بایگانی برچسب: s

چند خاطره ی طنز دیگه از رزمندگان و شهدای عزیز



من شهید شده ام! ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | ۸ پاسخ

الاغی که عملیات رو لو داد



سلام دوستان حال و احوالتون چطوره؟ ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۱۰ پاسخ

سوتی یه رزمنده



فروردین ۶۲ در عملیات «والفجر ۱» در منطقه‌‌ی شمال فکّه، تک‌تیرانداز یکی از گردان‌های خط شکن لشکر «۳۱ عاشورا» بودم. نیمه‌شب بعد از حماسه‌آفرینی بسیجی‌های عاشورایی، خط را شکستیم. در جنگ میان نفرات دشمن، افرادی غیر عراقی بودند؛ ازجمله: کماندوهای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۱۲ پاسخ

غیبت عجب‌ کیفی‌ داره‌ هاااااا.



تقصیر خودش‌ بود. شهید شده‌ که‌ شهید شده‌. وقتی‌ قراره‌ با ریختن‌ اولین‌قطره‌ خونش‌، همه‌ گناهانش‌ پاک‌ شود، خیلی‌ بخیل‌ و از خود راضی‌ است‌ اگرآن‌ کتک هایی‌ را که‌ من‌ بهش‌ زدم‌ حلال‌ نکند. تازه‌، کتکی‌ هم‌ نبود. دو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , | ۶ پاسخ

ماجرای اکبر کاراته و الاغ شیمیایی شده در جبهه



اکبر کاراته، الاغ شیمیایی شده‌ای رو از خونه خرابه‌های آبادان پیدا و با کلی دوا درمون سرپاش کرد. یه خورجین انداخت روی الاغو روش نوشت: سوپر طلا، دربست به همه نقاط کشور! ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , | ۲ پاسخ

دو خاطره ی باور نکردنی از تفحص شهدا



آن چه می خوانید دو خاطره از ماجرای تفحص شهدا در مناطقه فکه به روایت مجید پازوکی است. ادامه ی مطلب… ۷ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , | ۲ پاسخ

تقی چغندر، دوغ و محمود کله ی گور به گور شده



آفتاب عمود می تابید، هوا گرم و شرجی، شهردار بخت برگشته، پشت خاکریز، با پای برهنه، لخت، با چفیه ائی بر شانه، شلوار گشاد کردی، عرق چکان، با یک پارچ و لیوان، کنار دیگ دوغ، با ژستی بخور و نمیر، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , | ۵ پاسخ