بایگانی برچسب: s

الاغی که عملیات رو لو داد



سلام دوستان حال و احوالتون چطوره؟ ادامه ی مطلب… ۳ نفر این پست رو پسندیدن! پسندیدن من دیگه این پست رو نمیپسندم!

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۱۰ پاسخ

سوتی یه رزمنده



فروردین ۶۲ در عملیات «والفجر ۱» در منطقه‌‌ی شمال فکّه، تک‌تیرانداز یکی از گردان‌های خط شکن لشکر «۳۱ عاشورا» بودم. نیمه‌شب بعد از حماسه‌آفرینی بسیجی‌های عاشورایی، خط را شکستیم. در جنگ میان نفرات دشمن، افرادی غیر عراقی بودند؛ ازجمله: کماندوهای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | ۱۲ پاسخ

چند خاطره ی طنز از روزهای اسارت



منصور علی‌پور یکی از اسیران آزاد شده شیرازی در کتاب «بیست و پنج خاطره از آزادگان شیراز» می‌گوید: «یک روز یک سرباز عراقی از یکی از بچه‌ها پرسید: چرا می‌خندی؟ او جواب داد: من نخندیدم، سرباز عراقی از من پرسید: … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات, داستان, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | ۴ پاسخ