بایگانی دسته: خاطرات

جواد ایزدی عزیز روحت شاد و یادت گرامی باد



أنا لله وأنا ألیه راجعون. ادامه ی مطلب… ۸ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, خاطرات | ۶ دیدگاه

تجربه اول من از مکانیکی ماشین: نظر شما چیه؟



سلام. من خوبم شمام خوبین که دارین این پستو میخونید پس یه راست میریم سر اصل مطلب. سه شنبه ۴ تیر: ساعت ۸ صبح من رفتم برا امتحان (ترجمه متون اقتصادی) و امتحان به خوبی و خوشی تموم شد. ادامه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, سرگرمی, مسائل مربوط به نابینایان عزیز, نظر سنجی | برچسب‌شده | ۱۸ دیدگاه

من و خاطره بازی یهویی



بنام خدا عرض سلام و ادب با آرزوی بهترین ها برای شما بهترین ها امید که هر کجا هستید لبتون خندون و دلتون شاد باشه دوستان یکی از دوستان ما مسابقه طنزی به مناسبت بزرگداشت عبید زاکانی در فیسبوک برگزار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, طنز, مسابقه | برچسب‌شده , , , , | ۴ دیدگاه

درخواست برای تهیه نسخه جدید برنامه AutoTTS



با عرض سلام و ادب به خدمت شما دوستان گرامی. دوستان ضمن آرزوی اینکه حال همه تون خوب باشه و سلامت باشید, میرم سر اصل مطلب: عزیزان, من چون مانند خیلی از دوستان به صدای ادامه ی مطلب… ۸ نفر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اندروید, اینترنت, تلفن همراه, حرفای خودمونی, خاطرات, درد دل, فناوری اطلاعات, مسائل مربوط به نابینایان عزیز, نرم افزار, نرم افزارهای نابینایان | برچسب‌شده , , , , | ۹ دیدگاه

احمد آموزی! درس اول. لمس اجناس فروشگاه.



هوا نسبت به دیروز گرمتر شده و نمیتونم با کت بگردم. آره! تصمیم خوبیه. بهتره تا سرِ کوچه نرسیدم، یه دورِ پلیسی نصفه بزنم و یه تیکاف بزنم تا خونه، کُتو بذارم و اونوقت بیام بیرون. به راه افتادم. صدای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۲۰ دیدگاه

آیا رفتار من اشتباه بوده!!!؟



– الو سلام. – – سلام بفرمایید. – – رستوران …؟ – – بله امر بفرمایید قربان. – – ببخشید غذا چی دارید؟ ادامه ی مطلب… ۱۱ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

منتشرشده در آشپزی, اقتصادی, حرفای خودمونی, خاطرات, گفت و گو, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , | ۱۶ دیدگاه

اتفاقی به وسعت ۲۵ سال. بالاخره شد اونچه سالها پیش باید میشد.



سلام. اگه علاقه ای به خوندن پستهای داستانی و خاطره وار ندارید، به هدینگ آخر و کامنتها برید دستتون میاد چی شده. دستِ کم خیلیاتون میدونید که من و محمد عسکری خودمون داریم ماراتون پذیرش آموزش و پرورش رو طی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, گفت و گو, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۳۶ دیدگاه

سورپرایز، سورپرایز، سورپرایز! به جشن عروسی شهاب فروزش و همسر محترمشون خوش اومدید. عروس و داماد، مخصوص وارد شن که هدیه داریم.



ماشین عروس، بعد از دور دور کردن تو خیابونای گرمِ اهواز، سر کوچه میرسه. بقیه هم به دنبالش میان و به حوالی مراسم می رسند. بوق زنان میرن و جلوتر از ماشین عروس، پیاده می شن و منتظر میمونن که … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, حرفای خودمونی, خاطرات, دانلود, شاد, صوتی, گفت و گو, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , , , | ۵۴ دیدگاه

اولین پست من و معرفی ی خودم



با ارض سلام خدمت شب روشنیهای گل. ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, گفت و گو, معرفی | برچسب‌شده | ۶ دیدگاه

تشکر همه ی شب روشنیا از بر و بچه های عمومی نویس سایت



سلام. حالتون چطوره. خوبین آیا؟ سلامتین؟ گرمه. نه؟ اووووووووووووففففففففففففففففف. آقا وجدانا تو این پست کامنت ندید نامردیه. میخوایم تو این پست از تک تک کسایی که پست عمومی دادن تشکر کنیم. اونا نباید یادشون بره که خودشون شب روشنو سرپا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, حرفای خودمونی, خاطرات, درد دل, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , | ۱۰ دیدگاه

دیوانه چو دیوانه ببیند، دیوانه تر شود، وانگهی دریا شود! بیا تو بابا نمیدونم عنوانو چی بذارم خو.



همش با خودم کلنجار میرم که یه پرده برا این اتاق بیصاحابم بگیرم. لا مذهب ساعت هفت و نیم صبح که میشه، خورشید عین یه آهن که از رو کوره برداشته باشی، کیلید میکنه رو ما. رو پهلو راست بخوابی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل | برچسب‌شده , , , , | ۲۰ دیدگاه

بهانه ای زیبا برای جلوگیری از موفقیت نابینایان در آزمون استخدامی! جا به جایی محرز گزینه ها در سؤالات بریل



سلام. امیدواریم که حالتان خوب باشه. حال نمیده رسمی بنویسم. میخوام خودمونی بنویسم. دیروز منم عین همه تون ساعت هشت صبح رفتم آزمون. خب اولین بار بود که آزمون توی سالن ورزشی شهرداری محمدیه برگزار شد. خخخخ. ذوق داشتم. همش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, حرفای خودمونی, خاطرات, درد دل, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | ۳۰ دیدگاه

گفتگویی خودمونی یا درددل مشترک



بسم الله الرحمن الرحیم سلام به همه دوستان بزرگوار. امیدوارم همگی خوب و هدفمند باشید. می خواهم کمی سرتان را با حرفهایم درد بیاورم. مدتهاست پراکنده گویی نکرده ام و حالا شروع می کنیم: اواسط بهمن ماه سال گذشته بود … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اطلاع رسانی, اقتصادی, حرفای خودمونی, خاطرات, درد دل | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | ۴ دیدگاه

خداحافظی موقت تا پایان آبان ۹۷



سلام و وقتتون بخیر. شاید باید زودتر این پستو می دادم. اما خب امید داشتم یه کم کارم کمتر بشه و نیازی به این خداحافظی نباشه. اما خب نشد. ادامه ی مطلب… ۸ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, درد دل | ۷ دیدگاه

تجربه من از کار کردن با سرویس چاپار: سرویس ایمیلی ایرانی



بنام هستی بخش یکتا سلام, سلام و درود به خدمت شما مخاطبین سایت شب روشن امید که حال و احوالتون خوب باشه و سالم و سلامت باشید, در همین ابتدای مطلب, گرامی میداریم یاد و خاطره شهدای حادثه ۶بهمن سال … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اطلاع رسانی, اینترنت, ترفند, حرفای خودمونی, خاطرات, درد دل, رایانه, شاد, فناوری اطلاعات, گفت و گو, معرفی | برچسب‌شده , , , , | ۹ دیدگاه

کمی حرف و یک فراخوان از دوستان گل گلاب



بسم الله الرحمن الرحیم بعد از سلام و ادب و چطورید و خوبید آیا و من بهترم و اوضاعتون چگونه است و اینا میرم سر اصل مطلب دیروز یک فیلم کوتاه کمتر از پنج دقیقه ای دیدم و شنیدم. خلاصش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اخبار, اطلاع رسانی, جامعه شناسی, حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, روان شناسی, سرگرمی, گفت و گو, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , | ۴ دیدگاه

قرآن با طعم نوجوونی. خیلی بهم چسبید.



سه شنبه ی هفته ی پیش بود. سیآبان. از بچه های پایه ی نهم خواسته بودم یه فعالیت قرآنی انجام بدن که براشون یه نمره در نظر بگیرم. منتها شرط این فعالیت اینه که حتما توش خلاقیت باشه و کاری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, سرگرمی, مذهبی, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , | ۲۲ دیدگاه

عروسی داریم عروسی. اگه میخوای بدونی عروسی کیه بیا داخل



سللللااااااااااااااااااام خدمت بر و بچ باحال شب روشن. خب حال و احوالات چطوره؟ ادامه ی مطلب… ۱۸ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, حرفای خودمونی, خاطرات, شاد, شعر, عاشقانه, مسائل مربوط به نابینایان عزیز | برچسب‌شده , , , , , , , | ۳۷ دیدگاه

دانلود ثمره ی یک ماه کار آزمایشی من در دار القرآن یاسین، همخوانی سوره ی فجر توسط قرآن آموزان نوجوان.



چند ماهی بود که حقوق مدرسه کفاف کارام نبود. قسط خونه رو که میدادم، دیگه حقیقتش چیزی برام نمی موند. به قول مادرم، اینقده کله شق هستم که نمیخوام از کسی پول بگیرم. حتی قرضی. ادامه ی مطلب… ۸ نفر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, دانلود, درد دل, صوتی, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , | ۱۷ دیدگاه

از قیژ قیژِ رگای سلول خاکستری مغزم، تا قانون جاذبه



سلام. آقا اگه دستتون به این پشه هه رسیدا، طوری بزنیدش که دیگه پشه گری رو از یاد ببره. من نمیدونم این لا کردار چه خصومتی با من بدبخت بیچاره داره، که روز و شب داره رو بیصاحاب بدن ما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در حرفای خودمونی, خاطرات, داستان, درد دل, طنز | ۲۲ دیدگاه