پس چرا لبخند نمیزنی؟!


- 577 بازدید

تو شبکه یک یارو گفت: “اگر پول داشتم داف مدل ۵۴ مو عوض میکردم زندانیا رو آزاد میکردم”
بعد مجریه گفت: “داف مدل کامیونه اشتباه نشه”
.
.
.
بهترین راه حفظ امنیت در دستشوویی هایی که قفل نداره اینه که شیلنگو بگیری دستت هر کی اومد خیسش کنی
.
.
.
در عجبم اون زمان با یه فلاپی که ۱/۴۴ مگابایت بیشتر حجم نداشت
چیو جا به جا میکردیم دقیقا ؟؟!
.
یکی از شباهتهای اکثر خانومها اینه که طرز تهیه انواع استیک و ژیگو رو از برنامه آشپزی دنبال می کنن
آخرش شام همون کوکو سبزی رو درست میکن
.
.
.
.
.
مورد داشتیم توو پروفایلش جلوی ورزش نوشته :پاسور حکم ۴ نفره
.
.
تو ذهن شما هم ابوریحان بیرونی و بوعلی سینا و سعدی و زکریای رازی و خیام و باباطاهر قیافه هاشون یکیه :))
.
.
اونجایی که شاعر میگه : حبیبم اگر خوابه طبیبم رو می خوام! مثل این میمونه بگی : اگه خودت نمیتونی بیای ، بگو دوستت حتما بیاد :)))
.
.
.
.
.
.
.
.
دقت کردین وقتی بچه خوابه دلتون می خواد بیدار شه، اما وقتی بیداره دوست دارین بخوابه ؟
.
.
مامانم زنگ زده مغازه میگه داداشت اونجاس هنوز؟ میگم نه چن دقیقه پیش رفت. میگه یعنی کلا رفت؟!! گفتم نه هنوز نصفش اینجاست 😐
.
.
اینقدر بدم میاد از اینایی که باهاشون چت میکنی وقتی چت تموم میشه میخوان برن بخوابن میگن خب دیگه شب بخیر، زرتی یهو آف میشن! آیا نباید صبر کرد تا جواب شب بخیر را شنید؟ آیا طرف مقابل ساقه ی کرفس است؟ والا به خدا
.
.
.
من هروقت خیلی خوشحال می‌شم وسطش یکم فک می‌کنم ببینم کجای کار می‌لنگه که من انقدر خوشحالم اصولا باید یه ضدحالی باشه توش، نمی‌شه همینجوری که
.
.
اگه نصف این پشتکاری که تو پیگیری سریالهای کوزی گونی و آوای باران دارم رو تو درس خوندن داشتم الان عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف بودم
.
.
.
.
.

دقت کردی وقتی ایرانیا میرن خارج سریع پاچه شلوارشون آب میره؟
.
.
.
.
اعتراف می کنم نصف “آره یادم میاد” هایی که گفتم چاخان بوده. حوصله نداشتم طرف تعریف کنه !
.
.
هیچی به اندازه ی گفتن جمله ی “تموم شد؟” نمیتونه بعد از یه جوک بی مزه، طرف رو نابود کنه
.
.
اگه باتری موبایلت خوب شارژ نگه می‌داره، به جای اینکه به جون کارخونه سازنده دعا کنی یه فکری به حال تنهاییت بکن بدبخت!!
.
.
.
.
بدترین درخواستی که یک دختر میتونه از دوست پسرش داشته باشه، اینه که پاشو کنه تو یه کفش که باید تو فیسبوک Relationship بزنیم !! الان من تو این وضعیت قرار گرفتم هر هفتاشونم گیر دادن دیوثا
.
.
دختره اومده بود مغازه دوستم، گفت سی دی آهنگم رایت میکنید؟ گفتم آره، چه سبک آهنگی مد نظرتونه؟ گفت ” یه سی دی آهنگ بیصدا میخواستم “. منظورش بی کلام بود. منم یه سی دی خام بهش دادم بره گوش کنه حالشو ببره
.
مرد باید جوری عطسه کنه که همسایه ها از چهار طرف با هم بگن عافیت باشه :))))
.
.
رئیس بانک مرکزی اعلام کرد: ما دیگه ارزی نداریم! شما امری ندارید؟
.
.
اگه میخواین شاد بشین , مثل گلها وا بشین , بیایین با هم بشینین یه لازانیای زرماکارون بخورین…….!!!!! [شبکه تهران – برنامه کودک رنگین کمان – همین الان
.
دخترهایی که با یکی دوست هستن، بعد یهو خبر عقدشون با یکی دیگه میرسه، منو یاد رونالدینو میندازن که به راست نگاه میکنه ولی به چپ پاس میده!
.
.
.
.
.
تو خونه ما عطسه کنی کسی نمیگه عافیت باشه، همه میگن بیا لخت گشتی سرما خوردی !
.
.
.
پسرا بترسید
یه دختر وقتی با شکستن یه ناخنش ٩ تای دیگه رو کوتاه میکنه ، ببین وقتی دلش بشکنه چی کار میکنه
با ٩ تا از دوس پسراش کات میکنه
.
.
.
به راننده تاکسی پول دادم
برگشت گفت یه نفری؟؟ گفتم خیلی وقته….
گفت خفه شو بابا خورد بده پول خورد ندارم
.
.
.
.
تنها در این صورت ما نسبتا راضی خواهیم بود و دیگر غر نمی زنیم :

دمای هوا حدود ۲۲ درجه سانتی گراد باشد ولی برف هم باشد که بتوانیم اسکی کنیم و گرم هم باشد که بتوانیم شنا کنیم.

باران نم نم به صورت رمانتیک بیاید (حدود هفت عصر) ولی باد نیاید چون باد خیلی مزخرف است!

کوههای شمران و سواحل طلایی اقیانوس آرام، آبشار نیاگارا، صحرای دوبی و رودخانه سن یکجا باشد با چند تا پل خواجو و اپرا هاوس.

رستوران مکدونالد و KFC و البرز و فری کثیف همزمان باشند ولی خورش قرمه سبزی و پیاز هم بفروشند به همراه شله زرد و قلیان.

ما را به واسطه دانش و تخصص مادرزادیمان رو هوا بزنن و شغل مدیریتی عالی با حقوق وحشتناک بالا پیشنهاد کنند.

کیفیت اجناس در حد آلمان ولی قیمت در حد چین باشد، خصوصا آب و برق و گاز خیلی ارزان باشد تا ما در خانه راحت باشیم.

مالیات از ما نگیرند نامردا!! ولی امنیت عالی باشد و شهر خیلی تمیز، و سرویس عمومی عالی.

هندی و چینی و کلا آفریقایی و آسیایی آنجا نباشد( غذاشون بوی بد می ده)، فقط نژاد غربی بلوند با قد های بالای ۱۸۰ و بیشترشان خانم و جوان باشند.

در ضمن باید عاشق نژاد آریایی ایرانی ها باشند و کوروش کبیر را به خوبی پدرشان بشناسند و به زبان فارسی کاملا مسلط باشند.
اصلا زبان رسمی فارسی باشد

کشور پیشرفته باشد در حد ناسا ولی تعطیلات رسمی بیشمار داشته باشد و ساعت کاری کم.

دمکراسی کامل برقرار باشد تا ما بتوانیم جشن هالووین و سپندارمذگان و والنتین و عید غدیر و نوروز را برگزار کنیم و محرم هم تا پاسی از شب طبل بزنیم و قرمه سبزی و قیمه بخوریم.
لطفا” گوشت و ته دیگش رو بیشتر کنن

قانون های دست و پاگیر نباشد، مثلا مجاز باشیم با هر سرعتی و حتی در حال مستی رانندگی کنیم چون ما باور داریم که در این حالت رانندگی مان بهتر هم می شود.

اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده!

Print Friendly, PDF & Email



  • سعید پناهی

    درباره سعید پناهی

    با سلام. بنده سعید پناهی هستم. متولد 9 اسفند سال 1375. از علایقم میتونم بگم به اینترنت, مبایل, موزیک, بازیهای نابینایی,گوش کردن به رادیو و نمایش رادیویی و و و خعععععیلی چیزهای دیگه اشاره کنم. کلا با همه چی حال میکنم. رفیق بازم, و رفیقهای ثمیمی را بیشتر از داداشهای نداشتم, دوست دارم. زاده ی استان زنجانم و از 1 سالگی در کرج یا همون استان البرز زندگی میکنم. در حال تحصیل در مقتع کارشناسی علوم تربیتی هستم. عاشق مطالعه صفحات اینترنتی هستم. پیگیر اخبار علم و فناوری هستم. به علاوه که در اسکایپ هستم, تو واتساپ و تلگرام و اینستا هم هستم. خخخ. کلا مسنجر بازم. فکر کنم هدفم کلا از اندروید خریدن همین بوده. اردیبهشت 92 با ی n73 وارد دنیای نت شدم. و اون وقتها 3g و این حرفا نبود با gprs آهنگ دانلود میکردم. بعد توسط معرفی یکی از دوستانم با سایتهای نابینایی آشنا شدم. بعد مهر ماه بود که دیگه ماهور خریدم, باورتون نمیشه من تا مهر 92 هنوز صفحهخان فارسی نداشتم. با این که از سال 83 پای کامپیوتر بودم. میدونین چرا؟ چون اون وقتها نت نمیرفتم. بعد از مهر ماهم اسکایپ نصب کردم و کم کم همه را add کردم و با همه آشنا شدم. عاشق گفت و گو تو اسکایپ بصورت صوتی هستم. کمو بیش چت هم دوست دارم. بعد اوایل آذر ماه بود که تصمیم گرفتم ی سایت بزنم, اول چنتا بلاگ تست کردم, خوشم نیومد. بعد کم کم بسرم زد, برم رو وردپرس. بعد به کمک آقای سعید درفشیان اینجارو بنا کردیم. روز 17 آذر 1392 بود که اینجارو بنا کردیم. اون وقتها زیاد اینجا کسی نمیومد. بعد دوستان کم کم با اینجا آشنا شدن. و الان هم که دیگه ی خانواده ی بزرگ شدیم به نام, شب روشن. اینجا ی سریها بهم مدیر ارشد هم میگن. اما خودم قبول ندارم. ی نو گرداننده میشه اسممو گذاشت. بیخودی هندونه تو پاچمون میکنن ههه. من تقریبن 10 درصد بینایی دارم. و از خط بریل استفاده میکنم. فقط 5 سال ابتدایی را در مدرسه ی پویا مخصوص نابیناها و کم بیناها درس خوندم. بعدش دیگه بصورت تلفیقی در مدرسه ی عادی مشغول به تحصیل شدم. راستی یادم داشت میرفت, جهت تماس با من میتونین از راه های زیر استفاده کنین. ایمیل: saeedpanahi2200@gmail.com اسکایپ: saeed-panahi تلگرام: https://telegram.me/sp1000 اینستاگرام: https://www.instagram.com/saeed10055/ خوشباشید.
    این نوشته در شاد ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    4 پاسخ به پس چرا لبخند نمیزنی؟!

    1. حنانه می‌گوید:

      تمام شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      رسیدم به آخرش یادم رفت اولش قرار بود به چیا بخندم حالشم ندارم دوباره از اول بخونم ولی جالب بود و لطف کن اگر کوپی پیست میکنی حواست باشد فحشهاشو پاک کن وچند تا……بگذار

    2. حسن ذوالفقاری می‌گوید:

      سلام. خیلی باحال بود. فقط من نمی فهمم. واقعا جریان برنامه ی کودک رنگینکمان به این چیزا هم می پردازه یا همش خالی بندی بود؟

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green