امام رضـا (ع)، خورشیـد عالمتـابی که در مشرق غـروب کرد


- 654 بازدید

تاریخ نگاری از زمان تولد تا شهادت حضرت امام رضا(ع) و بیان ویژگی های رفتاری آن امام همام از منظر امام هشتم(ع) همه پیروان اقلیت های دینی در جامعه حق شهروندی، زندگی، اشتغال، استفاده از کلاس درس و بحث… دارند. امام رضا(ع)، در برابر عقاید دیگران، آن هم در نهایت احترام، تنها به مناظره با دیگران بسنده می کنند و درصدد اقناع آنها مبنی بر اعلام تجلی کامل حق در دین اسلام بر می آیند.

علی بن موسی الرضا(ع) فرزند امام موسی کاظم (ع) شخصیتی بزرگوار، عالیقدر، دانا و فاضل بودند. امام رضا(ع) در یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هجری قمری در مدینه متولد شدند. ایشان در ۳۵ سالگی و با شهادت پدر بزرگوارشان، عهده دار امامت شیعیان شدند. حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی ها و رنج بسیاری را بر امام روا داشتند. حضرت رضا(ع) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند. در طول مدت ۲۰ سال امامتشان، در سه سال آخر یعنی سال ۲۰۰ هجری قمری به دعوت مامون به ایران آمدند و در خراسان ساکن شدند. ولایتعهدی امام رضا(ع) مقارن بود با پنجم رمضان سال ۲۰۱ هجری قمری. امام رضا(ع) بعد از سه سال زندگی در کنار مامون در ۳۰ صفر سال ۲۰۳ در سن ۵۵ سالگی در توس با زهری که مامون لعین به ایشان خورانید به شهادت رسیدند.

در واپسین روزهای ماه صفر، پس از سپری شدن سالگرد رحلت رسول اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع)، اینک در سوگ شهادت علی بن موسی الرضا(ع) نشسته ایم که بدینوسیله این ایام را به عموم مسلمانان بویژه شما دوستان بزرگوار تسلیت می‌گوییم.

مولای من! تو را امام غریب می‌نامند، می‌دانم بد میزبانی بودند و در مهمان‌نوازی وفا نکردند.

مولای من! بعد از گذشت روزگار، حال تو میزبان ما هستی؛ تو میزبان گریه‌ها و نیازها؛ غم‌ها و دلتنگی‌های ما هستی.
تو که غریبی را احساس کرده‌ای! حال غریبه‌ها به آستان کرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل کرده‌اند.

مولای من! می‌خواهم از زائرانی بگویم که جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند تا نفسی مهمان شوند و از می عشق تو بنوشند.

مولای من! می‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگویم که سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛
از کبوتران عاشقی که گرداگرد حرم پاک تو می‌چرخند و تو را طواف می‌کنند؛
از نسیم بگویم که بیرق گنبدت را بوسه‌باران می‌کند و عطر دلربای تو و اشک تمنای زائرانت را به اوج افلاک می‌برد.

مولای من! می‌خواهم از آسمان بگویم که هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانیه از تو جان می‌گیرد و در پیشگاه شکوه تو جان می‌دهد.

ای آفتاب مهربانی! می‌خواهم از خورشید بگویم که هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ می‌زند و از ضریح تو نور می‌گیرد.

ای حجت خدا! خوش به حال جاده که از قدوم زائرانت بغض تنهایی خود را می‌شکند و خاک پایشان را به سینه زخم‌آلود خود می‌زند که عمری است از طواف تو جا مانده است.

خوش به حال رواق‌ها، درها و دیوارهایی که از نفس مهمانانت پَِر می‌گیرند و به ضریح پاک تو می‌رسند.خوش به حال مناره‌ها و کاشی‌ها!

حال در سوگ سالروز عروج و ماندگاری جاودانه تو ای شمس‌الشموس، از راه دور به میعادگاه عاشقی تو چشم دوخته‌ایم تا از جام کرامتت جرعه‌ای بنوشیم. ما را بی‌نصیب مگردان

چشمه های خروشان ترا می شناسند
موجهای پریشان ترا می شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی جوابی
ریگ های بیابان ترا می شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا می شناسند

هم تو گلهای این باغ را می شناسی
هم تمام شهیدان ترا می شناسند

از نشابور با موجی از لا گذشتی
ای که امواج طوفان ترا می شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن ترا می شناسند

گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان ترا می شناسند

اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا می شناسند

کاش من هم عبور ترا دیده بودم
کوچه های خراسان ترا می شناسند

شعر از قیصر امین پور
.
.
.
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!

به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست
کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله “امّن یُجیب” می آید.

شعر از خدیجه پنجی

.

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلگرام: https://telegram.me/sp1000 اینستاگرام: https://www.instagram.com/saeed10055/ خوشباشید.
    این نوشته در اخبار, زندگینامه, مذهبی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    2 پاسخ به امام رضـا (ع)، خورشیـد عالمتـابی که در مشرق غـروب کرد

    1. ثنا می‌گوید:

      سلام ممنون از پست عالی تون منم تسلیت میگم دلم حرم امام رضا میخواد خوش به حال مشهد
      یه شعری برام خیلی جالب بودُ زیبا هم خونده شده واقعً معنی عمیقی داره

      بگو که سنگ حوادث از آسمان بارد
      بگو که سیل بلا رو به این دیار آرد
      شکست خورده بی دادگر چه پندارد
      بگو که کشور ما ثامِنُلحُجَج دارد
      بگو که پادِشَهِ کشور قضا این جاست
      بگو که مملکت حضرت رضا این جاست
      رضا که از کرمش شیعه آبرو مندَست
      رضا که زایر او زایر خداوندَست

      یه چیز دیگه هم که دلم میخواد بگم اینکه چه حیف و ناراحت کنندست آدمایی که میتونن به راه بیان چرا که خلیفه خدا روی زمینن ولی قدر خودشونو ندونن و ارزش خودشونو پاین پایین بیارن مثل همین مأمون

    2. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      سلام
      ثنا خانوم
      شعرتان آلی بود
      و افسوس از این نامردها که قدر امامان دانا و مهربان ما را ندانستن.
      افسوس
      افسوس

      افسوس
      افسوس

      افسوس

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green