بایگانی برچسب: s

چند خاطره ی طنز از روزهای اسارت



منصور علی‌پور یکی از اسیران آزاد شده شیرازی در کتاب «بیست و پنج خاطره از آزادگان شیراز» می‌گوید: «یک روز یک سرباز عراقی از یکی از بچه‌ها پرسید: چرا می‌خندی؟ او جواب داد: من نخندیدم، سرباز عراقی از من پرسید: … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۴ پاسخ