سرنـوشت غم انگیـز کشتـی رافـائل (تایتانـیک ایـرانی)


- 706 بازدید

سرنـوشت غم انگیـز کشتـی رافـائل (تایتانـیک ایـرانی)

رافائل یک کشتی بود که سرگذشتی غم انگیز ولی شنیدنی دارد … در دهه ی چهل و پنجاه میلادی، با وجودی که هواپیماهای مسافربری، مسیر اقیانوس آتلانتیک را به خوبی و به سرعت طی می کردند اما در اروپا ایتالیایی ها که نمی‌خواستند شکست و ضعف خود را در صنعت حمل و نقل هوایی پذیرا شوند، به تقویت صنعت دریانوردی خویش پرداختند به همین دلیل مدیران ارشد دریانوردی ایتالیا دستور ساخت دو شاهکار را صادر کردند. شاهکارهایی که پشتوانه اش دولت ایتالیا بود و چیزی نگذشت که به یک پروژه ی ملی تبدیل شد. در واقع ایتالیایی ها در گرماگرم مسابقه ی ساخت تجهیزات و توربین ها و موتورهای غول پیکری که بویینگ ها را به هوا می فرستاد، با این دو کشتی نشان می دادند که آنها نیز قادرند پابه پای سایر اروپایی ها در صنعت جایگاهی داشته باشند و کشتی های درجه یکی را برای استفاده طبقه ی مرفه دنیا تولید کنند.

 

 

 

 

 
اتاق های خواب و سالن های تشریفات رافائل بی نهایت لوکس و شیک بودند. حداقل در هر کابین یک حمام و توالت شیک و لوکس که با مرمرهای ایتالیایی تزیین شده بود وجود داشت. در روی هر کشتی شش استخر، سه تا برای بزرگسالان و سه تا برای کودکان ساخته شده بود. سالن تفریحاتی هم ساخته شده بود که مخاطبین به محض ورود به آن، با چلچراغ های غول آسای کریستال بسیار گرانقیمتی مواجه می شدند. در کنار این ها دو سالن نمایش بزرگ هم ایجاد شده بود که در هر کدام دو تلویزیون بزرگ قرار داده بودند. این رافائل که چنین امکانات افسانه ای داشت بارها در دنیا به دلایل مختلف رسانه ای شد. از جمله در سال ۱۹۶۶ یک زن ثروتمند دو ماشین شیک و گرانقیمتش را روی عرشه ی بزرگ و وسیع کشتی آورد و در آنجا یک کورس مسابقه برگزار کرد. در سال ۱۹۷۰ هم یک کارگردان ایتالیایی قسمتی از یک فیلم سینمایی اش را در این کشتی تهیه و ضبط کرد. بعدها در همین سال بود که به درخواست عده ای از مسافرین قسمتی از سالن بزرگ نمایش کشتی تبدیل به زمین بازی اسکیت روی یخ شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

هر چند که سال ۱۹۷۰ (۱۳۴۹ ش) رافائل با یک نفتکش نروژی در اقیانوس تصادف کرد و به قول ایتالیایی ها کشتی شان چشم زخم خورد! بدبیاری و بحران گفته شد که هیچکدام از دو کشتی میکل آنژ و رافائل برای مالکینش تولید پول و ثروت نمی کردند و دولت ایتالیا با سوبسید بالایی این دو کشتی پرخرج را زنده نگاه می داشت. در واقع دولت ایتالیا برای هر مسافر رافائل ۷۰۰ دلار سوبسید پرداخت می کرد. رافائل با اینکه نُه سال بعد در سفرهای دریایی در اقیانوس های دیگر هم مورد استفاده قرار گرفت اما باز هم هزینه های گزاف و سرسام آورش به مانند خواهر دو قلویش، میکل آنژ اجازه نمی داد که این کشتی به سوددهی برسد. بحران نفت در ۱۹۷۴ (۱۳۵۴ شمسی)، باعث افزایش ۲۱۷ درصدی هزینه های کشتی برای دولت ایتالیا شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

روزنامه های ایتالیایی آغاز به انتقاد کردند و نوشتند که چرا باید پول مالیات دهندگان ایتالیایی برای “زنده نگاه داشتن خاطرات دوران عهد عتیق و رمانتیک بازی دولت” به این شکل هزینه شود. با فشار پیاپی مطبوعات بالاخره دولت ایتالیا در ۱۹۷۵ اعلان کرد که قادر نیست که برای حفظ این دو کشتی روزانه ۱۰۰ میلیون لیره پرداخت کند. در بهار ۱۹۷۵ بود که دولت ایتالیا رسماً اعلام کرد که خطوط کشتیرانی ایتالیا نمی‌تواند کمک های دولت را دریافت کند. این سخن به معنای مرگ این دو خواهر بود. در۲۱ آوریل ۱۹۷۵(دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۵۴) رافائل برای آخرین بار بدون هیچ تشریفاتی، غمگینانه بندر نیویورک را به سمت ایتالیا ترک کرد. در ۳۰ آوریل هم برای آخرین بار در بندر جنوا لنگر انداخت و بعد از ۱۱۳ بار سفر دریایی به نیویورک از حرکت کناره گرفت. سه ماه بعد هم میکل آنژ به او در بندر کم رونقی به نام لاسپیزا پیوست و هر دو درآنجا به خاموشی فرو رفتند.

 

 

 

 

 

 
در ۱۹۷۶ (تابستان ۱۳۵۵)صاحب شرکتی آمریکایی به نام “هوم لاین” حاضر شد در قبال خرید این دو کشتی مبلغ خوبی را بپردازد اما به شرطی که دولت ایتالیا اجازه بدهد این دو کشتی در همان مسیر ایتالیا، نیویورک سفر کند و از خدمه های ایتالیایی استفاده شود. اما شرکت خطوط دریای ایتالیا از آنجایی که نمی خواست بار دیگر مورد انتقاد رسانه های کشور قرار بگیرد که چرا باز این دو کشتی در ایتالیا به حرکت در آمدند، به این پیشنهاد توجه نکرد و اعلام کرد که این دو کشتی را می خواهد به بیرون کشور بفرستد. یک خرید عجیب اما چیزی نگذشت که سروکله ی خریدار دوم در پاییز سال ۱۹۷۶ (پاییز ۱۳۵۵) پیداشد: شاه ایران، محمد رضا شاه پهلوی؛ مردی که بلندپروازی هایش در دنیا معروف شده بود به طرف ایتالیایی اعلام کرد که می خواهد این دو کشتی را بخرد تا آنها را به محلی تبدیل کند که کارگران شرکت نفت، پرسنل نیروی دریایی و کارآموزان ارتش ایران در آنجا و در ایام تعطیلات و مرخصی شان استراحت کنند. خطوط دریایی ایتالیا مانعی در این معامله مشاهده نکرد. مهم این بود که کشتی از ایتالیا بیرون می رفت و جنجال معترضین خاموش می شد. بالاخره در آذر ماه ۱۳۵۵ کشتی ها به ایران فروخته شد. به نظر می رسید ایران معامله ی خوبی با ایتالیایی ها کرد. رافائل در سال ۱۹۶۵ تا ۹۰ میلیون دلار نیز قیمت گذاری شده بود اما ایتالیایی ها از سرناچاری و با توجه به شرایط اقتصادی ۱۰ سال بعد رافائل و میکل آنژ را هر کدام به مبلغ دو میلیون دلار به ایران فروختند!

 

 

 

 

 

 
بدین ترتیب دو کشتی رافائل و میکلانژ توسط ایران خریداری شد. رافائل بزرگ بود و با عظمت؛ یک کشتی با شکوه با همه امکانات تفریحی که در زمان خود نظیر نداشت. هیچ یک از کشورهای پیشرفته آن زمان نظیر آن را نداشتند. روزی که رافائل از ایتالیا به سوی ایران در حرکت بود، مردم ایتالیا با اشک رافائل را بدرقه کردند. چون رافائلی که خودشان ساخته بودند را مجبور بودند به ایران بفروشند. رافائل در میان اشک و اندوه مردم ایتالیا، ایتالیا را ترک کرد و زیبا و خرامان به سوی ایران پیشرفت و در بهار ۱۳۵۶ رافائل با ۵۰ خدمه ایتالیایی و با افزایش ظرفیت در حد سکنای ۱۸۰۰ نفر در بندر بوشهر پهلو گرفت. نخستین طرح کشتی “رافائل” در سال ۱۳۳۷ توسط ایتالیایی ها کشیده شد و رافائل به طول ۲۷۶ متر و عرض ۳۱ متر در کشور ایتالیا ساخته شد. در کشتی رافائل ۸۵۰ خروجی رادیو تلفنی، ۶ استخر شنا، ۷۵۰ کابین (در هر کابین یک حمام و توالت شیک و لوکس که با مرمرهای ایتالیایی تزیین شده بود وجود داشت)، ۱۸ آسانسور، ۳۰ سالن اجتماعات، تالار نمایشی با ۵۰۰ صندلی و باشگاه های ژیمناستیک و پرورش اندام ساخته شده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

کشتی میکلانژ هم در بندرعباس مستقر شد و از کابین های متعدد آن برای اسکان پرسنل نیروی دریایی شاهنشاهی استفاده شد. موج های دریا بوق بلند و غریبی را به گوش اهالی شهر بوشهر می رساند. مردمان بندر بوشهر وقتی از پنجره ی خانه های بافت قدیم به بیرون نگاه انداختند حیرت زده، غول سفید و باشکوهی را دیدند که به ساحل بوشهر نزدیک می شد. کسی خبر نداشت که این کشتی بزرگ و سفید که تراکم دود از دودکش های عقبش به هوا بر می خاست و بدنه اش اینچنین سفید و درخشان بود قرار است سالها مهمان ذهن و جان مردمان این شهر شود. بوشهری ها که تا به حال کشتی های زیادی را دیده بودند فوج فوج می آمدند، در ساحل جمع می شدند و با اشتیاق این کشتی زیبا را می دیدند و با زمینه ای از این کشتی عکس می گرفتند. اواخر سال ?? خدمه ایتالیایی کشتی رافائل کم‌ کم به کشورشان برگشتند.

 

 

 

 

 

بعد از انقلاب، طولی نکشید که ایران درگیر جنگ با عراق شد. این کشتی در دوران دفاع مقدس به عنوان یکی از مناطق احتمالی بمباران توسط عراق اعلام شد. به همین دلیل توسط یدک کش ۱۰۰۰ متر در کنار ساحل جابجا شد اما توسط یکی از موشکها مورد اصابت قرار گرفت و بعدها به زیر آب رفت. در سال ۱۳۶۲ بود که دو هواپیمای عراقی با چند موشک آن را هدف قرار دادند. رافائل در این حمله صدمه زیادی دید و در آب زمین ‌گیر شد. این کشتی که تا نیمه ‌ای از بدنه‌ در آب فرو رفته بود چیزی نگذشت که یک کشتی باری به نام ایران سلام با آن برخورد کرد و به بدنه اش آسیب جدی رساند.

 

 

 

 

 

بدین ترتیب کشتی اقیانوس پیمای رافائل نتوانست بیشتر از تقریبا ۷ سال در کنار سواحل بوشهر دوام بیاورد و خیلی زود به افسانه ای غریب و زیستگاه آبزیان دریایی تبدیل شد. رافائل کاملاً در اعماق خلیج فارس غرق شد و آنگاه مورد هجوم عده ای از غواصان محلی واقع شد. عده ای از این افراد که خبر از گنجینه های درون کشتی داشتند، آثار گرانبها و هنری ای که هنوز در کابین ها و سالن اجتماعات کشتی و رستوران هایش باقی‌مانده بود را به یغما بردند. در حال حاضر کشتی رافائل در ساحل بوشهر دیده نمی شود و زیر ۷ متر آب در فاصله ی ۲ کیلومتری نیروگاه اتمی قرار گرفته است. البته در همان سالها، ایتالیا، کشتی میکلانژ را خرید و به ایتالیا برگرداند.

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلگرام: https://telegram.me/sp1000 اینستاگرام: https://www.instagram.com/saeed10055/ خوشباشید.
    این نوشته در زندگینامه ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    1 پاسخ به سرنـوشت غم انگیـز کشتـی رافـائل (تایتانـیک ایـرانی)

    1. ثنا می‌گوید:

      متاسفم حیف.از این افسانه های غریب و واقعیات تلخ فراوانند
      بخش زیادی از امکانات اسطوره ها و فرهنگ ایرانی فراموش شده حق این که هست نیست
      یادم افتاد به تاریخ ایرانیان در دوران حمله مغولان رو که مطالعه میکردم چه قدر حرص خوردم از اینکه این همه کتاب و نیروی انسانی رفت که رفت

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green