داستانهای ناب/بخش دهم


- 529 بازدید

سلام دوستان.

امیدوارم حالتون خوب باشه.
تو این پست با داستانهای ناب بخش دهم در خدمتتون هستم.
چون یکم طولانی هست نمیخوام وقتتونو بگیرم فقط ی چیز بگم بعدش بریم سر داستان.
من از همه ی عزیزانی که از پستهای داستانهای ناب بازدید کردند و کامنت دادند تشکر فراوان میکنم و خیلی خوشحالم که مورد پسند عزیزان قرار گرفته اند. به همین دلیل من میخوام داستانهای ناب رو به صورت بیست قسمت تقدیمتون کنم. باز هم از شما ممنونم.
امیدوارم این قسمت هم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیره.
میریم سر داستان.
*
*
*.
خانمی‌۳ پیر مرد جلوی درب خانه اش دید.
– شما را نمی‌شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل.
اگر همسرتان خانه نیستند، می‌ایستیم تا ایشان بیایند.
همسرش بعد از شنیدن ماجرا گفت: به داخل دعوتشان کن.
بعد از دعوت یکی از آنها گفت: ما هر ۳ با هم وارد نمی‌شویم.
خانم پرسید چرا؟
یکی از آنها در پاسخ گفت: من ثروتم، آن یکی موفقیت و دیگری عشق است. حال با همسرتان تصمیم بگیرید کدام یک از ما وارد خانه شود.
بعد از شنیدن، شوهرش گفت: ثروت را به داخل دعوت کن. شاید خانمان کمی بارونق شود.
همسرش در پاسخ گفت: چرا موفقیت نه؟
عروسشان که به صحبت این دو گوش می‌داد گفت چرا عشق نه؟ خانمان مملو از عشق و محبت خواهد شد.
شوهرش گفت: برو و از عشق دعوت کن بداخل بیاید. خانم به خارج خانه رفت و از عشق دعوت کرد امشب مهمان آنها باشد.
۲نفر دیگر نیز به دنبال عشق براه افتادند. خانم با تعجب گفت: من فقط عشق را دعوت کردم!
یکی از آنها در پاسخ گفت: اگر ثروت و یا موفقیت را دعوت می‌کردید، ۲ نفر دیگرمان اینجا می‌ماند. ولی هرجا عشق برود، ما هم او را دنبال می کنیم

۳ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email



  • درباره ابوالفضل سعيديفر

    ِی کریمی که بخشنده ی عطایی، و ِی حکیمی که پوشنده ی خطایی، و ِی صمدی که از ادراکِ خلق جدایی، و ِی احَدی که در ذاتُ صفات، بی همتایی، و ِی خالقی که راهنمایی، و ِی قادری که خدایی را سزایی؛ جانِ ما را خود دِه، و دلِ ما را هوای خود دِه، و چشمِ ما را ضیای خود دِه، و ما را آن دِه که آن بِه، و مَگُذار ما را به کِهُ مِه. به نامه خدا. ابوالفضله سعیدیفر، متولده ساله 1380 هستم. در شهرستانه ساوه، واقع شده در استانه مرکزی زندگی میکنم. هم اکنون، مشغول به تحصیل در پایه ی دهم هستم. علایقه من، خدمت به همنوعان، آموختنه زبانه انگلیسی، خواندنه اشعاره زیبا، رمان و فیلمهای جذاب، یادگیریه بیشتره کامپیوتر و موبایل و تا حدودی بازیهای کامپیوتری هستند. از اینکه در کناره شما هستم، خرسندم و آرزوی پیروزی، موفقیت، شادکامی، سربلندی، سر افرازی و عاقبت بخیری برایه همه ی شما، دوستانه محترم دارم. راههای ارتباطی، تنها در صورته نیاز: ایمیل: abolfazl.saeedifar80@gmail.com اسکایپ: abolfaz122l . خدانگهدار.
    این نوشته در حرفای خودمونی, داستان, دسته‌بندی نشده ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

    7 پاسخ به داستانهای ناب/بخش دهم

    1. سلام ابوالفضل جان واقعا هرجا عشق باشه به دنبالش موفقیت و ثروت هم هست ممنون از داستان آموزنده ات خیلی جالب بود

    2. سلام عزیزم.
      مرسی نظر لطفته که کامنت دادی.
      فدات.

    3. شهاب می‌گوید:

      سلام ابوالفضل جان یا امیر محمد خخخ
      مرسی خیلی عالی بودن

    4. سلام شهاب.
      مرسی که اومدی و کامنت دادی
      موفق باشی.

    5. علیرضا نصرتی می‌گوید:

      من از همه ی قسمتهاش خوشم میاد خیلی آموزنده هستن
      آلی بود

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    Question   Razz  Sad   Evil  Exclaim  Smile  Redface  Biggrin  Surprised  Eek   Confused   Cool  LOL   Mad   Twisted  Rolleyes   Wink  Idea  Arrow  Neutral  Cry   Mr. Green