بایگانی برچسب: s

داستان های شیوانا : مترسک بدون پا!



شیوانا از جاده‌ای می‌گذشت. مرد میانسالی او را شناخت. خودش را نزدیک او رساند و با او همسفر شد. مدتی که گذشت مرد میانسال شروع به تعریف از خودش کرد و گفت: “من چندین زبان خارجی آموخته‌ام و به علم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در حرفای خودمونی, داستان | برچسب‌شده , , | ۶ پاسخ