به مناسبت رحلت جانسوز نبی مکرم اسلام, حضرت محمد مصطفی ( ص )


- 132 بازدید

بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام بر رسول خوبیها, سلام بر پیامبر رحمت, حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلواتالله و سلامه علیه.
سلام و درود خدا بر او که نبی مهر و رحمت است, سلام خدا بر محمد و بر خاندان پاکش باد تا همیشه.
سلام و درود به خدمت شما برادران و خواهران خودم در سایت شب روشن.
از صمیم قلب و با اعماق وجود فرا رسیدن سالروز رحلت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی ( ص ) و همچنین فرا رسیدن سالروز شهادت جانسوز امام حسن مجتبی ( ع ) را در وهله اول محضر قطب عالم امکان, حضرت صاحبالعصر والزمان, مهدی موعود ( عج ), و در وهله بعد خدمت تمامی مسلمین جهان اسلام و خصوصاً شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض میکنم.
امید آن دارم که همواره در وهله اول خودم و در وهله بعد شما گرامیان از پیروان حقیقی و شایسته ی بزرگان دین, خصوصاً بزرگوارانی که امروز متعلق به ایشان است باشیم/انشاالله.
گرامیان, بنده همانطوری که پیشتر ملاحظه فرمودید مطلبی دقایقی پیش در خصوص امام حسن مجتبی ( ع ) تهیه و منتشر کردم, با خود لحظه ای اندیشیدم و حیف دانستم که در چنین روزی که متعلق به پیامبر اعظم نیز هست مطلبی در رثای رحلت ایشان منتشر نکنم.
لذا تصمیم گرفتم از میان اشعار فراوانی که در رثای رحلت ایشان توسط شاعران خوب و ارزشی کشورمان سروده شده, ۲قطعه شعر را انتخاب و تقدیم به حضور شما نموده و از همه ی شما گرامیان التماس دعا داشته باشم/باشد که انتشار این مطالب در رثای اهل بیت عصمت علیهمالسلام خصوصاً حضراتی که امروز متعلق به این بزرگواران است اسباب رضایت و خوشنودی ایشان و سبب شفاعت آن بزرگواران در روزهای واپسین که بی‌تردید سخت و دشوار خواهد بود قرار گیریم انشاالله.
مسعود اصلانی

داغی اگر نبود که گریان نمی‌شدیم,
لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم.
       «یا ایّها الرّسول» بدون دعای تو,
از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم.
      یا اینکه گوشه چشم اباالفضل تو نبود,
ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم.
       بی حبّ خاندان تو در خانه کَرَم,
جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم.
       ما امت تو ایم و علی هم کنار توست,
آئینه ات نبود نمایان نمی شدیم.
       ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم,
ورنه شبیه نم نم باران نمی شدیم.
       هم ناله های امشب مولای امتیم,
ما سوگوار رحلت بابای امتیم.
       در جان مسلمین چو آذر گذاشتند,
بر جان شیعیان دو برابر گذاشتند.
       آه از نهاد اهل ولایت بلند شد,
بر سینه تا که داغ پیمبر گذاشتند.
       آقای من! بزرگ قبیله ز داغ تو,
بر روی خاک عرصه ی محشر گذاشتند.
       هستی گریست تا نوه هایت رسیده و,
با گریه روی سینه ی تو سر گذاشتند.
       تو باغبان امتی و جای اجر تو,
یک شاخه یاس را وسط در گذاشتند.
       با رفتنت مصیبت زهرا شروع شد,
داغ پسر به سینه ی مادر گذاشتند.
       در کوچه ها غرور علی را کسی شکست,
در کوچه بود فاطمه روی زمین نشست.

سید محمد رستگار

ماتم گرفت حال و هوای مدینه را,
پوشید کعبه رخت عزای مدینه را.
خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت,
وَز پا فکند نخل رسای مدینه را.
رُکن علی شکست ز فقدان مصطفی,
در برگرفت خاک، صفای مدینه را.
زین غم که در محاق نهان ماه یثرب است,
ابر عزا گرفت فضای مدینه را.
ای دل بیا چو شاخه حنانه ناله کن,
بنگر به ناله ارض و سمای مدینه را.
آدم گریست تا که ملائک به روی دست,
بردند سوی سدره هُمای مدینه را.
جسم نبی سه روز زمین ماند و آسمان,
سایه فکند کرب و بلای مدینه را.
بر بام بیت وحی برافراشت دست کفر,
از دود درب خانه لوای مدینه را.
دردا که جای تسلیت، از کین، عدو شکست,
آئینه رسول نمای مدینه را.
دردا که دشمنان جلوی چشم فاطمه,
بستند دست عقده گشای مدینه را.
تسکین شود مگر، دل زهرا در این عزا,
بسرود «رستگار»، عزای مدینه را.

منبع:خبرگزاری مهر
ضمن عرض تسلیت مجدد خدمت شما التماس دعا.

یک نفر این پست رو پسندیده!

Print Friendly, PDF & Email



  • مهدی عزیززاده

    درباره مهدی عزیززاده

    بنام خداوند بخشنده مهربان
    ضمن عرض سلام و درود به خدمت بازدید کنندگان
    این جانب:
    مهدی عزیززاده خرمی
    هستم
    این جانب در روز شنبه مورخ 5 آبانماه سال 1363 هجری شمسی، 27 اکتبر سال 1984 میلادی و 2 صَفَر سال 1405 هجری قمری در استان مازندران شهرستان آمل متولد شدم.
    از همان ابتدای کودکی من نابینا به دنیا آمدم.
    دوران ابتدائی را در مدرسه استثنائی دین و دانش آمل به پایان رساندم.
    سپس مقاطع راهنمایی و متوسطه و پیشدانشگاهی را مثل خیلی از همنوعانم در مدارس عادی سپری کردم.
    این جانب در سال 81 در آموزشگاه شهید مدنی آمل همگام با گروهی از همنوعانم مهارتهای ICDL را زیر نظر خانم نائیجیان گذراندم. و در پایان آن دوره در امتحان مربوطه این جانب با نمره عملی 100 و نمره تئوری 99 به عنوان نفر اول انتخاب شدم.
    بعد از آن چون آن زمان من کامپیوتری نداشتم به مدت 5 سال از رایانه به اجبار فاصله داشتم. بعدها در سال 86 با تهیه کامپیوتر و
    تهیه بستههای آموزشی و راهنمایی دوستان خصوصاً دوست و یار با وفایم آقای عادل اکبری توانستم اکثر مهارتها را بیاموزم. در همینجا بر خود لازم میدانم در وهله
    اول از سرکار خانم نائیجیان که مهارتهای پایه و اساسی کامپیوتر را به بنده آموختند و در وهله بعد از جناب آقای عادل اکبری که با صبر و حوصله در راه یادگیری
    مهارتهای بیشتر کُمَکَم کردند و از هیچ کوششی دریغ نکردند و حتی هنوز هم من از محضرشان درس میگیرم صمیمانه و متواضعانه تشکر و قدردانی کنم.
    این جانب در سال 87 در خانه نور جانبازان آمل به مدت 3 ماه به تدریس کامپیوتر به جانبازان عزیز شهرمان اشتغال داشتم. همچنین در سال 89 در مدرسه استثنائی شهرمان به تدریس رایانه
    به دانش‌آموزان پرداختم. هماکنون نیز گاهاً جسته و گریخته به طور خصوصی به برخی از بچهها کامپیوتر میآموزم یا مشکلاتشان را در این حیطه برطرف میکنم.
    این جانب پس از اتمام دوره پیشدانشگاهی در سال 82 در آزمون ورودی دانشگاه شرکت نمودم. و با رتبه 47747 مجاز به انتخاب رشته شدم اما در انتخاب رشته پذیرفته نشدم. با این
    حال امیدم را از دست ندادم و مجدداً در سال 83 در آزمون شرکت کردم و با رتبه 23000 موفق به پذیرفته شدن در دانشگاه پیام نور شهرستان محمودآباد در رشته الهیات
    و معارف اسلامی با گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی شدم. و در سال 90 موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته فوق گردیدم.
    من یک فرزند دختر به نام مریم دارم. که خیلی هم دوستش دارم!
    الآن که دارم اطلاعات بخش شناسنامه ام رو بروز میکنم مریم خانُمَم کلاس دوم دبستان رو تمام کرده و انشاالله در مهرماه امسال به کلاس سوم دبستان خواهد رفت.
    یک برادر نابینایی هم دارم اما متأسفانه خواهری ندارم البته خیلی دوست
    داشتم خواهر داشته باشم چون اعتقاد قلبی من این است که خواهر نعمتی بزرگ است چرا که میتوان در کنارش یا با حرفهایش یا با قربان صدقه رفتن برادرهایش یک تسکین
    دهنده روح و جان برایمان باشد. البته ما برادرها هم باید هوادار خواهرمان باشیم.
    میتوانید از دو راه ایمیل و تلفن همراه با من در ارتباط باشید البته من نیز مانند اکثر دوستان نابینا تلفن گویا دارم و با پیامک هم مشکلی ندارم البته کاربر
    اِسکایپ نیز هستم.
    از افتخارات معنوی من تشرف 15 مرتبه به مشهد مقدس و 4 مرتبه به حرم حضرت معصومه (سلامالله علیها) و همچنین سفر روحانی کربلای معلا میباشند.
    از غذاهای محبوبم ماکارونی و خوراک جگر البته جگر سیاه است.
    من آدم زیاد احساسی نیستم اما خیلی زود به اشخاص دلبسته شده و به آنها وابستگی عاطفی پیدا میکنم.
    به مباحث کامپیوتری و خصوصاً آموزشی در این حیطه علاقه دارم و تا آنجا که بتوانم پیگیری میکنم.
    این جانب مدت یک سال در گروه تواشیح سبحان عضویت داشتم و هماکنون مثل خیلی از همنوعانم در قرائت قرآن و خوانندگی دستی دارم.
    شاد باشید و سرفراز.
    راههای ارتباط با من: ایمیل m.azizzadeh.amol@gmail.com
    تلفن: 09114140583

    این نوشته در شعر, مذهبی, مطالب تاریخی ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    6 پاسخ به به مناسبت رحلت جانسوز نبی مکرم اسلام, حضرت محمد مصطفی ( ص )

    1. سلام. منم تسلیت میگم. شعر بسیار زیبایی بود. الهی مسیر زندگیمون محمدی بشه و بتونیم در عمل، پیامبر رو اسوه ی زندگی خودمون قرار بِدیم؛ تا زندگیمون بر اساسه دستورات پیامبر و دین اسلام بنا بشه.

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green