دیگر بزرگ شده بود و با عبدالله جعفر پسرعموى خود، که ده سال از او کمتر سن داشت ازدواج کرد.
ثمره این ازدواج پنج فرزند به نامهاى: على، محمد، عباس، عون و ام کلثوم بود.
امام على (ع) سه شنبه بیست و سوم ذى حجه سال ۳۵ هجرت عهده دار مقام بلند امامت گردید و پس از مدتى طبق مصالحى، مرکز حکومت اسلامى را از مدینه به کوفه انتقال داد، از آن پس زینب (ع) را در حالى که همسر و فرزند هم دارد، در کوفه مشاهده مى‏کنیم، که در سایه امامت پدر براى زنان کوفه درس و تفسیر قرآن تشکیل مى‏دهد.
در مدت حدود پنج سال خلافت امام على (ع) زینب در کوفه زندگى مى‏کند، و با خدمات آموزشى و فرهنگى و مساعدتهاى مالى و امدادى خویش به مردم و مستمندان کمکهاى شایان و چشمگیرى مى‏نماید و پس از شهادت امام على (ع) در سال چهلم هجرت تا پس از شش ماهى که از مدت خلافت جانشین على (ع) یعنى امام حسن (ع) مى‏گذشت، زینب در کوفه اقامت داشت، اما پس از پذیرش مصالحه پیشنهادى معاویه از سوى امام حسن (ع) آن حضرت با سایر اعضاء خانواده خود و از جمله زینب (ع) و فرزندانش به مدینه بازگشت کردند.
اکنون سال چهل و یک هجرى است و زینب (ع) تا مدت حیات برادرش امام حسن (ع) که تا سال پنجاه هجرى ادامه داشت و نیز تا سال شصت هجرى که برادر دیگرش حسین (ع) منصب امامت را عهده دار شد و در مدینه مى‏زیست زینب (ع) هم در کنار برادر حضور داشت و از همان سال که حسین (ع) قیام اسلامى خود را بر ضد امویان آغاز کرد و مدینه را به سوى عراق ترک گفت، زینب (ع) نیز به عنوان شریک و معاون قیام به همراه حسین (ع) حرکت کرد.
این مسافرت زینب (ع) که از بیست و هشتم ماه رجب سال شصت هجرى آغاز شده بود، تا وقتى که پس از فاجعه کربلا وى به مدینه بازگشت، حدود شش ماه طول کشید. اما این مدت براى زینب (ع) به اندازه سالها رنج و فرسودگى به همراه داشت و از طرف دیگر این بانوى بزرگ، مبارزه‏ها و فداکارى‏هاى بى نظیرى صورت داد.
به حسب ظاهر چنین بود، که پس از فاجعه کربلا و شهید شدن حسین و یارانش، دشمن زینب (ع) و سایر دختران على (ع) و بازماندگان حسین (ع) را به اسارت خویش درآورده بود، اما زینب (ع) توانست از این موقعیت حداکثر استفاده را نموده و سخنرانى‏هاى عمیقى در بازار کوفه و مجامع عمومى شام به دفاع از حق حسین (ع) و افشاگرى مهمى علیه یزید و همکاران او انجام دهد.
آرى، زینب (ع) تقریبا نصف عمر خود را در مسافرتهاى انقلابى و مبارزاتى گذرانید، با علم و دانش و سخنرانیهاى عالمانه خود، فریب خوردگان و غفلت زدگان را بیدار کرد، براى حمایت از امامت و دین خداوند فداکارى‏هاى بى نظیرى انجام داد، هر کجا امام حسین (ع) رفت او را همراهى نمود، و هر کجا هم نام حسین و عاشورا و دلاورى‏ها و پایمردى‏هاى حسین (ع) به زبان جارى مى‏گردد، نام و یاد زینب (ع) نیز همراه آن برقرار است.
سرانجام این بانوى قهرمان اسلام، چهاردهم ماه رجب سال ۶۲ هجرى، در حالیکه پنجاه و هفت سال عمر پرمرارت، اما سراسر مبارزه و عظمت را پشت سر گذاشته بود، با یک دنیا افتخار و سربلندى از جهان چشم فرو بست. ?

نظر فراموش نشه دوستان عزیزم

راستی دوستان عزیزم باید بگم که من به دنبال کتاب های متنی و صوتی هستم به همین دلیل  ازتون میخوام که از طریق پروفایلم با من ارتباط بگیرید اگه کتاب داشتید. اگه کسی بود بهم کمک کنه
ثٍثمتشکرم

۷ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره محمدحسین قنبری

    سلام به تموم کار مندان شب روشن. واقعا که این سایت٬ دریچه به سوی نابینایان (روشن دلان) میباشد. اسم من محمد حسین و ملقب به قنبری هستم. در سال ۱۳۷۶ هجری شمسی متولد شده ام در ولایت بامیان افغانستان. در سال ۱۳۷۷ بینایی چشمانم را از دست دادم. امکان بینایی من در آن وقت خیلی زیاد بود اما به اثر جنک های داخلی نتوانستم به شهر کابل پایتخت کشور خود بیایم. برای همه دنیا ثابت است که افغانستان بسیار یک کشور جنگ دیده بوده و از این ناحیه خسارات زیادی دیده است. در سال ۱۳۷۹ و یا ۱۳۸۰ به ولایت کابل یا پایتخت کشور خود آمدیم. در سال ۱۳۸۶ شامل مدرسه شدم. اکنون کلاس دوازدهم من است و به زودی به لطف خدا و عنایات حضرت مهدی (عج) سند فراغتم را خواهم گرفت. دوست دارم گوینده در یک رادیو و یا تلویزیون باشم. دوست دارم برنامه های شعری را به پیش ببرم. خودم هم شعر میگویم البته کم کم. در دانشگاه دوست دارم رشته ادبیات دری (فارسی) را بخوانم. شاعر مورد علاقه ام پروین اعتصامی و سید محمد حسین شهریار میباشد. صدای کربلایی جواد مقدم٬ علی اصغر حکیمی و قاری محمود شحات مصری را نیز بسیار دوست دارم. شماره تماس با من: +۹۳۷۸۲۲۸۵۳۷۰ آیدی اسکایپم: همین شماره و یا نام و تخلصم به زبان انگلسی. آیدی فیسبوکم: همین شماره تماسم میباشد. در آخر از شما هم التماس دعا دارم. یا علی مدد٬

    این نوشته در جامعه شناسی, داستان, زندگینامه, کتاب, مذهبی, مطالب تاریخی, معرفی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    14 پاسخ به حضرت زینب سلامالله علیها

    1. مهدی بهرامی راد می‌گوید:

      سلام دوست عزیز
      ممنون از اطلاعات و پست زیبا. موفق و در پناه حضرت زینب سلام الله علیها باشید

    2. مهدی عزیززاده مهدی عزیززاده می‌گوید:

      سلام برادرم. التماس دعا. اجرت با سیدالشهدا و حضرت زینب. دستت درد نکنه خیلی مطلب مفیدی بود. موفق باشی

    3. زهرا آيت می‌گوید:

      سلام.
      منم میگم التماس دعا و اجرتون با خدا و معصومین خصوصا حضرت زینب و امام حسین علیهم السلام.

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green