بایگانی نویسنده: محمدحسین قنبری

درباره محمدحسین قنبری

سلام به تموم کار مندان شب روشن. واقعا که این سایت٬ دریچه به سوی نابینایان (روشن دلان) میباشد. اسم من محمد حسین و ملقب به قنبری هستم. در سال ۱۳۷۶ هجری شمسی متولد شده ام در ولایت بامیان افغانستان. در سال ۱۳۷۷ بینایی چشمانم را از دست دادم. امکان بینایی من در آن وقت خیلی زیاد بود اما به اثر جنک های داخلی نتوانستم به شهر کابل پایتخت کشور خود بیایم. برای همه دنیا ثابت است که افغانستان بسیار یک کشور جنگ دیده بوده و از این ناحیه خسارات زیادی دیده است. در سال ۱۳۷۹ و یا ۱۳۸۰ به ولایت کابل یا پایتخت کشور خود آمدیم. در سال ۱۳۸۶ شامل مدرسه شدم. اکنون کلاس دوازدهم من است و به زودی به لطف خدا و عنایات حضرت مهدی (عج) سند فراغتم را خواهم گرفت. دوست دارم گوینده در یک رادیو و یا تلویزیون باشم. دوست دارم برنامه های شعری را به پیش ببرم. خودم هم شعر میگویم البته کم کم. در دانشگاه دوست دارم رشته ادبیات دری (فارسی) را بخوانم. شاعر مورد علاقه ام پروین اعتصامی و سید محمد حسین شهریار میباشد. صدای کربلایی جواد مقدم٬ علی اصغر حکیمی و قاری محمود شحات مصری را نیز بسیار دوست دارم. شماره تماس با من: +۹۳۷۸۲۲۸۵۳۷۰ آیدی اسکایپم: همین شماره و یا نام و تخلصم به زبان انگلسی. آیدی فیسبوکم: همین شماره تماسم میباشد. در آخر از شما هم التماس دعا دارم. یا علی مدد٬

استقلال افغانستان:



سلام و احترام خدمت تموم شما شب روشنی های عزیز. ادامه ی مطلب… اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در اخبار, اطلاع رسانی, جامعه شناسی, حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, طبیعت و جغرافیا, علمی, مطالب تاریخی | پاسخ دهید:

بزرگ زاده



نام حاتم طائى را همه شنیده اند. حاتم از بزرگان عرب و مردى بلندنظر و بسیار سخى الطبع و دست و دل باز بود او هر روز دستور مى داد شترى طبخ کنند تا هر کس از راه مى رسد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در حرفای خودمونی, داستان, علمی, کتاب, مذهبی, مطالب تاریخی | ۲ پاسخ

یک ازدواج عجیب:



ابوحمزه ثمالى مى گوید: در خدمت امام باقر علیه السلام نشسته بودم که خادم حضرت آمد و براى مردى اجازه ورود خواست ، و امام نیز اجازه داد وارد شود. مرد تازه وارد سلام کرد و حضرت جواب داد و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی, مطالب تاریخی | برچسب‌شده , , , | ۵ پاسخ

توبه نصوح:



نصوح مردى بدون ریش ؛ همانند زنان بود. دو پستان داشت و در یکى از حمامهاى زنانه زمان خود کارگرى مى کرد. او کیسه کشى و شستشوى این زن و آن زن را بر عهده داشت . به اندازه اى … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , | ۴ پاسخ

على (ع ) فاتح بى بدیل میدانهاى نبرد



ابو بصیر گوید: از امام صادق (ع ) پرسیدم ماجراى وادى یابس (بیابان شنزار) که سوره عادیات در مورد ستودن جنگاوران قهرمان اسلام نازل شده که در این وادى ، (در سال هشتم هجرت ) جنگیدند چیست ؟ ادامه ی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مذهبی | ۴ پاسخ

اولین آپلود فایل صوتی من: دانلود دکلمه از خودم:



سََََََََََلااااام خدمت تموم شب روشنی های عزیز. ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در پیامک, حرفای خودمونی, خاطرات, دانلود, درد دل, شعر, صوتی, عاشقانه | ۶ پاسخ

هند جگرخوار:



پیش از طلوع آفتاب جهانتاب اسلام ، سراسر گیتى و مخصوصا شبه جزیره عربستان در آتش فساد اخلاق مى سوخت . مردم این منطقه که به کلى از آداب دینى و تعالیم انبیاء دور بودند، از دست زدن به هر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | یک پاسخ

ارزش خوشحال کردن مؤمن:



زمان امام صادق علیه السّلام بود شخصى بنام ((نجاشى )) استاندار اهواز و فارس بود، یکى از کشاورزهاى قلمرو حکومت او به حضور امام صادق (ع ) آمد و عرض کرد: ((در دفتر مالیاتى نجاشى ، مبلغى را به نام … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, گفت و گو, مذهبی, مطالب تاریخی, معرفی | ۴ پاسخ

از نامه های امام علی (ع) به محمد ابن ابوبکر:



اخلاق اجتماعی ادامه ی مطلب… یک نفر این پست رو پسندیده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در گفت و گو, مذهبی, معرفی | ۲ پاسخ

تو ندیدی:



شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشد؟ ادامه ی مطلب… اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در درد دل, شعر, عاشقانه | برچسب‌شده , , | ۶ پاسخ

نابینای بینا:



واقعه جان سوز کربلا که طى آن امام حسین علیه السلام سالار شهیدان کربلا و برادران و جوانان و یاران فداکارش با جان بازى خارق العاده خود صفحه درخشانى بر تاریخ انسانیت افزودند، به پایان رسید. ادامه ی مطلب… ۴ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, مذهبی, مطالب تاریخی | برچسب‌شده , , , , | ۳ پاسخ

اسکایپم پریده کمکم کنید



سلام ادامه ی مطلب… اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در اینترنت, پیامک, حرفای خودمونی, خاطرات, درد دل, دسته‌بندی نشده, رایانه | برچسب‌شده , , | ۱۰ پاسخ

من یک نابینا هستم:



من یک نابینا هستم! ادامه ی مطلب… یک نفر این پست رو پسندیده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در حرفای خودمونی, درد دل, شعر, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , | ۸ پاسخ