بایگانی برچسب: s

مجلس دهم: پدر، عشق و پسر



بسمه رب والشهدا والصدیقین ادامه ی مطلب… اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | یک پاسخ

مجلس نهم: پدر، عشق و پسر



امشب به قدر مجموع شبهای گذشته، از تو طاقت و تحمل می طلبم. دیشب که تو از هوش رفتی، با خودم می گفتم که کاش من در همان کربلا جان می سپردم و بار سنگین این روایت را بر دوش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | یک پاسخ

مجلس هشتم: پدر، عشق و پسر



علی آشکارا سبکتر شده بود. من که حامل او بودم و مرکب و مرکوب او، به وضوح این سبکی را در می یافتم. ادامه ی مطلب… اولین کسی باشید که این پست رو میپسنده! پسندیدن من دیگه این پست رو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | یک پاسخ

مجلس هفتم: پدر عشق و پسر



اما چه رو ب رو شدنی! پسری زخم خورده ،مجروح، خون آلود و لبها از تشنگی به سان کویر عطش دیده و چاک چاک ؛با پدری که انگار همه دنیاست و همین یک پسر. ادامه ی مطلب… اولین کسی باشید … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | یک پاسخ

مجلس ششم: پدر، عشق و پسر



من بودم و علی. و یک میدان دشمن. و تا چشم کار می کرد، سلاح. و تا دید می رسید، سوار. نمی دانم چقدر. آن قدر که بیابان در پس پشت و اطرافیان پیدا نبود. آن قدر که انگار خط … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | یک پاسخ

مجلس پنجم: پدر، عشق و پسر



عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر. من گمان نمی کنم در تمام عالم، میان یک پدر و پسر این همه عاطفه، این همه تعلق، اینهمه عشق، این همه انس و این همه ارادت حاکم باشد. من همیشه مبهوت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | یک پاسخ

مجلس چهارم: پدر، عشق و پسر



مقام سقایت در کربلا از آن عباس است؛ ماه بنی هاشم. در این تردید نیست، اما آنچه شاید تو ندانی این است که شب عاشورا، آب را ما آوردیم. من و سوارم علی اکبر با سی سوار و بیست پیاده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | یک پاسخ

مجلس سوم: پدر، عشق و پسر



سابقه یک چیز را تو خوب میدانی، چرا که از سویی بر می گردد به جد پدری ات- عروه بن مسعود ثقفی-که شبیه ترین مردم به عیسی بن مریم بود و از سادات اربعه صدر اسلام. و از سوی دیگر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۴ پاسخ

مجلس دوم: پدر، عشق و پسر



دیشب چگونه به خواب رفتم؟ چه گفتم؟تا کجا گفتم؟ هیچ نفهمیدم. نیمه های شب از صدای گریه تو بیدار شدم. آرام آرام تن خسته ام را به کنار پنجره رساندم. دیدم که بر سجاده نشسته ای و اشک مثل باران … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, کتاب, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۶ پاسخ

مجلس اول: پدر، عشق و پسر



به نام خدای خوب و مهربون. ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در داستان, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۸ پاسخ

داستانهای ناب/بخش چهارم



سلام دوستان عزیز ادامه ی مطلب… ۶ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در حرفای خودمونی, داستان, دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | ۷ پاسخ

سال اسب، دوست‌داشتنی‌ترین رام شده تاریخ



مار رفت، نهنگ رفت، خرگوش رفت، ببر و گاو و موش هم رفتند تا دوباره نوبت رسید به اسب! به این موجود قد بلند، زیبا و کمر باریک که سهراب سرانجام ندانست چرا می‌گویند حیوان نجیبی است. همانطور که شما … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, دسته‌بندی نشده, زندگینامه, سرگرمی, گفت و گو, معرفی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , | ۳ پاسخ