حسنـی قصـه ها؛ به روایـت امـروزی، تـو دنیـای مجـازی


- 1,139 بازدید

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو

موی ژلی، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه
نه سیما جون، نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت: حسنی می ری به سربازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم

گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی

گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟!

نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم، درس خونم و زرنگم
اما تو چی ؟

نه کارداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه

در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو، تپل مپولو، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری، از اون بالا

نگاه می کرد تو و کوچه را
داد زد و گفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تو را بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز و تیزه
اما تو چی ؟

نه کارداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ ؟

نه جانم
چرا نمیای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب، پایین، بالا، شمال، جنوب، دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟

نه کارداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه

حسنی یهو مثه یه جت
رسید به یک کافی نت

اون شد و رفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی
علافی کرد و بازی

خوشحال و شادمونه
رفت و رسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره که می خوام اره که میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره که می خوام اره که میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو

درست و راست و ریس کرد
رفت و تو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت و شاد شد
زی ذی شد و دوماد شد

۴ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلگرام: https://telegram.me/sp1000 اینستاگرام: https://www.instagram.com/saeed10055/ خوشباشید.
    این نوشته در داستان, شاد, شعر, طنز, عاشقانه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    8 پاسخ به حسنـی قصـه ها؛ به روایـت امـروزی، تـو دنیـای مجـازی

    1. ثنا می‌گوید:

      سلام خیلی بامزه بود ولی کاش اسمش رو حسن نگذاشته بودن کاش خیلی از این لطیفه ها که فقط واسه خندست به جا این اسم مقدس یه اسمی داشت که درخور مسخره بازی بود متاسفم برا اونایی که اینا رو طرح کردند ولی جدا از این اسم باحال بود ممنونم

    2. ثنا می‌گوید:

      سلام معذرت میخوام بازم نظر میدم گفتم حالا سوِ برداشت میشه ها ولی بنظر منم هیچ کس مقصر نیست پیش اومده از اون اتفاق هایی هس که گاهی با یه چیزی مربوط میشه که نباید بشه و نمیدونم از شانسه چیه به هر حال دوستان اگه از هم انتقادی یا ناراحتی دارید سعی کنید خصوصی مطرح کنید و در صورت لزوم اینجا سوِ تفاهم رو برطرف بفرمایید بازم خیلی خیلی عذر میخوام

    3. سعید پناهی سعید پناهی می‌گوید:

      اولن سلام
      دومن این مطلب را من از سایتی برداشتم
      سومن این ی لطیفه هستش
      چهارمن من نظر شما را پاک نمیکنم
      پنجمن اصلا منظورم شما نبودین
      ششمن من اینو برا خنده گذاشتم
      هفتمن شما چرا هر چیزی را بخودتان میگیرین
      هشتمن شما دارین با این نظرتتون کفر منو در میارین
      نهمن بسته یکم خجالت بکشین
      ده کم تهمت بزنین منظور من از این مطلب برای شادی دوستان بود و بس

    4. adame fozool می‌گوید:

      سلام!.
      نه! اشتباه نکنین! دیگه نمیخوام جوک بگم! من، آدم فضول، یا همون بچه هیأتی، یا بهتر، محمد حسنی، دیگه تو این سایت هیچ فعالیتی نمیکنم و نخواهم کرد!؛ یوهههووووووووووووو!؛ راستی! یه جوک بگم با هم بخندیم!؛ من و بچه هیأتی که در واقع هر دو یه نفر بودیم، همه ی مطالبمونو از سایت حذف کردیم!؛ دست و هوررا!؛ سعید جون! نگرد که پیدا نمیشه؛ عزیزم!؛ چون برای همیشه پاک شدن!؛ خخخخخخخخ؛ این علامت خنده ی آدم فضوله!؛ لطفا شما هم بخندین که بر هر درد بیدرمون دواست!!!؛ اینو اون اوایل سعید میگفت!؛ آره! درست فهمیدین!؛ میگفت!؛ یعنی معلوم نیست دیگه بگه!؛ میدونید!، اصولا سعید از اون آدمهاست که حرفش دوتا و چندتا میشه!؛ خب سعید جون، مشکل من و بچه هیأتی بودیم که رفتیم!؛ ببینم حالا هم بازدیدت اونجوری که میخوای هست یا نه!!!؛ خوش باش با سکولاریسم و حرفهای مخالف قرآن و پیشنهادهای دوست دختر دوست پسری خانم روانشناس تو مطلب وقتهایی که نباید ازدواج کرد!!!؛ bye bye.

    5. abedi می‌گوید:

      با سلام خدمت شما آقای پناهی: به نظر من هم مطلب قشنگ و جالبی بود. حتی میخوام این مطلب رو بنویسم و برای دوستانی که از اینترنت استفاده نمیکنند.هم بخونم تا اونها هم شاد بشن. ممنون

    6. سارا بشارت می‌گوید:

      سلام سلام
      چند بار اومدم نظر ندم و رد شم
      اما واقعا نشد
      آقای حسنی بزرگوار
      این رسمش نبود اینجوری با مدیر سایت برخورد کنید
      من مطمئنم و حاضرم تضمین کنم مطلب طنزی که ایشون گذاشتند هیچ ربطی به شما و یا نظریات شما نداشت
      در ضمن شما میتونستید خصوصی با ایشون در میان بذارید نه توی جمع.
      به نظر من مطلبش خیلی هم زیبا بود
      ثنا جان،اسم حسنی برگرفته شده از همون حسنی تنبل قصه های کودکانه هست و به نظر من یه اتفاق معمولی هستش
      آقای حسنی به نظر من مؤمن واقعی کسی هست که اولا زود قضاوت نکنه ثانیا خشم خودشو فرو بده و در کمال خونسردی و لطافت حرفشو بزنه
      من هنوز موندم حدیثی که در پست وقتهایی که نباید ازدواج کرد رو که شما نوشتید چقدر سندیت داره
      من که نمیتونم باور کنم این حدیث از مولای متقیان علی علیه السلام باشه
      اینکه شما سایت رو رها کنید و مطلبی نذارید با خودتون
      من هم هر جا هستید براتون آرزوی موفقیت دارم ولی برادر بزرگم، سعی کنید زود قضاوت نکنید و حتی اگر اگر اگر حق با شماست و آقاسعید منظورشان با شما باشه این طرز جواب دادن در شأن یه مؤمن واقعی نیست
      شما باید کاری کنید که امثال من که شاید ایمانم ضعیف باشه شیفته ی اخلاق حسنه ی شما بشم و به سمت اسلام و مسلمان بودن پیش برم نه اینکه بدتر،از اسلام دور بشم
      هر کسی بیاد و جوابهای شما رو بخونه با خودش میگه اگه مسلمان واقعی کسی هست که اینقدر تند و با خشونت جواب میده همون بهتر که مسلمان نباشم
      در آخر فقط میتونم همین یه بیت رو بنویسم
      اسلام،به ذات خود ندارد عیبی،هر عیب که هست از مسلمانی ماست
      امیدوارم از حرفهای من رنجیده خاطر نشده باشید که اگر چنین باشد واقعا عذر میخوام

      در پناه حق

    7. adame fozool می‌گوید:

      به قول یه بنده ی خدایی، سلام سلام.
      خانم بشارت!؛ اولا از شما به خاطر ارائه ی دیدگاهتون متشکرم اما اینکه نمیشه مثلا شما تو یه موضوعی از من سوء تفاهمی داشته باشین و اگه مطرحش کنین بشه چه میدونم ضد اسلام و …!؛ من دیدم ایشون اولا با من اختلاف دارن، دوما مطلبمو حذف کردن، سوما یه همچین مطلب به لحاظ اخلاقی زشتی رو گذاشتن؛ چهارما دیدم با توصیف خانم درفشیان تو مطلب وقتهایی که نباید ازدواج کرد از من و نظر من تو مطلب راه هایی برای جبران شکست یا چیزی شبیه این از خودشون هم که تطابق داره پنجما وهن و زشتی مطلب بیسابقه هم که هست!؛ خب نباید یه سؤال ساده میکردم؟!؛ اون هم تو جمع که همه ی کسانی که ممکنه مثل من فکر میکنن دقیقا گوشی بیاد دستشون؟!؛ ایشون چرا باید اینقد تند میشدن؟!؛ خانم بشارت! شما هم خانم یکی از بهترین دوستان من و هم خواهر یکی از دوستان خوب دیگه ی من هستید، پارتیبازی و جانبداری بیمورد از من پیشکش، ما نخواستیم اما کاش خودتونو به اندازهی یه ثانیه دوستی من و آقا امید، جای من میذاشتین، اگه شما جای من بودین واقعا ناراحت نمیشدین؟! خوشبختانه یا متأسفانه، من و شما باز هم همدیگه رو میبینیم اما راستش از قضاوت شما تعجب میکنم!، اون خانم داره مثل چی تهمت میزنه که من مزاحمشون شدم!؛ این آقا داره به من به خاطر یه سؤال ساده توهین میکنه و میگه/خجالت بکش که سؤال میکنی!؛ اینا هیچی نیست!؛ به حرفهای بدون توهین من ایراد میگیرید؟!؛ حقا که باید قضاوت رو از شما خانمها برداشت!؛ اون اوایل که همه چی خوب بود، همین شمایی که ادعای اسلامتون میشه، اومدین و تو یه کار سؤال بر انگیز شروع کردین به گرفتن غلطهای املایی من و حالا هم که دعوا شده دم از چی درسته و چی غلطه میزنین؟!؛ هرچی از دهنتون میاد میگین و بعد میگین ببخشید که چنان شد و چنین نشد؟!؛ خیر خانم محترم!؛ مخالفم!؛ من مسیحی نیستم که اگه کسی زد اینور گوشم بگم/احسنت!؛ بیا یکی دیگه بزن اونور گوشم!؛ میگم/تو غلط میکنی که میزنی!؛ مگه آبش دادی یا نونش دادی که میزنی؟!؛ در مورد حدیث هم هرجور دوست دارید فکر کنید!؛ به اندازه ی پر پشه ای هم اهمیت نداره که افراد بیسواد البته از نظر علم حدیثی مثل من و شما چهطور فکر کنیم!؛ بابا! به خدا این توهین نیست!؛ واقعیته!؛ پیغمبر اکرم (ص) فرمودند/بپرهیزید از مزمله های لجنزار!؛ پرسیدند/منظورتان چیست؟!؛ فرمودند/دخترانی که ظاهرشان دینی و باطنشان کثیف است!!!؛ به جان مادرم قسم، نه منظورم از این حدیث خدایی ناکرده شماست و نه منظورم از اون حدیث ، که شما روش بحث دارین، کس دیگه!؛ من قد این حرفها نیستم که به شما یا خانم درفشی از این توهینها کنم و خدا رو شکر اصلا جرأت یه همچین غلطی هم ندارم اما میگم/ائمه و بزرگان از این ادبیات زیاد دارن!؛ چه خوشمون بیاد و چه نیاد؛ قرآن هم میفرماید/کسانی که تورات رو حفظند و به اون عمل نمیکنن، مثل خرهایی میمونن که دارن بار میبرن وولی نمیفهمن!؛ خب اگه از نظر شما اینا بدن میتونین مسیحی بشین!؛ یا علی!؛ نه ببخشید، یا عیسی مسیح!؛ یا روح القدس!؛ یا العیاض ب الله پدر و پسر!؛ فقط مراقب عواقبش هم باشین که اولیش ابطال خود به خودی عقدتون با آقا امیده و …
      من پیرو امامی هستم که فرمودند/انسان نه باید ظالم باشه نه مظلوم؛ چرا من باید مورد توهین واقع بشم در حالی که گناهی مرتکب نشدم؟!؛ در پایان، ناگفته پیداست که اگر به جای مثل منی مثل شمایی مورد توهین واقع میشدید، الآن ارکان آسمون به هم میریخت!؛ یا علی.

    8. Azizol lah pajoohandeh می‌گوید:

      بچه ها سلام! حرس نخورید،‏ جوش نزنید،مگه شما مسلمان نیستید،‏ هروقت ناراحت میشید،‏ این شعرو زمزمه کنید،‏ منم بچه مسلمان-‏ کتابم بوده قرآن-‏ رسولم داده فرمان-‏ به وقت صبح گاهی-‏ کنم شکر الاهی!‏

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green